40 سالگی انقلاب و ضرورت پاسخگویی

اجتماعی /
شناسه خبر: 447346

بلوغ و پختگی از نشانه‎های چهل سالگی و رسیدن به دوران تکامل است و انقلاب اسلامی نیز پس از گذشت چهار دهه از استقرار و استحکام آن، نه در مواردی معدود، بلکه در همه ابعاد باید به یک تکامل قابل دفاع، مطابق با آرمان‎ها و وعده‎ها رسیده باشد

 
 
 که یکی از مصادیق بروز و ظهور این تکامل می‎تواند چگونگی مواجهه تصمیم‎سازان و مدیران ارشد کشور با مطالبه‎گری مردم در خصوص چرایی کاستی‌های فراوان و پاسخگویی شفاف در برابر سؤالات فراوانی باشد که ذهن مردم را به خود مشغول کرده است.
با یک نگاه منصفانه و به دور از تعصبات و تعارفات مرسوم و خطوط قرمز ساختگی، باید پذیرفت که پس از گذشت 40 سال از پیروزی انقلاب با وجود دستاوردهای فراوان، شاهد ضعف‌های غیرقابل کتمان و در برخی موارد و مشکلات ناباورانه‎ای در مواردی همچون اقتصاد، فرهنگ، سیاست، مسائل اجتماعی، هنجارهای اخلاقی و... هستیم که فرسنگ‎ها با آرمان‎ها و شعارهای انقلاب اسلامی فاصله دارد و طبیعتاً این شکاف عمیق میان شعارها و دستاوردها که به کاهش سطح اعتماد عمومی و افزایش نارضایتی‎ها منتج شده است، برآیند عملکرد تصمیم سازان و مجریانی است که به جز موارد بسیار نادر هیچگاه حاضر به پذیرش مسئولیت آنچه در تمام این چهار دهه رخ داده نبوده و به نوعی همه در مقام نقد طلبکارانه قرار گرفته‎اند و قصور و اشتباه را در دیگران جست‌و‌جو و بایدهایی را برای گذر از بحران‎ها مطرح می‎کنند که مشخص نیست چه کسی و در چه جایگاهی باید به آن عمل کند.
با یک نگاه اجمالی به انبوهی از همایش‎ها، نشست‎ها، مراسم‏ مختلف مناسبتی، دیدارها و مصاحبه‎ها بخصوص در سال‎های پس از دفاع مقدس به یک وجه مشترک خواهیم رسید که همه و در خوشبینانه‎ترین حالت اکثر مسئولان کشور در قوای سه گانه، نهادهای حکومتی، شوراها و در جایگاه‏ های مختلف انتخابی و انتصابی و حتی سازمان‌های خصوصی، تنها به بیان مشکلات و نقد عملکرد دیگران و فریاد بر گذشتگان متمرکز هستند و به نوعی نقش اپوزیسیون را به خود گرفته‏‌اند و هیچ‌کس حاضر به پاسخگویی در مورد عملکرد و اشتباه خویش در مقام تصمیم‎گیری و اجرا نیست، گویی هیچ نارسایی و ضعفی در کشور به سبب اشتباهات تصمیم‎گیران و مدیران در سطوح مختلف ایجاد نشده و طبیعتاً با این روند هیچگاه مسئولی هم برای قصوری که کشور را دچار چالش کرده مورد بازخواست قرار نمی‎گیرد و متأسفانه در گذر زمان و تکراری بی‎انتها، این رویه نامیمون به یک فرهنگ عمومی تبدیل شده و پایانی بر آن نیز نمی‌توان متصور بود، تا جایی که گسترش این نقادی طلبکارانه در مواردی خاص، افرادی را که باید علاوه بر پاسخگویی، مورد بازخواست نحوه مدیریت و عملکرد ضعیفشان قرار بگیرند در قالبی فراتر از اپوزیسیون‌های خارج نشین قرار داده است. بی‌تردید بیان صریح این معضل بزرگِ رفتاری که گریبانگیر همه ما مسئولان شده است به معنی انکار انتقاد سازنده و اصلاح گرایانه نیست چرا که در تمام این سال‌ها بیش از هر موضوعی در خصوص ضرورت نقد و نقدپذیری صحبت و قلم فرسایی صورت گرفته بلکه نیاز امروز و راه نجات کشور و افزایش اعتماد عمومی به‌عنوان یک پشتوانه عظیم برای حکومت، تغییر و تبدیل رویه تکیه همگان بر جایگاه نقادی و خود حق پنداری به رویکرد پاسخگویی صریح و شفاف مسئولان در مقابل چرایی مشکلات فراوانی است که منجر به نارضایتی مردم به‌عنوان صاحبان اصلی نظام و کشور شده و چالش‎های امنیتی فراوانی را بخصوص در سال‌ها و ماههای اخیر به وجود آورده و امید به آینده را تنزل داده است. با تأکید بر این ضرورت که همه مسئولان و نگارنده به‌عنوان کسی که در 5 سال گذشته نمایندگی شهروندان تهرانی در شورای اسلامی شهر را به عهده داشته‌ام باید از انتقاد صرف و عدم پاسخگویی شفاف نسبت به عملکردها فاصله بگیریم، باید امیدوار بود تا در انقلابی مدیریتی، جشن چهل سالگی نظام به شکل‌گیری نهضت پاسخگویی مسئولان، پذیرش اشتباهات، اصلاح ساختارهای معیوب، مسئولیت‌پذیری مدیران و نفی استبدادهای کوچک و جزیره‌ای گریزان از شفافیت منجر شود تا شاهد سالم‌سازی و پویایی همه ارکان نظام و حکومت و مصون ماندن آن از انحراف از آرمان‌ها باشیم که برای نیل به این هدف هر مسئولی و در هر جایگاه و با هر سابقه‎ای باید خود را موظف به پاسخگویی در مقابل تصمیمات و عملکردها و اصلاح و جبران اشتباهات بداند که بی‎شک این مهم می‎تواند به پالایش و تحرک بیشتر مدیریت کشور و متقابلا به رضایتمندی مردم و اقتدار ایران اسلامی منتج شود.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.