به بهانه 23 دی، سالروز تولد محمود اعتماد زاده «به آذین»

کنار کشیدن به نفع نویسنده

فرهنگی /
شناسه خبر: 440932

«ایران»: امروز سالروز تولد محمود اعتماد‌ زاده متخلص به «به‌‌ آذین» (1293-1385) است. این مترجم و نویسنده‌ و فعال سیاسی صاحبنام که در دهه پایانی سده 13 شمسی در رشت متولد شد، بخش مهمی از فعالیت‌های نوشتاری خود را مصروف ترجمه آثار مهم ادبیات داستانی جهان و معرفی آن آثار به خوانندگان ایرانی کرد.

 
 
 
 او تألیف‌هایی هم در حوزه ادبیات و... هم داشت اما بیشتر ترجمه‌هایش بویژه از آثار نویسندگانی چون شکسپیر، شولوخف، رومن رولان، برشت و بالزاک معروف است. به مناسبت سالروز تولد به‌ آذین از دیگر مترجم گیلانی، مهدی غبرایی خواستیم یادداشتی درباره او بنویسد که در ادامه می‌خوانید:
 
از محمود اعتماد زاده (به‌ آذین) به مناسبت‌های مختلف گفته و نوشته‌ام و در واقع کمتر حرف تازه‌ای درباره‌اش دارم. از یک نکته جالب شروع کنم که به مناسبت یادی از ایشان به همت علی دهباشی و بخارا در دی‌ ماه 93 من هم مطلبی تهیه و قرائت کردم. خبرگزاری ایسنا از کل آن دو سطر را غلط و نامفهوم و حتی مضحک نقل کرد و دیگران هم از آن برداشتند، از این قرار: ... نثری که به‌ آذین برگزید، نثر معیار و بی‌ممیز است!
به نوشته خودم دسترسی نداشتم، اما لابد متمایز یا به احتمال قوی‌تر ممتاز بوده و نه خبرنگار مربوطه از خود پرسید و نه دبیر سرویس که «بی‌ممیز یعنی چه!»
بگذریم، به‌‌آذین جزو اولین نسل مترجمانی بود که بر بستر تنش‌های اجتماعی و سیاسی سال‌های 30 -1320 بالید و به عرصه رسید. ایشان گذشته از فعالیت سیاسی و خدمت افسری نیروی دریایی، در عرصه قلم هم چندوجهی بود. نگاهی به کارنامه ایشان نشان می‌دهد تألیفات‌شان از لحاظ کمی از ترجمه‌ها چندان عقب نیست و شامل داستان و رمان و خاطرات و مقالات تحلیلی می‌شود. اما لابد از لحاظ کیفی به پای ترجمه‌ها نمی‌رسند، چون غالباً مغفول می‌مانند.
اما از میان ترجمه‌ها، جز سه ترجمه از نمایشنامه‌های شکسپیر و چهار ترجمه از بالزاک، چهار عنوان دیگر هست که مهم‌ترند: «دن آرام» و «زمین نوآباد» از شولوخف، نویسنده پرآوازه پس از انقلاب شوروی و «ژان کریستف» و «جان شیفته» از رومن رولان، نویسنده فرانسوی. خوشبختانه بخت یارم بود و همه را خوانده‌ام. هر یک از این رمان‌ها (جز «زمین نوآباد» که دو جلدی است) چهار جلد نسبتاً قطور است که جمعاً می‌شود 14 جلد. همین‌ها برای عمر مترجمی کفایت می‌کند، باقی آثار سر جای خود.
در مقاله‌ای که چند سال پیش در حیات مترجم نوشتم، قطعه‌ای از «هملت» (آغاز شوریدگی) او را با چند ترجمه دیگر قیاس کردم و به نتیجه رسیدم با اینکه ترجمه استاد خالی از ایراد نیست، اما به سبب کارکشتگی در ترجمه و نثر قوام آمده بر ترجمه‌های دیگر ارجح است.
راجع به ترجمه چهار عنوان نامبرده هم گفتم نثر به‌آذین پخته و فخیم است و جذاب و در مورد ترجمه «دن آرام» با ترجمه شاملو قیاس کوچکی کرده و اشاره کردم هرچند در عظمت شاملو در شعر و در زبان پارسی تردید نیست، اما چون خود را به ترجمه تحمیل می‌کند، حاصل کار چیزی است که با نوشته نویسنده فاصله بسیار دارد. همین‌جاست که بحث زبان معیار و سبک ممتاز به‌آ‌ذین به میان می‌آید. البته پای سلیقه در میان است و من شخصاً در ترجمه بیشتر راه محمد قاضی و به‌آذین را دنبال می‌کنم و می‌کوشم هر چه بیشتر خود را کنار بکشم تا صدای نویسنده به گوش برسد.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.