سال 97و جوانانی که از هیچ، همه چیز ساختند

تحمل فشار مثل زغال سنگ، درخشنده مثل الماس

گزارش /
شناسه خبر: 456228

سال 97 برای قشر جوان ایران سالی پر فراز و نشیب بود. سالی که در آن موفقیت های زیادی در عرصه های مختلف ورزشی ، علمی و فرهنگی به دست آمد و بازهم این واقعیت برای همه نمایان شد که موتور کشور برای چالاکی و چابک شدن نیاز به نیروهای جوان دارد که با ایده و توانایی های بالا می توانند کارهای مهم و خلاقانه ای انجام بدهند.

 در این میان برخی از آنها به چهره های معروف در سال 97 تبدیل شدند. بارها در فضای مجازی تصویر و یا گزارشی از آنها منتشر شد و مورد تقدیر قرار گرفتند. اما آنها بزرگترین پاداش فعالیت هایشان را رضایت مردم می دانند. جوانانی که برخی از آنها بدون هیچ ادعا خدمت کردن به مردم نیازمند و محروم را افتخاری بزرگ برای خود می دانند و یا جوانانی که با تلاش زیاد و غلبه بر مشکلات توانستند به آرزوی‌شان برسند. 
در روزهای پایانی سال 97 پای صحبت چند نفر از این جوانان که اخبار و عکس های زیادی از موفقیت ها و کارهای آنها در فضای مجازی و روزنامه ها منتشر شد نشستیم تا آنها از سالی که گذشت و فراز و نشیب های زندگی شان و برنامه های آینده بگویند.
---
معلم عشایر
خیلی از کسانی که اهل فضای مجازی بخصوص اینستاگرام هستند حتماً با معلم جوان عشایر منطقه مراوه تپه در شرقی‌ترین نقطه استان گلستان در مرز ایران و ترکمنستان آشنا هستند. مقداد باقرزاده جوان 28 ساله‌ای که به شوق آموختن به دانش‌آموزان محروم عشایر یک سالی است که با آنها از شیروان خراسان شمالی به استان گلستان کوچ می‌کند و هر روز سوار بر موتور دره‌های عمیق مراوه تپه را بالا و پایین می‌رود تا به بچه‌ها درس بدهد.
آن‌طور که خودش می‌گوید بهترین اتفاق سال 97 برای او بارندگی‌های خوب در استان های خراسان شمالی و گلستان است هرچند برای موتورسواری مثل او کم دردسر هم نبوده: «از نوجوانی علاقه زیادی به معلمی داشتم و تعلیم به دانش‌آموزان محروم‌ترین و دورافتاده‌ترین نقطه ایران را با عشق انتخاب کردم. تا سال قبل در روستای «آیرقایه» خراسان شمالی تدریس می‌کردم و امسال سراغ درس دادن به دانش‌آموزان عشایری رفتم. اردیبهشت هم همراه آنها از شیروان به منطقه مراوه تپه کوچ کردم و حالا صبح و عصر به 25 دانش‌آموز دختر و پسر مقطع ابتدایی درس می‌دهم.از وقتی فعالیت‌ها و عکس دانش‌آموزان و کلاس‌های درس این مناطق را در فضای مجازی منتشر کردم مردم ایران با لطف بزرگی که به من کردند دست‌های مهربان‌شان را برای کمک به دانش‌آموزان محروم دراز کردند و امسال در اول مهرماه با کمک مردم توانستم برای هزار دانش‌آموز محروم خراسان شمالی و شرق استان گلستان لوازم التحریر تهیه کنم و این روزها هم با 45 میلیون تومانی که مردم در اختیار من قرار دادند برای 900دانش‌آموز لباس عید خریدم و با کمک دوستان آنها را بسته‌بندی و بین آنها توزیع کردم. از اینکه در این مناطق به این بچه‌های محروم خدمت می‌کنم خوشحالم. هر روز بچه‌ها وقتی صدای موتور مرا می‌شنوند با شوق بالا و پایین می‌پرند و این بهترین تصویری است که هر روز در زندگی‌ام تکرار می‌شود.»
---
دختری از قصرقند
جلوگیری از ازدواج زودهنگام 4 دختر 13 تا15 ساله، ساخت 13 سرویس بهداشتی برای روستاهای کپرنشین، توزیع 33 مخزن آب در مناطق محروم، توزیع 3 هزار بسته غذایی در مناطق کپرنشین و ساخت سه مدرسه و مهمتر از همه آموختن قدرت «نه» گفتن به دختران کم سن وسالی که به اصرار خانواده باید تن به ازدواج می‌دادند از جمله کارهای بانوی جوانی است که باعث شد در سال 97 از سوی سازمان ملل به‌عنوان چهارمین بانوی روستایی برتر جهان و برترین زن روستایی ایران معرفی شود.
زیبا عزیزی‌، ‌زاده روستای عزیزآباد شهرستان «قصرقند» استان سیستان و بلوچستان است. او سال‌هاست که با سرزدن به روستاهای حاشیه شهرستان تلاش می‌کند تا دختران بازمانده از تحصیل را به خانه ایرانی که برای این بچه‌ها بنا شده است بیاورد و زمینه ادامه تحصیل آنها را فراهم کند. او ابتدا از روستای زادگاهش آغاز کرد و در کنار تدریس در مدرسه، با سفر به روستاهای مختلف خانواده‌ها را مجاب کرد به جای اجبار به دختران برای ازدواج در سن پایین آنها را برای تحصیل به مدرسه بفرستند: «امسال 12 دختر بچه را که با وجود سن بالا هنوز مدرسه نرفته بودند به «خانه ایرانی» آوردم تا در اینجا پایه اول ابتدایی را آموزش بدهم و در کنار آن با آموختن هنر سوزن دوزی بتوانند برای خودشان اشتغالزایی کنند. همچنین 8 دختر دانش‌آموز روستاهای حاشیه قصرقند را که بی‌سرپرست یا بدسرپرست بودند و خانواده نمی‌توانست هزینه ماهانه 25 هزارتومان پول سرویس مدرسه آنها را بدهد و در آستانه ترک تحصیل بودند با کمک خیرین برای ادامه تحصیل در مقطع راهنمایی به مدرسه بازگرداندم.»
او می‌گوید: «هربار می‌شنیدم در روستایی یک دختر بچه به زور قرار است ازدواج کند به آنجا می‌رفتم و با ریش سفیدهای روستا صحبت می‌کردم تا مانع شوم. در این راه با مخالفت‌های زیادی مواجه شدم اما هیچ وقت متوقف نشدم. انتخاب من از سوی سازمان ملل مسئولیتم را سنگین‌تر کرده و با وجود اینکه بزودی مادر می‌شوم تا توان دارم برای تحصیل و اشتغالزایی و پیشرفت دختران این منطقه تلاش خواهم کرد.»

 

---

کولبر نخبه

 لیسانس ریاضی محض، فوق لیسانس برنامه‌ریزی شهری، کسب رتبه دوازدهم کشوری در آزمون دکترای سال 95 و عضو تیم کشتی شهر مریوان. اینها گوشه‌ای از افتخارات جوان نخبه مریوانی است که خیلی‌ها تصویر او را درحال کولبری در کوهستان‌های مرزی دیده‌اند. باقر احمدی با بی‌مهری‌های زیادی مواجه شد و برای تأمین هزینه‌های زندگی مجبور شد به عنوان کارگر روزمزد روی زمین‌های کشاورزی کار کند ولی پول این کار کفاف زندگی را نمی‌داد. در این شرایط کولبری تنها شغلی است که بسیاری از جوان‌های منطقه مریوان ناگزیر از انتخاب آن هستند. 
باقر با وجود داشتن مدرک بالای علمی مجبور شد به کولبری رو بیاورد. تا اینکه با انتشار عکس و سرگذشت او در روزنامه ایران و پس از آن فضای مجازی، زندگی این جوان نخبه متحول شد و سرانجام به آرزویش که داشتن یک شغل بود رسید.
او این روزها با دلگرمی مشغول کار در یکی از شرکت‌های بیمه است و این را مدیون رسانه‌ها و فضای مجازی می‌داند: «سال 97 برای من مثل همه همسن و سال‌های خودم پرفراز و نشیب بود. امید، ناامیدی، شادی و غم همه را در کنار هم تجربه کردم. روزی که مجبور شدم به کوهستان بروم و کولبری کنم ایمان داشتم که لطف خدا شامل حالم خواهد شد. من جوان هستم و برای یک جوان کرد بیکاری عار است. نمی‌خواستم سربار کسی باشم. با وجود مدرک بالای علمی جایی به من کار ندادند. 
نیمه اول سال 97 با بیکاری و سرگردانی و کولبری گذشت اما خدا را شکر که در نیمه دوم سال، زندگی‌ام تغییر کرد و در یکی از شرکت‌های بیمه در سنندج مشغول به کار شدم. امسال یاد گرفتم که همیشه بهترین و خوشایندترین اتفاق زندگی زمانی رخ می‌دهد که آدم فکر می‌کند تمام درها به رویش بسته شده است و در اوج ناامیدی قرار دارد. می‌خواهم به همه جوان‌ها بگویم که بدترین دشمن ناامیدی است. آنها باید تلاش کنند که به حق خودشان در زندگی برسند.»
 
---
برنده جشنواره پوی
هفتاد و ششمین جشنواره بین‌المللی پوی امریکا جایی بود که یک عکاس جوان ایرانی توانست با درخشش در آن عنوان دوم این جشنواره را کسب کند. محمد بقال اصغری عکاس 23 ساله تبریزی با کسب این جایزه معتبر بین‌المللی به‌عنوان یکی از جوانان موفق و چهره سال 97 انتخاب شد. مجموعه عکس‌های او در مستندی با عنوان «قربانیان بی‌گناه ازدواج فامیلی» پیامدهای تلخ ازدواج‌های فامیلی و به دنیا آمدن کودکان معلول ذهنی و جسمی را به تصویر کشید.
جشنواره بین‌المللی عکس پوی امریکا یکی از قدیمی‌ترین و با پرستیژترین مسابقه‌های عکس جهان است و هر ساله حدود ۴۸ هزار اثر از سراسر جهان به این جشنواره فرستاده می‌شود که در نهایت ۲۴۰ اثر در ۴۰ بخش به‌عنوان برگزیده اعلام می‌شود. محمد بقال اصغری ساخت مستند اجتماعی را بهترین راه برای کاهش آسیب‌های اجتماعی می‌داند و معتقد است با عکس و فیلم می‌توان همه نگاه‌ها را به سوی حل یک آسیب اجتماعی جلب کرد: «من فارغ‌التحصیل رشته گرافیک هستم و سال 92 به اصرار دایی‌ام که عکاس یکی از روزنامه‌هاست وارد حرفه عکاسی اجتماعی شدم. 
چند بار همراه او برای عکاسی رفتم تا اینکه علاقه‌مند شدم و مستند اجتماعی را برای ادامه کار انتخاب کردم. مستند اجتماعی روایتی است از فرهنگ‌ها و آداب و رسوم زندگی مردم در سراسر کشور و من دوست داشتم با مردم به این شکل آشنا شوم.چند بار همراه گروهی از عکاسان برای عکاسی به استان‌های مختلف سفر کردم و در جنوب کرمان در روستای «چاه‌دادخدا» در شهرستان قلعه گنج با چند خانواده مواجه شدم که به‌دلیل ازدواج فامیلی فرزندان معلول داشتند. همان جا ایده مستند قربانیان بی‌گناه ازدواج‌های فامیلی در ذهنم جرقه زد و تصمیم گرفتم با سفر به هفت استان کشور از معلولانی که قربانی ازدواج‌های فامیلی هستند عکاسی کنم.جشنواره پوی که در امریکا برگزار می‌شود یکی از جشنواره‌های قدیمی و معتبر بین‌المللی در زمینه عکاسی است.
 من هم مستند اجتماعی‌ام را به این جشنواره ارسال کردم و خوشحالم که در بین هزاران اثر این مستند به‌عنوان دومین اثر برتر در بخش اجتماعی انتخاب شد و امیدوارم با این اثر توانسته باشم گامی در جهت کاهش ازدواج‌های فامیلی و جلوگیری از به دنیا آمدن کودکان معلول برداشته باشم.»
---
جوانی با 6طلا
او پرافتخارترین ورزشکار ایران در رقابت‌های پارالمپیک است. جوانی متولد 72 و کسی که در سه دوره این رقابت‌ها به تنهایی 19 مدال برای ایران کسب کرده است. صحبت از شاهین ایزدیار است؛ شناگری که با وجود معلولیت در یک دست با دست دیگر همه سختی‌ها و مشکلات را به دوش کشید و توانست به یکی از چهره‌های جوان برتر سال 97 تبدیل شود. بسیاری او را با مایکل فلپس قهرمان اسطوره شنای امریکا مقایسه می‌کنند اما برخی هم به او لقب لشکر یک نفره داده‌اند.
او سال 97 را بهترین سال زندگی‌اش می‌داند و می‌گوید: «بهترین اتفاق زندگی‌ام امسال رقم خورد و توانستم در بازی‌های پاراآسیایی جاکارتا 6 مدال طلا و یک مدال نقره کسب کنم و با این کار جواب زحمات کسانی را که برای قهرمانی من تلاش کرده بودند بدهم. این اتفاق مسیر زندگی‌ام را تغییر داد و متوجه شدم که یک ورزشکار نباید مغرور شود. بچه‌های دهه 70 بسیار باهوش و با استعداد هستند و نشان داده‌اند که از پس هرکاری برمی‌آیند. البته باید بگوییم امکاناتی که در اختیار جوان‌های دهه 70 است قابل قیاس با بچه‌های دهه 60 نیست که تقریباً امکاناتی نداشتند.»
شاهین تعریف جالبی هم از جوانی دارد: «جوانی یعنی شور و نشاط و هیجان. جوان باید به‌دنبال کسب تجربه باشد و برای رسیدن به او می‌گوید: «من هر روز 6 ساعت تمرین می‌کنم و برای هر روز برنامه دارم. تقریباً یک چهارم روز من با تمرین سپری می‌شود و معتقدم مسیر رسیدن به قهرمانی سخت و دشوار و پرتلاطم است و یک جوان اگر بتواند این سختی‌ها را تحمل کند می‌تواند به قله موفقیت برسد. برای سال آینده رقابت‌های جهانی را در پیش دارم و تلاش می‌کنم آنجا هم با موفقیت و قهرمانی سهمیه پارالمپیک ژاپن را هم به‌دست بیاورم.»
 
---
الماس و زغال سنگ
«یک تکه زغال سنگ زمانی می‌تواند به قطعه‌ای الماس درخشنده تبدیل شود که فشار زیادی را تحمل کند. درغیر این صورت تبدیل به سنگریزه می‌شود.» این بخشی از حرف‌های کسی است که این روزها او را به‌عنوان سریع‌ترین مرد عمودی دنیا می‌شناسند. 
جوانی که در پنج ثانیه و 48 صدم ثانیه صخره را بالا می‌رود و رکورددار صخره نوردی جهان است؛ رضا علیپور 24 ساله، اهل قزوین. امسال فیلم کوتاهی از رضا درحالی که با کوهی از عضله یک صخره عمودی را بالا می‌رود و در کمتر از 6 ثانیه صخره را فتح می‌کند بارها در فضای مجازی و رسانه‌ها منتشر شد. این آتشنشان در اولین حضور در رشته صخره نوردی بازی‌های آسیایی که سال 97 در جاکارتا برگزار شد توانست به مدال طلا برسد. 
خودش می‌گوید سال 97 برای او سال موفقیت بوده:«سال 97 به همه موفقیت‌هایی که آرزوی آنها را داشتم رسیدم و سه رکورد برای خودم ثبت کردم. 
من مدال نقره و برنز جهان را داشتم اما همیشه داشتن مدال طلای جهان در کلکسیون افتخاراتم کم بود که سال 97 توانستم مدال طلای جهان را هم با رکورد شکنی کسب کنم. همچنین در بازی‌های آسیایی دهمین مدال طلای کاروان ایران را کسب کردم.
 برای رسیدن به این موفقیت‌ها سختی زیای تحمل کرده‌ام چون معتقدم الماس وقتی از دل زغال سنگ بیرون می‌آید که سختی‌ها و مشکلات زیادی را بتواند تحمل کند. 
خوشحالم که به‌عنوان یکی از نماینده‌های نسل جوان ایران می‌توانم در جهان بخشی از توانایی‌های جوانان ایران را نشان بدهم و سال آینده هم در چند رقابت بین‌المللی و جهانی شرکت می‌کنم و امیدوارم بازهم به موفقیت‌هایم ادامه بدهم.»

 

 

 

کلمات کلیدی

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.