خانواده ایرانی تغییرات گسترده‌ای را در دو دهه اخیر در متن خود تجربه کرده است در جوامع سنتی نوعی تفکیک نقش در خانواده‌ها حاکم بود که برای هر یک از اعضای خانواده الزام‌آور و پذیرفته شده بود

 به عبارتی زنان مطیع، فرمانبر و خانه دار بودند و مردان نیز در نقش مدیر و نان‌آور خانه به شمار می‌آمدند اما با ورود مدرنیته، قواعد و مناسبات قدرت در نظام خانواده دچار تغییرات بنیادی شده است به عبارتی رویکرد حقوق برابر زنان با مردان، افزایش تحصیلات زنان و ورود زنان در عرصه اجتماعی، اقتصادی و سیاسی از متغیرهایی است که به کاهش اقتدار مردانه انجامیده است در واقع در دوران سنتی تفکیک نقش مردانه و زنانه حریم اختیارات و انتخاب‌های زن و شوهر را مشخص می‌کرد ولی در روند مدرنیته نوعی تلفیق نقش  یا سیالیت قدرت را در خانواده مشاهده می‌کنیم که این گفتمان‌های متضاد و متناقض بین سنت و مدرنیته تنش دائمی را بین زن و شوهر تداوم بخشیده و به آن دامن زده است. در واقع واکنش منفی مردان در برابر افزایش ساختاری قدرت زنان در خانواده و اجتماع، به خشونت علیه زنان دامن زده و گسترش پیدا کرده است خشونت در تمام جوامع و فرهنگ‌ها مشاهده می‌شود اما نوع رفتار خشونت‌آمیز و بسترهای شکل‌گیری آن می‌تواند متفاوت باشد خشونت علیه زنان در جوامع در حال‌گذار از سنت به مدرنیته پر رنگ‌تر بوده و زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی در بروز آن نقش زیادی دارد که معمولاً به علت زمینه‌های عرفی، سنتی و خلأهای قانونی برخورد با نگاه خشونت ورزانه مردان را با مشکل جدی مواجه کرده است. از دیگر ریشه‌های افزایش خشونت ورزی در مناسبات اجتماعی، نبود فرهنگ گفتمان دو سویه و تبادل نظر دموکراتیک است که از منظر فرهنگی و ساختاری جامعه را به سوی خشونت ورزی سوق می‌دهد بدیهی است که روابط نابرابر قدرت که عادلانه تلقی نگردد از زمینه‌های خشونت ورزی در خانواده‌هاست بطور مثال اهمیت دادن به فرزند پسر در خانواده، زمینه‌های خشونت ورزی ساختاری علیه زنان را بوجود می‌آورد. در خانواده‌ها تفاوت‌هایی در خصوص جامعه پذیری جنسیتی وجود دارد که باعث می‌شود دختران و پسران با هنجارهای اجتماعی متفاوتی جامعه‌پذیر شوند و هریک نقش جنسیتی خاص خود را فرا گیرند؛ نقشی که در آن دختران با فرو دستی وابسته بودن به دیگری و تحمل خشونت، پاداش دریافت می‌کند و از سوی دیگر رفتارهای سرکشانه در مورد پسران عادی و قابل اغماض تلقی می‌شود لذا فرزندی که احساس حقارت و کمبود محبت می‌کند دست به رفتارهای اعتراض‌آمیز می‌زند به عبارتی بدست آوردن موقعیت‌های برابر برای زنان از متغیر‌هایی است که آنان را وادار به رفتارهای پر خطر می‌کند و بطور قطع زنان را با آسیب‌های فراوانی در اجتماع و خانواده روبه‌رو می‌کند.
یکی از عوامل خشونت ورزی علیه زنان نظام آموزشی در ایران است گفتنی است که نهاد آموزش و پرورش از جمله عوامل جامعه پذیر کردن اعضای جدید جامعه است. مدرسه در ایران، تبعیض جنسیتی بین دختر و پسر را تولید و در ذهن عادی‌سازی می‌کند، عده‌ای معتقدند که تفاوت‌های جنسیتی ریشه در بیولوژی و تفاوت زیستی افراد دارد اما پژوهش‌ها ما را به این نتیجه می‌رساند که ریشه تمایزات رفتاری به نوع اجتماعی شدن افراد برمی‌گردد. در طول دوران تحصیل اینگونه به دانش‌آموزان القا می‌شود که نقش‌های مردانه، افراد را در منزلت و ارزش‌های فرهنگی بالاتری قرار می‌دهد و این باور غلط به صورت بخشی از یک برنامه آموزشی پنهان در نهاد مدرسه تقویت و باز تولید می‌شود. با تحلیل محتوا در کتاب‌های درسی مشاهده می‌کنیم که همه چیز قطبی شده و به زنانه و مردانه تقسیم بندی شده و جنس‌ها از کلیشه‌های تجویزی پیروی می‌کنند و شکستن کلیشه‌ها ناهنجاری تلقی می‌شود و مشاهده می‌کنیم که دختران، نقش آفرینان متنی از زندگی اجتماعی هستند که از پیش برایشان در نظر گرفته شده است. آیا نقش‌ها و هویت جنسی بطور طبیعی، تفاوت‌های زیستی را بیان می‌کند؟ یا آنکه بستر جامعه به شکل باور غلط به این معضل دامن می‌زند و نظام آموزشی در فرآیند باز تولید فرهنگی و به شکل بازتابی، ایستارهای قالبی جامعه را، به جای تغییر نگرش، بازتولید می‌کند!؟ بدیهی است که الگوهای رفتاری مردانه و زنانه محصول اجتماعی کردن افراد است واز سوی دیگر بین جنس‌های دوگانه در انجام دادن امور تفاوت‌هایی وجود دارد و این نوع تفاوت جنسیتی به معنای تحمیل نگاه نابرابرانه نیست. بلکه این نکته از تفاوت ناشی می‌شود. بنابراین این تصاویر ناقص و یک بعدی از زنان در کتب درسی با واقعیت‌های فرهنگی و اجتماعی امروز کشور ما سازگار نیست.
تفکیک دنیای زن و مرد، شقه کردن ارزش‌های انسانی و مانع شدن جامعه از رسیدن به توازن و تعادل و داشتن انسان‌هایی متعادل است لذا دو قطبی کردن دنیای انسانی به اعتبار زنان مظهر عطوفت و لطافت و مردان مظهر خشونت نتیجه‌ای جز تشنج و ناهمگونی در حیات انسانی نداشته است. بدین‌سان با سردمداری مردان بر دنیا، انسان‌ها همیشه در جهانی متلاطم و خشن و غیرانسانی خواهند زیست.
در دنیای امروز و با توجه به تغییرات پیچیده و شتابان، نهاد آموزش و پرورش احتیاج به سازگاری مجدد با شرایط موجود دارد لذا جامعه ما در حال‌گذار به مدرنیته است و به تبع آن افزایش سواد آموزی و مشارکت زنان در عرصه‌های علمی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را نظاره گریم که در واقع بخشی از پیامدهای مدرنیته است و به عبارتی مترادف با تغییر الگوی فکری ومصرفی زنان است که ناگزیر، نظام مندی جدیدی، همراستای با آن می‌طلبد. لذا مشاهده می‌کنیم که نظام آموزشی همچنان در حال بازتولید فرهنگی است و دائماً افکار قالبی و پیشداوری‌های موجود را به تأیید مجدد می‌رساند. لذا سیستم آموزشی همزمان نمی‌تواند هم ایستارهای گذشته در مورد زنان را باز تولید کند وهم پاسخگوی تغییرات الگویی عصر جدید باشد چرا که این دو واقعیت در کنار هم جمع نمی‌شوند. لذا تغییرات نهادی در سیستم آموزشی در پی تغییرات فرهنگی راهگشای حذف تبعیض جنسی فراگیر در نظام آموزشی است.
از طرفی نباید تلاش‌ها محدود به نظام آموزشی شود چرا که نظام آموزشی نیز مجموعه‌ای از عاملان اجتماعی حساس یا بی‌اعتنا به وجود کلیشه‌های تبعیض‌آمیز است لذا روی سخن با مسئولان دولتی، اصحاب قلم، دستور نویسان، زبان شناسان و مسئولان آموزش وپرورش است که امروز و فردایی بهتر و عالم و آدمی دیگر را به دور از هر گونه ستم و تبعیض خواستارند. به همین سبب اقدامات ستیز علیه تبعیض را باید به حوزه یکایک آنها گسترش داد، پس این پیشنهاد الزام‌آور منتج می‌شود که قانونگذاران، وزارتخانه‌های آموزش و پرورش، فرهنگ و ارشاد، مؤلفین کتب، کارکنان اداری یا آموزشی مدارس، مربیان و مشاوران تربیتی و سرانجام خود دانش‌آموزان، این اقدامات را بر حسب موقعیت و ابزار‌های در دسترس، همزمان یا پیاپی، در تمام عرصه‌های مورد نظر، جهت حذف تبعیض جنسیتی که خشونت علیه زنان را دامن می‌زند به پیش برند.
بر اساس مطالعات صورت پذیرفته در ایران 60 درصد زنان متأهل خشونت خانگی را به اشکال مختلف تجربه کرده‌اند. هرچند خشونت در ابعاد مختلف و نسبت به همه افراد جامعه امری مذموم و نکوهیده است اما خوشبختانه لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت به‌طور خاص بسیاری از موارد متعدد خشونت‌های خانگی را که جزو خلأهای قانونی بوده جرم انگاری کرده است. امید می‌رود با تصویب این لایحه پیشگیرانه دیگر بار شاهد خشونت‌های خانگی علیه زنان جامعه نباشیم.

کلمات کلیدی

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.