به بهانه برگزاری هشتمین دوره از جایزه استاد فتح الله مجتبایی

پنجره ای به وسعت دیدن

فرهنگی /
شناسه خبر: 440930

امروز که همه دست‌ها بر سینۀ جوانان می ‌خورد و نسل نو همیشه پشت در می مانند و افق آینده را کمتر می بینند، باز کردن یک پنجره به وسعت دیدن می تواند لبخندی باشد به اهمیت یک کامیابی. آدمی برای اقناع حس خودخواهی- در معنای مثبت و سازندۀ آن- نیاز به تأیید دارد. تا آنجا که اگر انسان را - پشت به ارسطو- «حیوان نیازمندِ تأیید» تعریف کنیم، نباید به خطا متهم شویم.

 
 
 
 
از این رو است که به ازای هر موفقیتی - حتی کوچک- به مخاطب خود آفرین می گوییم. هرآفرین و تبریکی تأییدی است بر درستی کاری که صورت گرفته است. از رهگذر این تأیید مخاطب ما تشویق می شود به انجام کاری که کرده  و بر آن می شود که باز هم انجام دهد و خودخواهی خود را وسعت ببخشد. خودخواهی همیشه بد نیست بخصوص وقتی که مقدمۀ خودآگاهی باشد و سرآغازی برای خودباوری. وقتی خودمان را باور کردیم محکم‌تر گام برمی داریم. 
در طول نزدیک به پنج دهه معلمی خود بسیار دیده ام یک تأیید - که در کار معلمی عموماً در قالب تشویق نمودار می شود- بسیاری از همین جوانان را که حتماً داننده و دانش پذیر هم بوده اند، از این رو به آن رو کرده و راهی دیگر پیش پای آنها گذاشته  یا آنان در راهی که در پیش داشته اند، محکم تر و مصمّم تر کرده است؛ چه بسا از رهگذر همین تأیید توانسته اند در راهی که گام نهاده اند سری میان سرها درآورند.
گامی که استاد دکتر فتح الله مجتبایی از چند سال پیش برداشته، از سنخ همین تأییدات تعیین کننده است؛ اینکه سالی یک بار مراسمی برگزار شود و شخص محترم و صاحب‌ جاهی چون استاد مجتبایی بیاید بنشیند و به حرفی که در مورد کار یک جوان زده می شود گوش فرادهد و بعد هم آن کار را با اقدام خود تأیید کند، مصداق همان پنجرۀ گشوده ای است که راه می برد به وسعت یک دیدن. این اقدام یعنی وقت گذاشتن برای جوانان و خواندن رساله ها و پژوهش های صمیمانۀ آنها که دراین واویلای بی‌حقیقتی - اما برخوردار از ضوابط ناسنجیدۀ وزارتی- صادقانه به کاری دل داده اند، و بعد هم تشویق خودمانی آنان به آفرینی یا اعطای لوحی و جایزه ای و از همه مهم‌تر چاپ دستاورد پژوهشی آنان با تأیید ناشر پاکیزه کاری مثل هرمس، گشایش راهی است که نتایج آن تا همین الان آشکار شده و به یقین آشکارتر هم خواهد شد.  اهتمام زیبندۀ شهر کتاب درجهت همسوکردن ابر و باد و مه و خورشید و فلک برای تدارک برگزاری سالانه و جلب کمک های علمی و مالی دیگران مصداق بارز الدّال علی الخیر است که شهرکتاب را بحق سهامدار اصلی این مساهمت فرهنگی قلمداد کرده است.
این گامِ به ظاهر کوچک اما درواقع استوار و معنا دار، با همین آرامی و سربه زیری و کم هزینگی، جز اینکه میان جوانان دانشجو در رشته های ادبیات و عرفان به حرکتی انگیزنده و پیش برنده تبدیل شده و می‌رود که همپای جوایز بالابلند و پرهزینه و دهن پرکن دولتی، اسم و رسمی و اعتباری پیدا کند، با سادگی و صمیمیت یک اقدامِ خودانگیخته و مردمی راه را بر کارهای مشابه در حوزه های دیگر هموار کرده و نمونه های خودجوش دیگری را مانند جایزۀ ابوالحسن نجفی برای تشویق مترجمان و جایزه استاد داوری اردکانی برای اهدا به رساله های برتر حوزۀ فلسفه، به دنبال داشته است و «این هنوز از نتایج سحر است.» اگر این اقدام بتواند سبب شود که بعد از این دانشجویان رشته های مربوط خود را باورکنند و بدانند که کار خوبشان درجایی دیده می شود و به این انگیزه در سلامت کار خود بکوشند و استادان راهنمای آنان بروند به سویی که جدی تر به کار دانشجویان فرو بنگرند و از صرف وقت و مراقبت و نکته بینی و ره‌‌شناسی و ره‌نمایی برای کار بهتر دانشجویان دریغ نورزند، به گمانم استاد مجتبایی و همه روندگان این راه به پاداش سرشار و رضایت بخش خود دست یافته اند. که ایدون باد!

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.