عید خوب است اما بدون دید و بازدید

ما از عیددیدنی متنفریم

گزارش /
شناسه خبر: 456763

تصویری که قدیمی‌ها از عید دارند با تصویر جوان‌های امروز از نوروز، زمین تا آسمان فرق دارد. برای قدیمی‌ها عید نوروز یک ضیافت دوست‌داشتنی بود از 15 اسفند تا سیزده بدر. با همه رسم‌ها، خنده‌ها و رنگ‌هایش. با همه عید‌دیدنی‌ها و دیدن فامیل و دوست.

 نه اینکه برای جوان‌های امروزی عید بی‌اهمیت باشد، نه! آنها هم ذوق شب عید و خرید سبزه و وسایل هفت‌سین را دارند اما دقیقاً فقط تا همین جا. آنچه بعد از سال‌ تحویل اتفاق می‌افتد غیر از سفر رفتن و فیلم و سریال دیدن و خوابیدن، یک جورهایی ملک عذاب خیلی از جوان‌هاست. دوستش ندارند و به هر قیمتی و با هر شیوه‌ای می‌خواهند از دستش فرار کنند. فرار از دست عذابی به‌ نام عید دیدنی!
دی‌اکتیو تا 15 فروردین
نه عیدی گرفتن می‌تواند دلشان را با عیددیدنی صاف کند نه شیرینی و شکلات خوردن. از چند روز قبل از عید غر می‌زنند و برای پدر و مادر خط و نشان می‌کشند که اگر کسی برای عیددیدنی بیاید از اتاق‌شان بیرون نمی‌آیند و کسی هم حق ندارد مجبورشان کند برای پس دادن بازدید و میهمانی رفتن. کم هم دعوا نکرده‌اند سر این موضوع و چه عیدهایی را که با داد و هوار برای خودشان و بقیه زهرمار نکرده‌اند. حالا که بیشتر زندگی جوان‌ها یا حداقل بخش مهمی‌ از آن در شبکه‌های اجتماعی می‌گذرد غر زدن‌هایشان را آنجا هم می‌برند. غرهایی که معمولاً از اول اسفند آغاز و هرچه به عید نوروز نزدیک می‌شویم با قدرت بیشتری پیگیری می‌شود. البته در طول سال هم به بهانه‌های مختلف گاهی تکه‌ای به عیددیدنی می‌اندازند و تنفرشان را در شوخی‌هایشان بالاخره اعلام می‌کنند: «فوبیای عیددیدنی گرفتم از الان»، «فاجعه اصلی اینه که
یارو کله صبح میاد عیددیدنی»، «کاش عیددیدنی‌ای در کار نبود، شماره کارت می‌دادیم، عیدیارو کارت به کارت می‌کردن»، «کاش می‌شد دو هفته عید خودمو دی‌اکتیو کنم. هیچکدوم از کسایی که میرن و میان عیددیدنی رو نبینم. ۱۵ فروردین خودمو اکتیو کنم دوباره برم سر زندگی روزمره‌ام.»
دلیل این همه تنفرشان از یک رسم قدیمی خیلی هم پیچیده و عجیب و غریب نیست و در چند مورد خلاصه می‌شود. لااقل دو دلیل‌ اصلی این‌هاست؛ پشت سر هم و چندبار دیدن فامیل در طول یکی دو هفته، معاشرت با آدم‌‎هایی که به قول خودشان با آنها میانه‌ای ندارند و باید به شوخی‌های بی‌نمک‌شان بخندند. سارا در خیابان ولیعصر و بالاتر از میدان، میان مردمی که حالا جمعیت‌شان در پیاده‌رو چند برابر روزهای دیگر سال شده آرام راه می‌رود و بی‌خیال گاهی نگاهی می‌اندازد به مغازه‌ها.
رو‌به‌روی یکی از کفش‌فروشی‌ها می‌روم کنارش و سر صحبت را باز می‌کنم. تا اسم عیددیدنی را می‌آورم می‌گوید:«اوه اوه» می‌گویم تو هم بدت میاد؟ چشم‌هایش را می‌برد بالا بعد نگاهم می‌کند و می‌گوید:«افتضاح! یعنی چی آخه؟» دلیلش تقریباً همین‌هایی است که نوشتم: «سال تا سال طرف را نمی‌بینی بعد مجبوری به فاصله یک روز دو بار ببینیش. تازه ممکن است بروی خانه یک فامیل دیگر و آنجا هم او را ببینی. واقعاً چرا کسی این رسم را عوض نمی‌کند؟»
علیرضا و مهدیار را در خیابان کریمخان می‌بینم. از یک کافه بیرون می‌آیند و بلند بلند می‌خندند. آنها هم تا موضوع گزارش را می‌شنوند باهم می‌گویند: «وای وای!» بعد مهدیار می‌گوید: «بابا بنویسید برای عیددیدنی بی‌خیال ما شوند.» علیرضا از این می‌گوید که خیلی از فامیل‌هایشان را دوست ندارد: «از بعضی بچه‌هایشان بدم می‌آید. وقتی هم می‌آیند خانه ما پدر و مادرم مجبورم می‌کنند با آنها حرف بزنم و گرم بگیرم. بابا فازمان بهم نمی‌خورد. اما مگر گوش می‌دهند؟» جالب است که مهدیار و خانواده‌اش خیلی هم فامیل ندارند اما برای همان‌ها هم جبهه می‌گیرد: «ما کم جمعیتیم. خیلی‌ها هم رفته‌اند خارج. مادر و پدرم خانه یکی دو نفر می‌روند و آنها می‌آیند همین. تازه اگر برویم سفر که دیگر هیچ. اما برای همان دو سه تا هم گاهی حوصله ندارم. دلم می‌خواهد ولو شوم و صبح تا شب سریال ببینم یا تا لنگ ظهر بخوابم یا عصر با بچه‌ها بروم بگردم. اینها از عیددیدنی جذاب‌تر است.»
به‌شما ربطی ندارد
این‌هایی که برای تنفر از عیددیدنی خواندید، می‌شود گفت دلیل اصلی نیستند. مهم‌ترین دلیل مخالفت جوان‌ها با این رسم که روزی دوست داشتنی بود «سؤال» است! سؤال‌هایی که میهمان‌ها و میزبان‌ها از جوان‌ها می‌پرسند: «درست کی تموم می‌شه؟ چرا ازدواج نمی‌کنی؟ کار پیدا نکردی؟ چرا بچه دار نمی‌شین؟!»
این سؤال‌ها دستمایه شوخی و خنده در شبکه‌های اجتماعی هم هست، مخصوصاً در ایام عید: «پارسال هرکدوم از فامیل‌ها که برای عیددیدنی میومدن می‌پرسیدن خوب به سلامتی سیما جون کی قراره ازدواج کنه؟ منم با کمال احترام جواب می‌دادم دیروز. امیدوارم امسال دیگه نپرسن چون باید بگم هفته قبل و جمله طولانی می‌شه و من حوصلشو ندارم»، «بعد از رمز وایفای‌ تو چنده، شارژر سوزنی داری؟ مقام دوم رو در بین پرتکرارترین سؤالات عیددیدنی داره. زن نگرفتی؟هم رو سکوی سومه»، «چرا چاق شدی؟ چرالاغرشدی؟ چرا عروس نشدی؟ چرا زنده‌ای؟ چراچراچرا؟ عیددیدنی برای من یعنی همین اعصاب خردکنی‌های معده درد‌آورمزخرف.»، «به نظرم تو عیددیدنی‌های امسال هرکی پرسید چرا ازدواج نکردی ظرف آجیل رو بکوبین تو دماغش.»
اینقدر این ماجرا جدی است که تی‌شرت عیددیدنی هم برایش درست کرده‌اند. بعضی از خوش‌ذوق‌ها از چند سال پیش با فتوشاپ تصویری از تی‌شرتی درست کرده‌اند و در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کنند که به گفته خودشان باید حتماً در عیددیدنی‌ها بپوشند تا فامیل دیگر از آنها سؤال نپرسد. روی تی‌شرت‌ها نوشته شده: «مهمان محترم به تو هیچ ربطی نداره کی درسم تموم می‌شه و کی ازدواج می‌کنم.» یا «اینکه من کی ازدواج می‌کنم مسأله شما نیست.»
علیرضا می‌گوید:«اگر قصدشان این است که سر حرف را باز کنند چرا یک راه دیگر پیدا نمی‌کنند؟ اگر از خودشان کسی مدام سؤال بپرسد کلافه نمی‌شوند؟ بابا بی‌خیال ما شوید!» حالا متوجه شدید چرا خیلی از جوان‌ها از عیددیدنی متنفرند؟!

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.