جای خالی طبقه‌متوسط در سیاستگذاری‌ها

اقتصادی /
شناسه خبر: 430420

وقتی سخن از اصلاح نظام بانکی به میان می‌آید انگار قراردادی همگانی تدوین شده که همه درباره حوزه‌های کلان و عرصه بین‌المللی سخن بگویند. اگرچه این حوزه‌ها در جای خود مهم هستند اما اگر بخواهیم به یکی از بنیادی‌ترین چالش‌های بانکی اشاره کنیم که آثار و تبعات اجتماعی وسیعی دارد و متأسفانه در بحث‌های مرتبط با چالش‌های بانکی مغفول واقع شده توجه به تأمین نیازهای مشتریان عام سیستم بانکی است.

 
 
 
 در حال حاضر بروکراسی زیادی در ارائه تسهیلات به افراد عادی وجود دارد و به خاطر ضمانت‌های پیچیده دسترسی 80 درصد از مشتریان بانک‌ها به منابع مالی محدود است. از طرف دیگر بسیاری از بخش‌های کوچک اما در عین حال حیاتی مثل شهرهای کوچک و روستاها اطلاع و دسترسی به خدمات سیستم بانکی ندارند و همین عامل ضریب نفوذ اثربخشی سیستم بانکی را در بین مردم کاهش داده است.
در حقیقت اگر این سؤال طرح شود که چرا نظام بانکی نیاز به اصلاح دارد می‌توان این پاسخ را طرح کرد که نظام بانکی نیاز به اصلاح دارد چون اثربخشی جامع و فزاینده‌ای را در این باره نمی‌بینیم. پرسش این است که آیا سیاستگذاری‌های کلان به سمت لایه‌های پایین ریزش دارد یا نه؟ در حقیقت این سیاستگذاری‌ها زمانی می‌تواند مؤثر و تأمین کننده نیاز یک جامعه باشد که در عین حال که از بالا به پایین تدوین و اجرا می‌شود از پایین به بالا هم روی دهد اما هنوز نه در بانک مرکزی و نه در نظام بانکی الگوهای مبتنی بر خدمات به دامنه وسیعی از افراد جامعه که الزاماً ثروتمند نیستند تعریف نشده است در صورتی که این رابطه دوسویه در بسیاری از کشورهای جهان تعریف و پیش‌بینی شده است. از این نظر الگوهای بانکداری و تأمین مالی متفاوتی دارند و تسهیلات راحت‌تر و با بازپرداخت معقول تری روی می‌دهد. اگر امروز درگیر طیف متنوعی از چالش‌های اقتصادی هستیم به این معناست که سیاست‌های اقتصادی ما ریزش کافی به سمت مردم عادی نداشته است بنابراین سیستم بانکی در سه لایه «سیاستگذاری، تنظیم مقررات و اجرا» باید الگوهای تأمین نیاز عموم مشتریان را تدوین کند. در این میان بانک مرکزی به جای این که صرفاً در حجم پول متمرکز شود یا نرخ سود را بالا و پایین برد می‌تواند به سمت چرخش نقدینگی به سمت قشر متوسط حرکت کند.
اما اهمیت اصلاح نظام بانکی در این برهه از آن جهت بسیار مهم و کلیدی است که ما اغلب چالش‌های بزرگ اقتصادی - رکود، بیکاری، تورم و فقر - را با همدیگر تجربه می‌کنیم و همین وضعیت ما را از تعادل اقتصادی دور می‌کند، در چنین فضایی مداخله دولت و اصلاحات نظام بانکی ضرورت بیشتری می‌یابد چون سیستم بانکی به قدری درگیر چالش‌های جدی است که نمی‌تواند دست به خوداصلاحی بزند.
چرا امروز شوک ارزی این همه جامعه ما را تحت‌الشعاع خود قرار داده است؟ به خاطر این که حتی اشتغال روستایی ما هم متکی به کالاهای واسطه‌ای است و از آن سو همین کالاهای واسطه‌ای وابسته به مبادلات بین‌المللی هستند و وقتی قیمت مواد اولیه بالا می‌رود، تولید در مناطق کوچک را هم تحت‌الشعاع قرار می‌دهد این همه در حالی است که شهرهای کوچک و مناطق روستایی ما نه توان مالی و بنیه قوی دارند و نه دسترسی به منابع بانکی و این شوک، اقتصاد جوامع محلی را از بین می‌برد. از این نظر بانک مرکزی می‌تواند در کنار توجه به موضوعات کلان متوجه رویکردهای اجتماعی باشد و اگر ما رویکردهای اجتماعی را رها کنیم حتی همان سیاست‌های کلان هم به نتیجه لازم نخواهد رسید. بانک مرکزی متولی سیاستگذاری پولی در کشور است و می‌تواند از همه ابزارهای خود بویژه به کار بستن سیستم بانکی، ‌استفاده از ظرفیت نهادهای مختلف و تدوین مقررات و آیین نامه‌هایی با رویکرد توسعه و هدایت سرمایه گذاری، منابع را به سمت SME -بنگاه‌های کوچک و متوسط – و گره‌گشایی از زندگی عادی مردم ببرد و این مهم اتفاق نمی‌افتد مگر این که مسائل اجتماعی و اقتصادی همزمان در کنار هم دیده شود.
 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.