آیت‏ الله غروی، عضو جامعه مدرسین در گفت‏ وگو با«ایران»:

گروه های طرفدار انقلاب را حفظ کنیم

سیاسی /
شناسه خبر: 447588

وحدت، مردم و رهبری رمز پیروزی و بقای انقلاب است عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی از عوامل بقای نهضت مردمی به رهبری امام خمینی(ره) می‎گوید و از آسیب‎هایی که منجر به تهدید این نظام می‌‏شود.

آیت‌الله سیدمحمد غروی، به موضوعات فرهنگی و اقتصادی به‌عنوان دو آسیب مهم کشور اشاره کرده و تأکید دارد که مسئولان طوری رفتار نکنند که مردم احساس کنند کشور رها شده است. او معتقد است که مسائل اقتصادی یکی از آسیب‎هایی است که می‌تواند مردم را از صحنه خارج کند.
مشروح این گفت‎وگو را در ادامه بخوانید:
 
در چهل سالگی انقلاب اسلامی و با وجود فراز و نشیب‎هایی که کشور در طول این 4 دهه به خود دیده، رمز بقای این نهضت مردمی را در چه عواملی می‎دانید؟
چهل سال است که ازعمر انقلاب اسلامی می‏ گذرد و می‌توان گفت که دیگر به کمال خود رسیده است. محور این انقلاب در آغاز شکل‎گیری، چند مورد بود که رمز ماندگاری آن هم مربوط به تداوم همین موارد است. یکی از این عوامل وحدت و یکپارچگی ملت در این نهضت بود. آن موقعی که همه برای نفی نظام طاغوت یکصدا شدند و نظام جمهوری اسلامی را می‎خواستند، عملاً رژیم پهلوی عقب نشست و نتوانست که در برابر مردم مقاومت کند. هرچند که تلاش‏ های لازم را کرد اما بی‎فایده بود. خودش هم می ‏دانست که این تلاش‎ها فایده ندارد اما وقتی انسان در ًمعرض خطری قرار می‎گیرد سعی می‎کند تا آنجایی که می‎شود مقاومت از خود نشان دهد.
نکته دیگری که قابل ملاحظه است حضور کسانی بود که برای استمرار این انقلاب خطر می‎کردند. مردم اعتقاد به اسلام داشتند و شهادت‎هایی که در این راه می‎دیدند و احتمال وقوع آن را نسبت به خود و فرزندان شان پیش‌بینی می‎کردند جزو خسارت به حساب نمی‎آوردند. یعنی می‎گفتند که این کار در راه خداست و شهادت بالاترین ارزش برای انسان است. طبیعتاً همین اعتقاد به خدا و ماورای طبیعه زمینه‎ای شد برای اینکه مردم ایستادگی کنند و همه خطراتی که در مورد این نهضت وجود داشت را به جان بخرند و بتوانند مقاومت کرده و از دسیسه‎های دشمنان انقلاب نهراسند.
سومین عامل بقای این نهضت، شخص رهبری انقلاب بود. یک رهبری واحد این انقلاب را فرماندهی می‎کرد که وابستگی به این دنیا نداشت. این گونه نبود که به‌دنبال منافع شخصی و گروهی و احیاناً صنفی خود باشد. ایشان واقعاً برای مصالح مردم و اسلام این رهبری را بتدریج قبول کردند و در نتیجه این انقلاب به پیروزی رسید.
این انقلاب اگر با همه فراز و نشیب‎ها و همه تهدیدهایی که از ناحیه دشمنان درونی و بیرونی وجود داشت، توانست مقاومت کند به‌خاطر این ویژگی ‏ها بود. اول انقلاب دشمنان برای ما مشکلات زیادی ایجاد کردند و گروهک‌هایی هم که به حسب ظاهر خود را در پیروزی این انقلاب سهیم می‎دانستند، می‎خواستند جریان انقلاب را به انحراف بکشانند. اما دیدیم که مردم با این خطرات مقابله کردند. یا جنگ تحمیلی را در نظر بگیرید. شوخی که نبود. ما در آن روزها با مشکلاتی در داخل کشور مواجه بودیم و ارتش ما آمادگی لازم برای این برخورد را نداشت. نقل و انتقالات در ارتش به دلایل مختلف پدید آمده بود. سالیان سال بود که ارتش ایران مانوری برگزار نکرده بود و در نتیجه دشمنان ما گمان می‏ کردند که نیروی نظامی ایران از انسجام لازم برخوردار نیست. آنها هم با تجهیزات مدرن آن روز ورود پیدا کردند. شوخی نبود. خود آنها در نظر داشتند که چند روزه می‌توانند بر کشور ما پیروز شوند. ما جنگ را بدون اینکه حتی یک وجب از خاک این کشور به دست دشمن بیفتد، به پایان رساندیم. البته شهدای زیادی را هم در این راه دادیم اما زمینه‌ای برای پذیرش این خسارت ها وجود داشت و آن اعتقاد به اسلام و رهبری بود. بعد از جنگ هم تحریم‌ها وفشارهای زیادی در مقاطع مختلف بر کشور وارد کرد. اما با همه این مشکلات تا ایمان مردم و وحدت بین آنان و تبعیت از رهبری واحد و هوشمند انقلاب باشد، این انقلاب باقی است.
در برشمردن رمز بقای این نهضت به وحدت اشاره کرده‎اید. اما قبول دارید که این مورد نسبت به سال‌های ابتدایی پس از پیروزی انقلاب کمرنگ‌تر شده است؟ در آن روزها گروه‌های سیاسی مختلف با هم همفکر و همزبان و تحت پیروی امام حرکت می‌کردند. چه شد که این وحدت تداوم پیدا نکرد؟
فرق است بین مردم و گروه‌های سیاسی. این نکته خیلی مهمی است که باید به آن توجه داشته باشید. گروه‌ها منافع خود را می‌خواهند یا دیدگاه‌های خاص فکری دارند. در نتیجه گاهی تقویت و گاهی هم تضعیف می‌شوند و گاهی هم به حاشیه رانده می‏ شوند. اینها با مردم فرق دارند. تا وقتی که اکثریت مردم هستند و حضور داشته باشند و طرفدار نظام باشند این انقلاب برجا خواهد ماند. همان گروه‌ها هم در آغاز برای اینکه اثرات مشترکی بر این حرکت و انقلاب مترتب کنند، ورود پیدا می‌کنند. اما در ادامه کار چه بسا که بخواهند اهداف گروهی خود را تحقق ببخشند. افکار آنان که افکار اکثریت مردم نیست. طبیعتاً این دسته وقتی ببینند که فکر آنها مورد قبول نیست و جریان فکری‌شان مقبول نمی‌افتد، کنار می‌کشند یا گاهی موضع می‏ گیرند. یا چه بسا ممکن است که مانند آنچه در صدر انقلاب پیش آمد دست به اسلحه بشوند. اما این فقط شامل گروه‌های سیاسی می‌شود. عموم مردم وضعیت دیگری دارند. تا وقتی این مردم با آن انگیزه‌های معنوی و اسلامی حاضرند برای انقلاب خطر کنند و بایستند، دشمن نمی‌تواند کاری از پیش ببرد و برخی از گروه‎های مخالف هم که در آغاز خواب هایی برای رسیدن به مطامع خود دیده بودند که تعبیر نشد، نمی‌توانند کاری انجام دهند.
گاهی در مقام فکر و نظر ممکن است که عده‌ای در آغاز مسیر همفکر باشند اما بعد از پیروزی چون انگیزه‌های مختلفی مطرح می‎شود، گاهی این تشتت و اختلاف بین جریانات خود را نشان می‎دهد. برخی گویا فکر می‎کنند غنیمتی پیدا شده و فرصت تقسیم آن فرا رسیده است. اما وقتی می‎بینند که سهمی در این جریان ندارند چون مقبول مردم نیستند، موضع می‏ گیرند. بنابراین اگر در مقام شعار و فکر و نظر ممکن است وحدت اجمالی بین گروه‌ها وجود داشته باشد، در مقام عمل اختلافات، خود را بیشتر نشان می ‏دهد. در عین حال اعتقادم این است که همین گروه‌ها هم نسبت به اصل انقلاب وفادار هستند. ممکن است که با این جریان سر خوشی نداشته باشند و اختلافی بین آنها وجود داشته باشد یا با یک جریان دیگر اختلاف نظر داشته باشند، اما آن موقع که پای منافع ملی به میان می‌آید همراه هستند. لذا یکی از موضوعاتی که باید مورد توجه ما قرار بگیرد این است که تلاش کنیم تمام نیروهایی که طرفدار اصول انقلاب و نظام هستند را داشته باشیم و سعی کنیم اختلافی بین آنان به وجود نیاید و این اختلاف سلیقه خسارتی به وحدت و یکپارچگی وارد نکند.
شما بحث کمرنگ شدن وحدت را به گروه‌های سیاسی نسبت داده اید و مردم را از این موضوع مستثنی کرده اید. این درست است، اما بحث دیگری که در مورد مردم مطرح می‎شود، نارضایتی‌ای هست که نسبت به وضعیت موجود در بین آنان شکل گرفته و نمونه مشخص آن اعتراضات مردمی در سال گذشته بوده است. فکر می‌کنید که این نارضایتی معطوف به عملکرد کارگزاران نظام باشد و در 40 سالگی انقلاب برای حل این معضل چه باید کرد؟
بالاخره مردم احساس کمبود می‎کنند. بخصوص آن بخشی از مردم که آسیب پذیر هستند. در این موضوع تردیدی نیست. گاهی حقوق‏ شان عقب می‏ افتد یا از کارخانه‎ای اخراج می‎شوند یا اینکه یک کارخانه‎ای نمی‎تواند به کار خود ادامه دهد و کارگرانش بیکار ماندند و حقوقی هم دریافت نمی‎کنند. گرانی هم هست. اما از این ناخشنودی‎هایی که مردم نسبت به این مسائل نشان می‎دهند گاهی بعضی از جریانات سوءاستفاده می‎کنند. گاهی هم می‎بینید که توسط تعدادی از دولت‏ های خارجی و شبکه‌های خبری خارج نشین حمایت می‌شوند. لذا آن موقعی که مردم متوجه می‎شوند پشت این حرکت‎ها، اجنبی قرار گرفته و قصد سوءاستفاده دارند، عقب می‎کشند. به عبارت دیگر اگر شما ناآرامی‎هایی که در سال گذشته اتفاق افتاد را ملاحظه کنید می‌بینید شبکه‌های مجازی را که بیشتر از خارج از کشور متأثر بودند. همچنین جریاناتی که از خارج هدایت شده بودند به برخی از نارضایتی‎ها ورود پیدا کرده بودند. وقتی مردم متوجه شدند که آنها قاطی این اعتراضات شده ‏اند خود را کنار کشیدند. البته این موضوع منافات با این ندارد که مسئولان تمام تلاش خود را انجام دهند برای اینکه مشکلات مردم را حل کنند. فاصله‏‌ها را کمتر کنند و مهم تر از همه برخورد با فساد را جدی‎تر دنبال کنند. این اتفاق {فساد} به گونه‌ای نیست که برای مردم قابل تحمل باشد. مشکلات و سختی‏‌هایی در زندگی مردم وجود دارد آنان این مشکلات را تحمل می‏ کنند اما از یک طرف هم می‎بینند که عده‎ای سوءاستفاده‌های کلان از بیت المال می‎کنند. مسئولان کشور اگر تصمیماتی در مورد افراد و جریاناتی گرفته شده، آن را اعلام کنند و زود به آنها رسیدگی کنند. این کار می‎تواند جلوی برخی نارضایتی‌های مردمی را بگیرد و اجازه نمی‎دهد دشمن از این نارضایتی‎ها استفاده کند.
با وجود مشکلاتی که خودتان هم از آن نام بردید همچون مسائل اقتصادی و مهم تر از همه وقوع فساد در کشور، آسیب‏ های پیش روی انقلاب اسلامی را چه می‎دانید؟
به نظر من چند مورد است که باید خیلی به آن توجه داشت. یکی از این آسیب ‏ها مسائل فرهنگی است. ما مسائل فرهنگی را دست کم تلقی کرده و در واقع آن را رها کرده‌ایم. دشمن از همان مسیری که احساس کرده که انقلاب پیروز شده - که همان مسیر اسلام و ارزش‌های اسلامی است- وارد شده و لزومی هم نمی‎بیند که به خود زحمت دهد و در این راه برای خود مشکل آفرین شود. از راه‌های آسان ورود پیدا می‌کند تا باورهای مردم را متزلزل کند و تعهد مردم را نسبت به ارزش های دینی و اخلاقی تنزل دهد. بی‌مبالاتی و بی‎تفاوتی را در میان مردم رواج بدهد. اعتقادات مردم را مورد تشکیک قرار داده و باعث تضعیف آنها شود. مسائل فرهنگی خیلی در این رابطه نقش دارد. البته نمی‌خواهم بگویم که این مسائل فرهنگی بی‌ارتباط با معیشت مردم است. نه؛ اتفاقاً اعتقادم این است که مشکلات معیشت مردم می‎تواند در این مورد نقش داشته باشد و به تهاجم دشمن کمک کند. ولی در عین حال باید توجه داشت که این موضوع یکی از آسیب‎های جدی برای این نظام است. اینکه نظام خانواده و ارزش‌های متعالی مورد تهدید قرار می‎گیرد و بی‌مبالاتی و بی‌تفاوتی نسبت به ارزش‌ها حاکم می‌شود باعث وقوع آسیب‌های جدی می ‏شود.
مورد دیگر وجود خلأهای قانونی است. موضوعی که باعث سوءاستفاده برخی افراد در مقام‎های مختلف می‎شود و برای مردم آزاردهنده است. باید این خلأها را پر کنیم و از طرف دیگر نظارت‌های لازم را هم بر امور داشته باشیم؛ مخصوصاً نظارت در آن بخش از اقتصاد که به معیشت مردم مربوط است. این‌طور نباشد که مردم احساس کنند کشور رها شده است و کسی به فکر گرانی‏‌ها نیست. 
ممکن است که در یک قسمتی دولت وارد شود اما این ورود زمانی است که بحران پدید بیاید. ما نظارت بیشتری لازم داریم. این‌طور نیست که همه این گرانی‏‌ها که بر کشور حاکم شده مربوط به تحریم‎ها باشد. نه اینکه نیست، مقداری هست اما عوامل دیگری هم در کار است. دولت باید تلاش بیشتری کند که این مشکلات حل شود. البته همه باید کمک کنند. مسائل اقتصادی یکی از آسیب‌هایی است که می‌تواند مردم را از صحنه خارج کند. این موضوع می‌طلبد که مسئولان با تمام قوا حضور پیدا کنند و به جنبه‌های فرهنگی و اقتصادی مردم توجه داشته باشند. کاری نکنند که مردم فکر کنند فقط خودشان درگیر مسائل اقتصادی هستند.
 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.