ترامپ و اهداف دور از دسترس مانده

بین الملل /
شناسه خبر: 456626

دونالد ترامپ قول داده نرخ کسر تجاری و فریز اقتصادی امریکا را در معامله‌های بین‌الملل خود کاهش بدهد و براساس اینکه به کدامین شکل به فرآیندهای کار دولت او نگاه کنیم، می‌توانیم وی را موفق یا ناکام بنامیم.

 
 
 
 
 
آمار نشان می‌دهد امریکا در سال پایان یافته 2018 به یک سری رکوردها رسید. رقم مجموع کسر تجاری امریکا در این سال به 621 میلیارد دلار رسید که این بالاترین رقم در 10 سال اخیر است و در قیاس با آمار 3/552 میلیارد دلاری یک سال پیشتر بسیار زیاد به نظر می‌رسد. یک رشد منفی 70 میلیارد دلاری چیزی نیست که ترامپ بپسندد و یا تأییدی بر اهداف سیاسی وی باشد. امریکا در سال 2018 چیزی حدود 5/2 تریلیون دلار کالا و وسایل خدماتی به سایر کشورها صادر کرد و در نقطه مقابل 1/3 تریلیون دلار کالای مختلف را وارد و به بخش‌های مختلف خود تزریق کرد.
مسائل مالیاتی و تعرفه‌گذاری‌های اقتصادی روی اجناس وارداتی نیز از مسائلی بوده که بر ساختار اقتصادی مورد نظر ترامپ اثر گذاشته و او را از برخی اهدافش دور نگه داشته است. تعرفه گذاری‌های کلان ترامپ روی اجناس چینی به قصد فشار آوردن به اقتصاد شکوفای این «قدرت» شرق آسیایی نیز از معادلاتی بوده که به سود ترامپ عمل نکرده است. موارد چهارگانه ذیل به درک بهتر این روال یاری می‌رساند.
نیاز و وابستگی امریکا
1 – آمار می‌گوید نرخ ضرر اقتصادی و کسر تجاری امریکا در سال گذشته که در صورت استناد به کالاهای ارشد تجاری وارد شده به امریکا به 2/891 میلیارد دلار بالغ می‌شود. این بزرگترین ضرر وارده به این کشور در تاریخ حیات امریکا به حساب می‎آید. آمار همچنین به ما می‌گوید اگر امریکا در سال 2018 چیزی حدود 3/6 درصد بیشتر از گذشته کالاهای صادراتی داشته، 5/7 درصد نیز بیشتر اشیای وارداتی را به بخش‌ها و بازارهای مختلف خود وارد کرده که مورد دوم نشانگر نیاز و وابستگی اقتصاد این کشور به محصولات سایر کشورها بوده و با اهداف و شعارهای ترامپ همخوانی ندارد. ایراد این جور تضادها زمانی بیشتر جلوه می‌کند که در نظر بگیریم حسن اصلی و نقطه قوت ترامپ طی 26 ماه زمامداری وی همیشه راهبردهای اقتصادی او به شمار آمده و وی به سبب سال‌ها فعالیت در عرصه‌های اقتصادی، در ظاهر مهارت لازم را برای افسار زدن به تورم‌های بزرگ و بیهوده در زمان‌های حکومت اوباما و بوش پسر و انتقال آنها به عصر حکومت خویش داشته است. البته آمار از مهار نسبی این تورم‌ها می‌گوید اما این روند به آن حد از کمال و رشد نرسیده که ترامپ و تیم کاری وی وعده آن را داده بود.
در مورد تعرفه‌های گذاشته شده روی کالاهای چینی نیز این نکته گفتنی است که نرخ ضرر اقتصادی امریکا در ارتباط با این کالاها در سال 2018 به 419 میلیارد دلار رسید که بالاترین رقم در تاریخ داد و ستدهای اقتصادی دو کشور است.
2 – پیدا کردن دلایل کسر تجاری مرتبط با فعالیت‌های امریکا در فرامرزها چندان هم سخت نیست. اقتصاد امریکا در سال 2018 که سال دوم پیاده شدن فرمول‌های کاری ترامپ بود به نسبت 9/2 درصد رشد کرد که این بیشتر از رشد 2/2 درصدی در سال 2017 بود. امریکا در شرایطی به تعرفه‌گذاری‌های کلان روی متاع‌های چینی پرداخته که پیش از هر زمانی به دریافت این کالاها برای توازن بخشیدن به معادلات و ارقام داخلی اقتصاد خویش نیاز داشته است. دولت ترامپ یک سال پیش به کم کردن نرخ مالیات‌ها به قصد تشویق بخش خصوصی به مشارکت هر چه بیشتر در امر فعالیت‌های بین‌الملل همت گماشته بود اما بزرگ و انباشته کردن بازارهای چینی و دور از دسترس ساختن بعضی کالاها در شرایط فعلی از همسو نبودن ترامپ و برخی نهادهای اقتصادی خصوصی و حتی دولتی خبر می‌دهد.
این تنزل‌ها زمانی جدی‌تر و وسیعتر و بدتر می‌شود که در نظر بگیریم دلار امریکا یک دوره قدرت اقتصادی را طی می‌کند و فراتر از سایر ارزهای رایج کشورهای عمده غربی عمل می‌کند و به تبع آن انتظار می‌رفت که ترامپ از این سلاح بیشتر و بهتر از اینها بهره گیرد.
3 – بسیاری از کارشناسان اقتصاد امریکا می‌پرسند با توجه به ثبات اکثر بازارهای داخلی این کشور و سودی که صاحبان کالاها از فروش پیوسته اجناس‌شان می‌برند، آیا بالا رفتن کسر تجاری امریکا و کم شدن بهره‌های این کشور از ارتباطات بین‌الملل واقعاً کسی را متأثر و زندگی مردم را سخت‌تر می‌کند. در فرانسه و حتی آلمان که پویاترین اقتصاد اروپا را در سه دهه اخیر داشته، وجود کسری تجاری ولو چشمگیر در هر یک از سنوات اخیر امری مرسوم و حتی از دید برخی اهالی فن، مسأله‌ای الزامی بوده زیرا معاملات و معادلات را همپا ساخته و صاحبان کالاها را از دریافت سودهای بیش از حد و افتادن در ورطه تورم‌های افراطی باز داشته است. مردم امریکا و بویژه طبقه متوسط این کشور که قدرت خریدشان به حد قابل توجهی می‌رسد، بندرت بابت افتادن دولت کشورشان به ورطه چالش‌های بین‌الملل ضرر دیده‌اند و امروز هم پیش از آن که نرخ سود و ضررهای دولت ترامپ در بالا و پایین کردن معادلات اقتصادی برایشان مهم باشد، مسائل سیاسی مهم و رتق و فتق این گونه نکات اهمیت دارد. چیزی که ترامپ با خارج کردن بخشی قابل توجه از زرادخانه «درگل مانده» امریکا از باتلاق‌های سیاسی و نظامی افغانستان، عراق و سوریه در انجام آن توفیق نسبی داشته است.
4 – چگونه باید از نرخ رشد امور اقتصادی منفی جلوگیری و کسر تجاری یک کشور در سطح امریکا را مدیریت کرد؟ ترامپ با تیم کارشناسی اقتصادی دور و بر خود طرح‌های متنوعی را ریخته و سنجیده است اما نیک می‌داند قدری کاستن از این معادله نیز یک پیروزی خواهد بود. مردم عادی و رسانه‌های کمال طلب دیدگاه مشابهی ندارند و اگر قرار باشد این روند به طرز محسوسی تغییر یابد به سیاست‌های کلان وسیعی نیازمند است که هر یک به گوشه‌ای دیگر از سیاست‌های ارزی و مکانیسم اقتصادی امریکا لطمه وارد خواهند کرد. حتی در دهه 1930 که اوضاع بسیار بد اقتصادی و عصر موسوم به رکود اقتصادی در امریکا حادث شد، دولت وقت این کشور وقت زیادی روی حذف کامل آن رویداد نگذاشت زیرا می‌دانست بر پایه آن فشار بخش‌های غیر مفید اقتصادی امریکا به خودی خود مضمحل خواهد شد و در پایان عمر مفید دیپرشن، می‌شد عمارت‌هایی نو برای اقتصاد امریکایی ریخت. نود سال بعد از آن در امریکا ترامپ مشغول خوشه چیدن از محصولات اقتصادی خویش به قصد آماده‌سازی عملیات وسیعتر برای دوره دوم ریاست جمهوری خویش در صورت تحقق این توفیق است. او وقت دارد که از 2020 تا 2024 نرخ پسرفت اقتصادی امریکا را بسیار بهتر سازد و در این راه حاضر نیست از زمان و امکانات کمتر فعلی خود هزینه کند. او این دستاورد را حتمی و غیر قابل لغو می‌داند.                                                                                  منبع: Csis. org    

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.