«کثرت‌گرایی دینی» در منظومه فکری مولانا

بدونِ صلحِ میان ادیان، صلح میان ملت‌ها اتفاق نخواهد

اندیشه /
شناسه خبر: 437076

برخی متفکران ایرانی و غیرایرانی که نگاه «کثرت‌گرایانه» را نمی‌پسندند، آن را ارمغان فضای فکری لیبرالیسم در مغرب زمین قلمداد می‌کنند و بر این باورند که ریشه تفکرات کثرت‌گرایانه در تحولات فکری دو سه دهه اخیر عصر روشنگری است. به همین دلیل به این نگرش انتقاد کرده و آن را نمی‌پسندند. این در حالی است که ریشه این نگرش به آراء عرفای ما همچون مولانا و ابن‌عربی در قرن هفتم و هشتم بازمی‌گردد.

هانس کونگ، متکلم معروف کاتولیک معاصر، معتقد است که «بدونِ صلحِ میان ادیان، صلح میان ملت‌ها اتفاق نخواهد افتاد و بدون گفت‌وگوی بین ادیان، صلحی میان ادیان واقع نخواهد شد.» به نظر می‌رسد بدون نگاهی کثرت‌گرایانه به ادیان، گفت‌وگوی مفید، عمیق و سازنده‌ای هم میان ادیان محقق نمی‌شود.

 بنابراین، در دنیای معاصر، ادیان نقش مهمی ایفا می‌کنند؛ تا آنجا که اگر رابطه ادیان با هم و همچنین رابطه ادیان با سایر شئون و نهادهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، صلح‌آمیز نباشد تبعا ما در جهانی پر از خشونت و درگیری زندگی خواهیم کرد و چنانچه رابطه میان ادیان و سایر شئون اجتماعی به وجهی صلح‌آمیز پیش رود، تحقق صلح در جهان امکان‌پذیرتر خواهد شد.

«کثرت‌گرایی دینی» در زبان انگلیسی با عنوان «پلورالیسم دینی» شناخته می‌شود و در فلسفه دین در برابر دو رویکرد قرار می‌گیرد؛

1. رویکرد «شمول‌گرایی» که طی آن یک دین علی‌رغم اینکه خود را نسبت به ادیان دیگر برترِ مطلق نمی‌داند اما خود را کامل‌تر فرض می‌کند.

 2. رویکرد « انحصارگرایی» که از رویکرد «شمول‌گرایی» هم فراتر رفته به وضعیتی گفته می‌شود  که یک دین در نسبت با سایر ادیان خود را برتر مطلق می‌داند. در هر دو این نگرش‌ها برتری یک دین بر ادیان دیگر فرض گرفته می‌شود.

امیر اکرمی

 در این فضا، رویکرد «کثرت‌گرایی دینی» تنها رویکردی است که می‌تواند زمینه‌ساز صلح باشد که از قضا مولانا نیز با آن همدل و همراه است و به صورت مفصل در مثنوی و بطور پراکنده در فیه‌مافیه و در کارهایی از دیوان شمس بنا بر اقتضاء، بر «کثرت‌گرایی دینی» اشاراتی داشته است.

بن‌مایه و بنای اصلی در «کثرت‌گرایی دینی» این است که ادیان در عین تفاوت‌هایی انکارناشدنی، از وحدتی عمیق برخوردارند که برخی با رویکرد فلسفی و تاریخی، برخی با رویکرد اخلاقی و عملی و برخی با رویکردهای عرفانی به این وحدت رسیده‌اند و مولانا از آن دست متفکرانی است که از رهگذر عرفان به این اختلافات نگریسته و به یک وحدت عمیق رسیده است.

برخی متفکران ایرانی و غیرایرانی که نگاه کثرت‌گرایانه را نمی‌پسندند، کثرت‌گرایی را ارمغان فضای فکری لیبرالیسم در مغرب زمین قلمداد می‌کنند و بر این باورند که ریشه تفکرات کثرت‌گرایانه در تحولات فکری دو سه دهه اخیر عصر روشنگری است و ما پیش از این چنین نگرشی را نداشته‌ایم. به همین دلیل به این نگرش انتقاد کرده و آن را نمی‌پسندند. این در حالی است که ریشه این نگرش به آراء عرفای ما همچون مولانا و ابن‌عربی در قرن هفتم و هشتم بازمی‌گردد و به هیچ عنوان «کثرت‌گرایی دینی» محصول تحولات مغرب زمین نبوده و موضوع جدیدی نیست.

رویکرد عرفانی مولانا در خصوص کثرت‌گرایی سه موضوع را در بر می‌گیرد؛

1. این کثرت و اختلاف همواره در عالم انسانی وجود داشته و طبیعتا در میان ادیان نیز وجود دارد و به تعبیری این اختلافات نازدودنی است و هیچ دینی نتوانسته جامعه دینی دیگری را از صحنه تاریخ حذف کند و این جهدی بی‌حاصل است؛

نردبانهاییست پنهان در جهان

پایه پایه تا عنان آسمان

هر گره را نردبانی دیگرست

هر روش را آسمانی دیگرست

هر یکی از حال دیگر بی‌خبر

ملک با پهنا و بی‌پایان و سر

این در آن حیران که او از چیست خوش

وآن درین خیره که حیرت چیستش(دفتر پنجم مثنوی معنوی، بخش 107)

2. امر متعالی(خدا) امر بیان‌ناپذیر است و توصیفاتی که از آن ارائه می‌دهیم، جامه تنگ و کوتاهی است که به هیچ وجه بر قامت خداوند قابل پوشاندن نیست. آن امر متعالی همواره ورای فهم انسانی قرار دارد؛

صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم

وانگه همه بت‌ها را در پیش تو بگدازم

صد نقش برانگیزم با روح درآمیزم

چون نقش تو را بینم در آتشش اندازم

تو ساقی خماری یا دشمن هشیاری

یا آنک کنی ویران هر خانه که می‌سازم (دیوان شمس، غزل 1462)

3. ساز و کاری است که مولانا با توسل به آن به این نکته می‌رسد که باید همه ادیان را پذیرفت و هیچ یک را بر دیگری برتری نداد. مولانا علیرغم اینکه کثرت در میان ادیان را به رسمیت می‌شناسد معتقد است که این از اقتضائات یک بینش ظاهربینانه است که در جای خود مفید و مناسب است اما در کنار این «بینش ظاهربینانه» یک «بینش باطن‌بینانه» داریم که می‌تواند به وحدت بنیادین زیرین میان ادیان برسد و آن را کشف کند؛

در تحیات و سلام الصالحین

مدح جمله انبیاء آمد عجین

مدحها شد جملگی آمیخته

کوزه‌ها در یک لگن در ریخته

زانک خود ممدوح جز یک بیش نیست

کیشها زین روی جز یک کیش نیست

دان که هر مدحی بنور حق رود

بر صور و اشخاص عاریت بود (مثنوی معنوی، دفتر سوم، بخش 97)

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.