واکاوی ریشه‎های بحران لیبی در گفت وگو با جعفر قنادباشی، کارشناس آفریقا:

نبرد حفتر با اسلامگرایان اخوانی است

بین الملل /
شناسه خبر: 461050

لیبی در پنج روز گذشته دستخوش جدی‎ترین بحران این کشور از زمان سقوط قذافی تاکنون بوده‎ است. جنگ قدرتی بین دو قوای حاکم بر این کشور که یکی در بنغازی حکم می‎راند و دیگری در طرابلس.

 
 
 
 
 
 
 
 
 درباره چرایی لشکرکشی خلیفه حفتر، ژنرال مرموزی که در سقوط قذافی نقش کلیدی داشت، به سمت طرابلس که لیبی را در وضعیت جنگ داخلی قرار داده با جعفر قنادباشی، کارشناس آفریقا گفت‌و‌گو کرده‎ایم که می‎خوانید:
 
چرا حفتر به سمت طرابلس لشکرکشی کرد؟
خلیفه حفتر در حال پیاده کردن برنامه و اهدافی است که از سه سال پیش برای آن برنامه‌ریزی کرده است. هدف اصلی او در این برنامه قبضه کردن قدرت در لیبی و تشکیل یک حکومت مبتنی برخواسته‎های دولت‎های غربی و ائتلاف عربی است. طی این سه سال گذشته شرایط مساعدی برای عملیات او وجود نداشت. چون نیروهای او هنوز قابلیت لازم را نداشتند و از طرفی دیگر شرایط داخل لیبی هم به او اجازه نمی‌داد، دست به چنین حرکاتی بزند. اما اکنون شرایط را مهیای برآورده شدن خواسته‎های خود می‎بیند بویژه که مردم در شرایط کنونی بسیار خسته شده‎اند و دولت وفاق ملی آقای فایز سراج در طرابلس هم نتوانسته اقداماتی انجام دهد.
اما دو عامل خارجی هم باعث شده تا خلیفه حفتر به فکر این جنگ قدرت بیفتد. نخست این‌که در حال حاضر اغلب کشورها در شمال آفریقا گرفتار درد مزمن بی‌ثباتی بوده و در حال فروپاشی هستند. در چنین وضعیتی آقای حفتر تصور می‎کند با توجه به این‌که سودان در شرایطی است که نمی‌تواند به اسلامگراهای اخوانی لیبی کمک کند، پس بهترین فرصت است تا این اقدام را انجام دهد. علاوه بر این غربی‎ها هم که نگران ناآرامی‎ها در شمال آفریقا هستند، علاقه‌مند هستند یک شخص واحد در لیبی قدرت را به دست بگیرد و کشوری آرام در شمال آفریقا به وجود آید. به نظر می‎رسد، خلیفه حفتر در همین ارتباط چراغ سبزهایی را از طرف غرب، بویژه فرانسوی‎ها برای این عملیات دریافت کرده است.
به جز اینها، لیبی در آستانه انتخاباتی است که قرار بود پاییز سال 2018 انجام شود اما به تأخیر افتاد و انتظار می‎رود در تابستان امسال برگزار شود. طی این انتخابات بنا است هم قانون اساسی جدیدی نوشته شود و هم این‌که رئیس جمهوری تعیین شود. حفتر این عملیات را به این دلیل در آستانه انتخابات انجام داد که او و حامیان غربی و منطقه‎ای‌اش مثل عربستان و امارات و.. چنین احساس کردند که اگر انتخاباتی در لیبی برگزار شود، اسلامگراها و بخصوص اخوانی‌ها پیروز انتخابات خواهند بود. لذا برای جلوگیری از چنین رخدادی با برپایی این جنگ، انتخابات را به تعویق می‌اندازند تا شرایط انتخابات نیز به تبع آن تغییر کند.
نقش عربستان را در این درگیری‎ها چگونه برآورد می‎کنید؟
بحث عربستان و قطر بحث اخوان است. عربستان بشدت نگران تشکیلات اخوان است که نه تنها در 57 کشور اسلامی بلکه در 99 کشور جهان فعالیت دارد. لذا هر جا که اخوانی‌ها می‌خواهند پیروز شده و گسترش پیدا کنند عربستان جلوگیری می‌کند. حفتر که از جمله مخالفان اخوانی‎ها تلقی می‌شود، تحت حمایت جناح عربستان است. نقطه مقابل آنها قطر و ترکیه به عنوان حامیان اخوان هستند. شاید بندهای ارتباطی اردوغان با اخوان تضعیف شده باشد اما دولت قطر پیوندهای ارگانیکی خود با اخوان را حفظ کرده ‎است. لذا تضاد بین عربستان و قطر در واقع تضاد بین عربستان و اخوان است لذا در اینجا طبیعی است که قطری‌ها خواهان این باشند که در لیبی شرایط انتخابات فراهم شود و اسلامگرایان بر سر کار بیایند. لذا ما در مناقشاتی که در لیبی به وجود آمده است شاهد درگیری‌هایی نامحسوس بین عربستان و قطر هستیم اما عمده‌تر آن کشورهای غربی هستند یعنی امارات به نمایندگی از انگلیس و عربستان به نمایندگی از امریکا و قطری‌ها به نوعی اخوانی هستند و بر روی صحنه آمده‌اند.
احتمال بروز جنگ داخلی در این کشور را چگونه ارزیابی می‎کنید؟
لیبی در طی 7 سال گذشته هیچگاه عاری از جنگ داخلی نبوده است هیچ‌وقت ساکت نبوده است و همیشه جبهه‎های درگیری در لیبی بوده است. یک زمانی داعشی‌ها بودند و زمانی دیگر همین دو گروهی که در دولت لیبی هستند باهم درگیر شدند. الآن هم یک جنگ داخلی است و ما شاهد جنگی هستیم که خبرگزاری‌های غربی به اشتباه می‌گویند، جنگ بین دولت وفاق ملی و آقای حفتر ولی جنگ بین اینها نیست جنگ بین آقای حفتر و نیروهای محلی و مذهبی و مسلحی است که مسلمان هستند و محور اصلی آنها هم گروه‌های اخوانی است.
آیا باید انتظار داشته باشیم در پایان این درگیری‎ها لیبی یکدست شده و فقط یک گروه بر آن حاکمیت کند و از وضعیت فعلی و دو دولتی خلاص شود؟
الان برنامه آقای حفتر همین است.منتها برنامه‌ای که او دارد شبیه برنامه آقای سیسی است. حفتر می‌خواهد یک حکومت نظامی در لیبی تشکیل دهد و همه گروه‌های اسلامی را قلع و قمع کند. مردم لیبی نیز دوستدار تشکیل دولت مقتدر و مستقل بدون تأثیر پذیری از غرب هستند. دولتی که مبتنی با فرهنگ آنها باشد لذا تشکیل دولت مقتدر خواسته مردم لیبی است. اما نه دولتی که غربی‌ها یا سازمان ملل برای آنها بسازد. چون بشدت از سازمان ملل متنفر هستند مردم لیبی نسبت به فائز سراج و آقای حفتر که مدت‌ها در زمان آقای قذافی خارج از کشور بودند و از درد مردم خبر ندارند و علاقه‌مند هستند در لیبی تسلط پیدا کنند نفرت دارند. یعنی این دو شخص در میان مردم محبوبیت و مشروعیت ندارند و لذا تشکیل دولت مستقل برای لیبی بسیار خوب است اما نه دولتی که مبتنی بر فرهنگ غرب و قانون اساسی وارداتی باشد.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.