ایستادگی پای پایداری وصلح

اجتماعی /
شناسه خبر: 455949

حیات آدمی برای استمرار نیازمند مؤلفه‌هایی است که در نبود آن، زیست انسانی با مخاطرات جدی روبه‌رو می‌شود! تصور کنیم در محیط اجتماعی با انسان‌هایی مواجه باشیم که فاقد احساس هستند و نسبت به اتفاقات پیرامون خویش هیچ کنش امیدبخش و همگرایانه‌ای را سبب نمی‌شوند!

 آن وقت جریان زندگی هزینه‌های کمرشکن و جان‌فرسایی را به شهروندان یک جامعه تحمیل و آنارشی ک‍ُشنده‌ای را در متن رفتارها بازتولید می‌کند. این وضعیت، پایایی اخلاق را بیش از همه مورد هجمه قرار می‌دهد و ظرفیت‌های توسعه و تعالی را مستحیل می‌سازد. در حوزه‌ زندگی فردی نیز فقدان احساس، روابط را دستخوش ناملایمات رفتاری و نهایتاً دلزدگی می‌کند! طی سال‌های اخیر اگر چه تلاش شده است تا جامعه‌ ایرانی را با انگاره‌های احساسی بالا معرفی کنند، اما این مبحث نیازمند بازتعریف، تفکیک و دسته‌بندی است تا به وضوح و شفافیت دریافت که احساس، امری نسبی است و نمی‌توان یک حکم کلی درباره‌ آن صادر کرد. جامعه‌ به هم پیوسته‌ ایران قابل دوست داشتن است، چرا که همواره ظرفیت پذیرش تکثر را دارا بوده و در مخاطر‌ه‌آمیزترین شرایط حول احساس مشترک، مغلوب حوادث و اتفاقات نگردیده است.
جامعه‌ ایرانی در طول تاریخ، گاهی طبیعت، گاهی سنت، گاهی قومیت، گاهی دیانت و... را بهانه‌ بروز احساسات پاک و عمق بخشی به روابط انسانی قرار داده و در همین بسترها و پیوستگی‌های فرهنگی و‌ اجتماعی، هنر، ادبیات، تاریخ و... زایش و رویش یافته است. پر واضح است که تکثر جامعه ایرانی در سنت‌های کهن همچون نوروز با قدمتی سه هزار ساله، به وحدتی دلپذیر رسیده‌اند! ظرفیتی هویت‌ساز که در ذات خود به اعتلای فرهنگ ایرانی سخاوتمندانه مدد رسانده است. نوروز نماد صلح‌دوستی و آرامش خواهی ایران و ایرانی است که از زایش طبیعت همواره درس نواندیشی، همگرایی و طراوت آموخته است، به‌گونه‌ای که همسان با تحول طبیعت، جامه‌ نو بر تن می‌کنند و کینه‌های کهنه را از ذهن و دل خویش می‌روبند.
در عرصه‌ جانفشانی‌های جامعه‌ ایرانی، احساس تکلیف نسبت به همنوع زیباترین جلوه‌ای است که می‌تواند دستمایه‌ تألیف و تولیدات فراوان و فاخر فرهنگی و هنری شود که طی این سال‌ها به‌دلیل تولّی‌گری موضوع فرهنگ ایثار توسط نهادهای حاکمیتی، آن گونه که باید، در نسل جوان جامعه اثرگذار نبوده است. بی‌شک تقطیع و مرزبندی احساسات پاک یک ملت که گاهی در اشتیاقات و وابستگی‌های ملی و گاهی در تعلقات دینی تبلور می‌یابد، خدشه در هویت فرهنگی و تاریخی ایران و ایرانی‌است. ظرفیتی عظیم که در رخدادهای تلخ و حوادث ناگوار، استمرار روح زندگی را تضمین و قدرت چیرگی بر ناملایمات را ارزانی مردمان این دیار کرده است. به همین نسبت رزمنده‌ سال‌های جنگ هنوز و همیشه معتبر و محترم است، چرا که با پایمردی و حماسه‌ ستودنی خود در میادین دفاع، امنیت و آرامش را برای آحاد جامعه و حتی مخالف عقیدتی و فکری خود به ارمغان آورد و هرگز در دسته‌بندی‌های صنفی و ایدئولوژیک، خود را محدود نکرد. او جنگید تا زندگی زیر چکمه‌های تجاوز جان نبازد و آسایش و آرامش برای همه با هر نگرش و پوشش به یک نسبت و میزان برقرار و تأمین باشد!
ملتی که با سبزه درمی‌آمیزد و شکوفایی احساسش در افق تحول طبیعت همراه و همراز است، پای پایداری صلح و آرامش می‌ایستد و ایستادگی می‌ورزد و در توسعه‌ عشق و نفی نفرت، با هر پلشتی و پلیدی می‌ستیزد! پر واضح است احساسات ملی و دینی که همگرایی یک ملت را سبب می‌شود، ستودنی است و نمی‌توان در نگرش‌های سطحی، یکی را به نفع دیگری حذف یا نادیده گرفت! ملتی که در سور و سوگ، همگرایانه تمرین بودن و شدن می‌کنند، قابل احترام و ستایش‌اند؛ هنوز و‌ همیشه!

کلمات کلیدی

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.