برای علی‌اصغر شاه‌زیدی، خواننده و استاد آواز به بهانه زادروزش

طنین کاشی‌های آبی

فرهنگی /
شناسه خبر: 447617

اولین بار شما را در آموزشگاه موسیقی ِ آذرنگ دیدم. صدای شما را می‌شناختم. هر دو آلبومی را که سال‌ها پیش از شما منتشر شده بودند بسیار دوست داشتم. آمدم که شما را ببینم و شاید برای اولین بار در زندگی در یک کلاس آواز شرکت کنم.

 
 
 
 
 
 
 
 البته نه برای اینکه آواز یاد بگیرم که شوربختانه استعدادی در این زمینه ندارم. آمدم که شما را ببینم. کلاستان را دوست داشتم. شعرهای عزیزِ سعدی و خاطرات و حرف‌هایتان باعث شد فکر کنم دوست دارم دوباره شما را ببینم. چیزهایی درباره آواز و صدای شما خواندم. با اساتیدِ موسیقی حرف زدم. زاون (زاون قوکاسیان) را دیدم و تصمیم گرفتم فیلم مستندی درباره شما کار کنم. فیلمی که فیلم نشد و حالا فقط مقداری راش ِ ذخیره شده در حافظه لپ‌تاپ است. اما چه اهمیتی دارد؟ وقتی توانستم آشنایی بیشتری با شما پیدا کنم و بدانم که بله! قشنگی ِ اصفهان فقط میدان نقش‌جهان، عالی‌قاپو، پل‌خواجو، سی‌و سه‌پل و مسجد شیخ‌لطف‌الله نیست. خانه‌ای هست در نزدیکی خانه زاون که سال‌های طولانی میزبانِ اهالی موسیقی بوده است. این عکس را ببینید، یکی از همین دیدارها در خانه‌ای که سراسر صفا و مهربانی و دوستی است. خانه‌ای با دیوارهایی پوشیده از عکس‌ها و نوشته‌های عزیزِ دنیای موسیقی و پنجره‌ای بزرگ و روشن روبه باغچه‌ای پر از گل‌های بنفشه، رُز، یاس و انار و درخت نارنجی که در بهار گل می‌دهد و در پاییز و زمستان به ثمر می‌رسد. خانه‌ای که سال‌ها کلاس آواز در آن برگزار شده است.
تحصیلات دانشگاهی ِمن در زمینه آموزش است و همیشه از دیدنِ یک معلم خوب شگفت‌زده می‌شوم. شما از بهترین معلم‌هایی هستید که در زندگی دیدم. این را از حضور در کلاس‌ها و مشاهده ارتباط‌تان با شاگردان فهمیدم. در کلاس فقط یک معلم ِ آواز نیستید. تصویری شبیه دوستی بزرگتر یا پدر دارید. حالا من اصفهان را بیشتر دوست دارم. همین که آلبوم «هنوز آواز» بعد از این‌همه سال- بیست و پنج سال- منتشر می‌شود درس نیست برای ما که هنوز اول راهیم و این‌همه مشتاقِ انتشار و دیده و شنیده شدن؟ البته که کارهای دیگری در این فاصله از شما منتشر شده مثلِ همین آوازِ درخشان در آلبوم «وشتن» با آهنگسازی پیمان سلطانی، موسیقی تیتراژ سریال «آتش دل»، تصنیف«گریه‌کن» در تیتراژ سریال «ثقه‌الاسلام»، و در نهایت آوازهای عزیزی که برای تماشاگه‌راز خواندید، آوازهایی بداهه با نوازندگی اساتیدی چون جلال ذوالفنون، شهریار فریوسفی، درویش‌رضا منظمی و دیگران در سال 76. یادتان هست که با سماجت و سرسختی بالاخره توانستیم ریل‌های این آوازها را بعد از سال‌ها بشنویم؟ من هنوز هم منتظر و مشتاقم که این آوازها منتشر شوند. در کنار ِ همه اینها مجموعه آوازهای بی‌نظیرِ منتشر نشده شما با سازِ بسیار شنیدنی شهناز و کسایی که در آرشیوهای علاقه‌مندانِ جدی و پیگیر آواز اصیل هست. بارها از شما شنیدم «لاف از سخن ِچو دُر توان زد/ آن خشت بود که پُر توان زد» و یاد گرفتم که چطور می‌توان خوب و اصیل و بدون هیاهو کار کرد و همواره درخشید. تولدتان بر ما و علاقه‌مندان موسیقی ِ خوب ِایرانی مبارک.
عکس: لحظه‌ای از رفاقت و همنشینی استادان عزیز ِموسیقی- از راست : حسن کسائی، محمد طاهرپور(طاهرزاده)، علی جهاندار محمدرضا شجریان و علی‌اصغر شاه‌زیدی - در همین خانه‌ای که پیش‌تر نوشتم.
 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.