بر سر دو راهی

اجتماعی /
شناسه خبر: 455941

در کشوری زندگی می‌کنیم که به قول احمد شاملو، عمر جهان بر آن گذشته است و نزدیک‌ترین خاطره اش، خاطره قرن هاست.

  مورخان و فیلسوفان منصف در سراسر دنیا نمی‌توانند از تاریخ تمدن و فرهنگ جهانی سخن بگویند و بخش و سهم بزرگ و مهمی از سخنان‌شان را به ایران اختصاص ندهند. چه بخواهیم و چه نخواهیم این قدمت و وزن تاریخی و تمدنی، همراه همیشگی ایرانیان است و آنها را چون دیگر مردمان با تمدن کهن مانند چینی‌ها، هندی‌ها، یونانی‌ها و مصری‌ها متفاوت از سایرین می‌کند. چنین ویژگی درعین حال که غرور آفرین است اما همراه با خود مسئولیت هم دارد که می‌توان آن را مسئولیت نسبت به فرهنگ و تمدن جهانی دانست.
ایران تاریخ پر فراز و نشیبی هم دارد، گویی همواره مشغول نبرد با نیروهایی ویرانگر است که خواهان نابودی آنند، اما فرزانگی و اندیشه ورزی این سرزمین کهنسال حتی در دوران‌های سنگین شکست و غلبه خصم به یاری مردمان ایرانی آمده و ایران بار دیگرحیات خویش را آغاز کرده است. ایران کشوری تاب آور است، کدام سرزمین را می‌توان سراغ گرفت که بارها مورد هجوم بیگانگان فراوان قرار گرفته، آسودگی زندگی‌اش از میان رفته، هزاران کشته و آواره داده، قرونی را به سکوت گذرانده اما در انتهای شب‌های تار، چون خورشیدی فروزان بار دیگر روشنایی و تابندگی را از سر گرفته باشد؟
از آخرین باری که کشور بار دیگر طعم تلخ دست‌اندازی بیگانه را تجربه کرد چند سالی بیش نمی‌گذرد. هنوز خاطره‌اش زنده است و باشندگان در جنگ هنوز روایت گر ماجراهای آنند. به جرأت می‌توان گفت که در آن روزها ایران یک تنه در برابر جهان ایستاد، جوانان برومند وطن با دست‌های تقریباً خالی پوزه یکی از قوی‌ترین ارتش‌های منطقه را به خاک مالیدند و سبب شدند تا صدام و اعوان و انصارش آرزوهایشان را برای تصاحب ایران، حتی ذره‌ای کوچک از خاک آن را، به گور ببرند.
با این حال روزگار دگرگون گشته و مسائل نسبت به گذشته پیچیدگی‌های بیشتری پیدا کرده‌اند. اکنون علاوه بر تهدیدات خارجی، کشور گرفتار مشکلاتی چون تغییرات اقلیمی، شکاف طبقاتی و بحران‌های اقتصادی است. مقابله و کاهش چنین مسائلی به آسانی گذشته نیست. بخش عمده‌ای از این وضعیت به سبب تصمیمات سیاستی نادرست و برخی دیگر به سبب حوزه‌های منافعی و شبکه‌های قدرتی است که پیرامون تداوم وضع موجود شکل گرفته است. یافتن راه حل‌ها و عمل به آنها دیگر از عهده ساختارهای بوروکراتیک سنتی ساخته نیست. این مسائل نیازمند راه حل‌ها و راهکارها و ساختارهای جدیدی است که فصل مشترک همه آن‌ها، مشارکت است. مشارکت نیازمند اعتماد است و اعتماد زمانی شکل می‌گیرد که شبکه‌های همکاری، افقی درجامعه گسترده باشد و نهادهای عمومی عملکرد شفاف و قابل قبولی داشته باشند. تاریخ نشان داده ملت‌هایی از کوره حوادث سربلند بیرون آمده‌اند که انسجام اجتماعی داشته‌اند و چون قالی خوش رنگ و نگار ایرانی، تار و پودشان در طرحی زیبا و منظم به همدیگر گروه خورده است. در چنین ملت‌هایی هریک از شهروندان خود را در سرنوشت و آینده کشور مهم و مؤثر می‌داند و می‌کوشد تا بهترین عملکرد ممکن را در انجام وظیفه‌ای که بر دوش او نهاده شده است، انجام دهد. مشاغل و مسئولیت‌ها تنها با معیارهای فردی و مالی سنجیده نمی‌شوند و میزان خدمتی که انجام وظایف شغلی به جامعه عرضه می‌دارد از وزن بیشتری برخوردار است. در پرتو  چنین نگاهی است که یک آموزگار، یک پرستار و یک کارگر کارخانه جایگاهی والا در جامعه پیدا می‌کنند و دارندگان چنین مشاغلی بر خود می‌بالند و برای خود در حرکت جامعه به جلو ارزش و اعتبار قائل هستند.

به‌نظر می‌رسد ایران در این بزنگاه تاریخ خویش به چنین زنان و مردانی نیاز دارد. مردمانی آگاه به جایگاه خویش در جامعه و در تکاپوی مدام برای بهبود وضع. بدون شک در این روزگار نمی‌توان بدون سرزمین زیست و سرزمین ما ایران است. ما فرزندان این آب و خاک هستیم. نیاکان ما با همه داوری‌های سختگیرانه تاریخ حداقل توانسته‌اند این کشور باستانی را تا این دوران دست به دست حفظ کرده و به نسل فعلی بسپارند. ما شاید در سخت‌ترین دوران تاریخی کشور قرار گرفته باشیم و آزمون‌هایی دشوار را پشت سر گذاشته و آزمون‌هایی سخت‌تر منتظر‌مان است. چنین می‌نماید که بر سر دو راهی قرار داریم. اکنون تقسیمات اجتماعی و طبقاتی بیشتر شده و با بحران‌های اقتصادی چون قیمت‌های
رو به فزونی، طمع ورزی، فساد اداری و شکاف در حال رشد دارا و ندار مواجه هستیم.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.