چشم های امیدوار به پشت دیوار

حوادث /
شناسه خبر: 456887

کوبیدن 3 باره چکش بر روی میز و جمله «ختم جلسه دادگاه اعلام می‌شود» اگرچه پایانی بر رسیدگی به یک پرونده است اما آغازی بر دردسرهای انسانی است که به عمد یا سهو هر روز با طلوع خورشید چوب خطی بر دیوار سلول می‌کشد و خودش را با جمله «چون می‌گذرد غمی نیست» قانع می‌کند تا شاید شاکی پرونده دلش به رحم آید





 و او را ببخشد و یا عفو شامل حالش شود تا دوباره بتواند بدون حصار و دیوار و سیم‌های خاردارهای متراکم آزادانه در خیابان راه برود و از آن محبس رهایی پیدا کند.اما این نگاه یک سوی ماجراست. شاید سوی دیگر آن تا حد زیادی تلخ‌تر و سنگین‌تر از سایه دیوارهای بلند ندامتگاهی باشد که دست او را از دستان خانواده‌اش دور کرده است؛ خانواده‌ای که روزی او را پشتیبان و حامی و مایه دلگرمی شان می‌دانستند حالا با حبس او دیگر نور امیدشان کم سو‌تر از ماه‌ها و سال‌های قبل شده است.
دیگر کسی نیست که بتواند آنها را حمایت کند و مخارج زندگی بخور و نمیرشان را تأمین کند. در این مطلب روی صحبت ما تبهکاران، جنایتکاران و خلافکاران حرفه‌ای نیست، بحث بر سر افرادی است که ناخواسته و به خاطر یک ندانم کاری ناچارند که سال‌ها پشت دیوارهای زندان برای آزادی لحظه‌شماری کنند.آنها درآمدی ندارند که بتوانند از عهده خرج و مخارج زندگی خانواده شان بر آیند و باید فقط افسوس و حسرت بخورند و به این فکر کنند که چه بر سر زن و فرزندانشان می‌آید. البته بنیاد تعاون ندامتگاه‌ها که یک مجموعه مردمی و غیرانتفاعی است در حد توانش ماهیانه حدود 300 تا 400 هزارتومان برای زندانیان اختصاص می‌دهد که نیمی از آن را به خانواده زندانیان و نیمی دیگر را به خود زندانیان می‌دهد. با در نظر گرفتن شرایط اقتصادی حال حاضر جامعه و تورم و گرانی موجود حتی اگر کل این مبلغ را هم به خانواده زندانیان بدهند بازهم دردی از آنها دوا نمی‌کند.
همین امر موجب می‌شود تا بستری برای انحرافات اقتصادی بسیاری از افراد دربند رقم بخورد. بنابراین بجاست مسئولان ذیربط تا تبعات منفی این موضوع بیش از پیش گریبانگیر جامعه نشده برای آن تدابیر مهمی بیندیشند و حداقل در فواصل مختلف برای محکومان غیرعمد کمک‌های مالی و سبدهای کالایی حمایتی در نظر بگیرند.
به تازگی خبری از ندامتگاه تهران بزرگ به دست مان رسید که مسئول مددکاری این ندامتگاه در اقدامی شایسته این امر مهم را با کمک خیرین بیرون از زندان محقق کرده و ماهیانه مبلغی را به عنوان هدیه به زندانیان پرداخت می‌کند تا از فکر و فشاری که بر خانواده شان وارد شده کاسته شود. حتی هر دو تا سه ماه یکبار هم سبدهای کالایی حمایتی برای خانواده زندانیان در نظر گرفته و حالا هم که در آستانه نوروز هستیم مبلغی هم به عنوان عیدی از سوی خیرین گمنام به آنها پرداخت کرده است.این مسأله شاید برای بسیاری از ما در حد یک خبر باشد اما برای خانواده‌هایی که ماه‌ها و سالهاست که روزنه امیدشان کم فروغ شده نور امیدی است که آنها را به آینده
امیدوارتر می‌کند.
موضوع کمک به زندانیان غیرعمد در ندامتگاه تهران بزرگ باید الگویی شود برای سایر ندامتگاه‌های موجود در کشور تا آنها هم با کمک و حمایت خیرین هر شهر که تعدادشان کم هم نیست، گام بلندی در امیدواری و امیدبخشی به زندانیان و به خصوص خانواده هایشان بردارند.یقیناً اگر مرکزی وجود داشت و می‌توانست وضعیت خانواده‌های زندانیان را پس از زندانی شدن سرپرست و حامی خانواده بررسی کند و مورد آسیب شناسی قرار دهد قطعاً آمار انحرافات اخلاقی، اقتصادی و اجتماعی کاهش می‌یابد و میزان تبعات منفی آن بر جامعه غیرقابل دفاع و انکار خواهد بود.
اگر به این نکته توجه داشته باشیم که انسان ها به صورت زنجیروار به یکدیگر متصل اند، آنگاه دیگر در بروز هر ناهنجاری از سوی یک فرد و سرایت آن به طرق مستقیم و غیرمستقیم تردیدی وجود نداشت.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.