به بهانه 23 اسفند سالروز درگذشت ادیب برومند، شاعر ملی و فعال سیاسی

شوریده‌ای میهن دوست

فرهنگی /
شناسه خبر: 456633

دو‌ سال از درگذشت پدر می‌گذرد. در رهگذار خاطرات دوران کودکی و‌ جوانی، نگاه مهرآمیزش را به یاد می‌آورم. صدای پرتوانش را که در گوش جانم طنینی شورانگیز داشت؛ صدایی نیروبخش که یاریگر من در رویارویی با اندوه زمانه و ناروایی‌های زندگی بوده و هست.

 
 
 
 
 
پدرم شوریده‌ای میهن دوست بود. میهنی که به آن عشق می‌ورزید، آب و خاکش را می‌ستود و دل به هوای دل‌انگیز و‌ طبیعت سحرآفرینش سپرده بود. دلداده‌ای که در آغاز جوانی بیشه‌های سرسبز و رازآلود اطراف زاینده‌رود او را به خود فرا می‌خواند؛ در سایه نارونی آرام می‌گرفت و نخستین ترانه سروده‌های شیدایی‌اش را با نسیم جانفزای بهاری همراه می‌ساخت.
وطن‌خواهی‌اش نیز از همان دوران‌ها شکل گرفت. او جوانی آرمان‌خواه بود که به ایران سربلند می‌اندیشید. نابسامانی‌های اجتماعی و سیاسی را برنمی‌تابید و در آرزوی ایرانی آباد و آزاد شعر می‌سرود‌. شعرهایی که در روزنامه‌های دهه بیست به چاپ می‌رسید. او که خواستار یکپارچگی و‌ سرافرازی ایران بود سال ۱۳۲۶ با نگارش «ایران پرآشوب» که آمیزه‌ای از نظم و نثر بود به انتقاد از بی‌سر و سامانی اوضاع اجتماعی و سیاسی ایران پرداخت و آرزوی خود را در برپایی خیزشی علیه تجاوز بیگانگان و بی‌عدالتی روی صحنه نمایش برد.
پدر سال‌های پس از آن، آرمان‌های استقلال طلبی و آزادی‌خواهی را در همراهی با دکتر محمد مصدق و نهضت ملی شدن صنعت نفت و مبارزه با سیاست‌های استعماری پی‌ گرفت و شعرش بازتاب مبارزات مردم ایران علیه بیدادگری و خودکامگی شد و تا آخرین لحظه عمر گران‌بارش استوار بر باورهای ملی و میهنی شعر سرود و در راه دستیابی به آزادی و دموکراسی گام برداشت. دلبستگی او به میهن از آب و خاک فراتر می‌رفت او شیفته موسیقی ایرانی بود. بارها و بارها نغمه‌های شورآفرین و تصنیف‌های عارف و شیدا را به گوش جان می‌شنید و گاه و بی‌گاه آنها را با صدایی موزون زمزمه می‌کرد. تصانیفی که گاه اشک شوق به چشمانش می‌آورد و‌ با یادآوری ناکامی‌های تاریخی اندوهی ژرف وجودش را تسخیر می‌کرد. پدر نگاهی تحسین‌برانگیز بر آثار نگارگری، خوشنویسی، تذهیب و... داشت و در گردآوری، مرمت و نگهداری از آنها اهتمام می‌ورزید.
با شوری وصف‌ناپذیر چنانکه گویی زنگار غم از دل می‌زداید گرد و غبار قلمدان‌ها، قاب آینه‌ها و تابلو‌ها را با پارچه‌ای مخصوص پاک می‌کرد و جلا می‌داد، مشتاقانه به آنها نظر می‌دوخت و ‌بر هنر نقش آفرینان آن آثار درود می‌فرستاد. او که به شکوهمندی ایران و شگفت‌آفرینی مردم سرزمین خویش باور داشت‌، تکریم و بزرگداشت ادیبان، دانشوران، اندیشمندان، هنرآفرینان و صنعتکاران را وظیفه هر ایرانی وطن‌دوست و بافرهنگ می‌دانست. پدر، شاعری توانمند و پایبند به اصول و معیارهای ادبی شاعران و‌ نویسندگان دوران گذشته بود و به نوآوری مضامین و موضوعات روز در چارچوب و قالب‌های شعر کهن اعتقاد داشت؛ چنان که در ابیاتی گفته است: «ادیب از گفته‌های نغز و دلجوی / سخن را نو به آیین کهن کرد» و یا «سخن نو آورم از محتوای فکر ظریف / ولی به ظرف سخن، مست ساغر کهنم»
از این‌رو همواره مشوق فرزندان به خواندن اشعار بزرگان شعر و ادب پارسی چون فردوسی، سعدی، حافظ و دیگر شاعران کهن ایران بود و بر درست‌نویسی تأکید ورزیده، ما را به پاسداری از فرهنگ و ادب این مرز و بوم ترغیب می‌کرد. او‌ شعر شاعرانی چون‌ادیب‌الممالک فراهانی، فرخی یزدی، عارف قزوینی، ایرج میرزا و میرزاده عشقی را که مضامینی اجتماعی و سیاسی داشت می‌پسندید و از معاصران به ملک الشعرای بهار ارادتی خاص داشت و او را مشوق خود در سرودن اشعار فاخر و پر مغز می‌دانست. در پایان به این نکته نیز اشاره کنم که فضای خانه ما همیشه آکنده از مهر به میهن، ادب دوستی و هنرپروری بود و بالندگی ما در چنین شرایطی حاصل دم‌سازی و هم آوازی پدر و مادری مهربان و با فرهنگ بود. یاد و خاطره آنان برای همیشه در دل و جانم‌ تابنده و فروزان خواهد ماند.
 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.