سفرنامه های نوروزی در اینستاگرام

مجالی برای فخرفروشی و حسرت

گزارش /
شناسه خبر: 456783

هرسال دم عید تصمیم می‌گیرد صفحه اینستاگرامش را از روی گوشی پاک کند. اصلاً می‌تواند به کل غیرفعالش کند. آره، این‌طوری بهتر است. دیگر وسوسه نمی‌شود هر 10 دقیقه یک بار گوشی را بردارد و چک کند چه کسی کجا رفته و چقدر دارد خوش می‌گذراند.

  حالا نه اینکه حسودی کند اما خب دلش می‌خواهد دیگر؛ او هم آدم است آخر. این حال و روز میناست. مینا مجرد و شاغل در یک شرکت خصوصی است. با پدر و مادرش زندگی می‌کند و تنها فرزند مجرد خانواده است. عیدهای مینا تشکیل می‌شود از میزبانی اقوامی که برای عیددیدنی به خانه پدر و مادرش که بزرگ فامیل هستند، می‌آیند. برنامه همیشه همین است. تقریباً هیچ وقت سفر در برنامه تعطیلات نوروز برایش جایی نداشته. نه اینکه لزوماً پولش را نداشته باشد، بالاخره اندک پس‌اندازی دارد، اما آنچه پای سفر رفتنش را می‌لنگاند، شرایط خانه و روال همیشگی است. یک بار هم که خواست یک تور تفریحی با دوستش برود، مادر لب ورچید که حالا توی عید‌ داری من را دست تنها می‌گذاری؟ که همین یک جمله باعث شد مینا قید آن سفر را هم بزند.
حالا اما مینا چند سالی است دل به خوشی‌های دیگران سپرده. اولش جذاب و حتی هیجان‌انگیز بود. عکس‌‌های سفر دوستان و آشنایان را می‌دید و خودش انگار سفری خیالی به آن دیار کرده بود. عکس‌های رنگی با صورت‌های شاد و لب‌های پرخنده. عکس‌های مسافرت‌های خارجی جذابتر هم بودند؛ یک دنیای دیگر بود به هرحال. مینا عکس‌ها را به مادر نشان می‌داد و با هم غرق در تماشا می‌شدند. مادر هم زیاد سفر نرفته؛ چند باری مشهد و اصفهان و یک بار مکه، باقی هم سفرهای پراکنده به اطراف شهر.
از یک جایی به بعد مینا اما دیگر با عکس‌ها سرگرم نمی‌شد. در واقع بیشتر دلش می‌گرفت و به شانس خودش لعنت می‌فرستاد. از نظرش همه خوشحال‌تر و خوشبخت‌تر از او بودند. دوست‌هایش یکی یکی ازدواج می‌کردند و اینستاگرام  پر شده بود از عکس‌های دونفره شان. دونفره سال را تحویل می‌کردند، دونفره سفر می‌رفتند و دو نفره سیزده را بدر می‌کردند؛ همه‌اش جلوی چشم‌های مینا که هم بی‌یار بود و هم فرسنگ‌ها دور از سفر.
مینا دلش می‌خواست صاحب یکی از آن عکس‌های رنگی شاد باشد؛ در کمپینگ، در هتل، در قلعه‌ای تاریخی، در کنار ساحل و...
حالا یکی دو سال است با خودش کلنجار می‌رود دیگر سراغ اینستاگرام نرود اما باز وسوسه می‌شود. امسال اما قطعاً اینستاگرام را از روی گوشی‌اش پاک خواهد کرد.
هاله صاحب یکی از آن عکس‌های دونفره شاد است. هرسال عید پس‌زمینه عکس‌ها عوض می‌شود. یک سال آنتالیا، یک سال دبی، یک سال  هم اسپانیا. بله با آن سفر اروپایی آخر، دیگر حسابی آه از نهاد همه درآورد. دوست‌ها دیدند و شاد شدند و دشمن‌ها لابد حسابی حسرت خوردند. هاله اصلاً همین را هم می‌خواهد. سر همان سفر آنقدر با شوهرش جنگ و دعوا کرده بود تا عاقبت راضی شود قید پس‌انداز چندین و چندساله را بزند و راهی سفری یک هفته‌ای به اسپانیا شود. حالا اینکه هتلش سه ستاره بود و شهرش کمی دورافتاده، اهمیت زیادی نداشت، مهم همان لوکیشینی بود که بالای عکس می‌خورد و هاله را چندین قدم بلند از بقیه جلو می‌انداخت. در طول همان یک هفته چیزی حدود 50 عکس در اینستاگرام گذاشت و کلی استوری. از لحظه بیدار شدن و آفتاب مایل روی کف چوبی اتاق گرفته تا بشقاب صبحانه با منظره دل‌انگیز دریا تا لیوان چای و قهوه‌ای که کپشنی رمانتیک برایش نوشته بود و در نهایت گفته بود که جای همه دوستان خالی است.
همه می‌دانند هاله هر عید حتماً برنامه سفری جذاب دارد و با آپلود روزی حداقل 5 عکس در اینستاگرام فعال خواهد بود. هاله در تمام عکس‌ها شاد و خندان است و به نظر می‌رسد خیلی دارد به او خوش می‌گذرد و رابطه‌اش هم با شوهرش بشدت عاشقانه است. این وسط کسی خبر ندارد آنها بارها تا پای جدایی پیش رفته‌اند و مشکلاتشان آنقدر عمیق است که اخیراً در خانه اتاق‌هایشان را هم از یکدیگر جدا کرده‌اند. اگر هنوز چیزی هاله را در این زندگی نگه می‌دارد، تصویری است که در اینستاگرام از خود و زندگی‌اش برای دیگران ساخته. چطور می‌شود این تصویر زیبا و آرمانی را به یک باره نابود کرد؟ نه، اینجوری دشمن‌ها شاد می‌شوند و می‌گویند آهان، دیدی! یک جای کارشان ایراد داشت. گفته بودیم خوب و خوش بودنشان تصنعی است. آخر مگر می‌شود همه چیز اینقدر خوب و رؤیایی باشد؟!
هاله اینها را بارها در ذهنش مرور کرده و هربار به این نتیجه رسیده که بهتر است این تصویر را هرطوری که هست، حفظ کند. امسال هم به رسم سال‌های قبل از مدتها پیش در تلاش است سفری را برنامه‌ریزی کند. اوضاع مالی زیاد خوب نیست و پس‌انداز قابل‌توجهی هم ندارند اما یک تور ارزان قیمت گرجستان پیدا کرده که حداقل امکانات را دارد ولی به هرحال سفر خارج است دیگر و می‌ارزد. هاله امسال هم اینستاگرامش را پر می‌کند از عکس‌های شاد و رنگی.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.