ion

به بهانه نامه دانشجویان به دیگر فعالان فکری و دانشگاهی

رسالت‌های ما برای امروز

سیاسی /
شناسه خبر: 424136

روزگار سختی را پشت سر می گذاریم. نه اینکه پیشتر این جامعه و مردمانش سختی ندیده باشند. نه اینکه این جامعه و مردمانش نتوانسته باشند یا نتوانند از این گردنه بگذرند. روزگار از آن رو سخت شده که برهم نشست مسائل مختلف، مردمانی را که همراه همیشه ما بوده‌اند به گوشه انزوا برده، خسته کرده و به قولی ایشان را درگیر آگاهی‌های اندوهبار نموده است.

رسانه‌ها و حجم بالای اطلاعات و اخبار نگران‌کننده از یک سو، مصرف‌گرایی گسترده و پیدایش ابزارهای بازنمایی این مصرف از سویی دیگر تداخل توقعات فزاینده و محرومیت‌های نسبی را توأمان به همراه داشته است. اما از همه اینها  که بگذریم جامعه ما به لحاظ اجتماعی، سیاسی و بین‌المللی آسیب‌هایی دیده که در کنار آسیب‌های اقتصادی و وضع سفره مردم، شرایط را خاص و ویژه نموده است. شرایطی که نیازمند ترمیم است. ترمیم اجتماعی سرخوردگی و اندوهباری این جامعه نه فقط برعهده دولتمردان و سیاستگذاران که مسئولیتی اجتماعی برعهده همه آنانی است که دل در گرو این جامعه و پایداری‌اش داشته‌اند.
در پی تحریم‌های امریکا که یقیناً بر سفره مردم و بر نیازهای اساسی‌شان سایه خواهد افکند، دستگاه‌هایی وظیفه بمباران روانی جامعه ایرانی را برعهده گرفته‌اند. هدایت انواع سرخوردگی‌ها و سلب کردن چشم‌انداز از خانواده‌ها و فردفرد ایرانیان چیزی است که این روزها سخت به چشم می‌آید. همان‌طور که کاغذپاره خواندن این تحریم‌ها در دوره‌ای نه چاره کار، که پیامدهای ناگوار برای این کشور داشت، امروزه نیز ندیدن اوضاع مردم و گروه‌هایی چون کارگران، بازنشستگان، فرهنگیان و خیل عظیم بیکاران و خانواده‌های فاقد فرد شاغل لطمه آفرین است. مدام از امکانات و دارایی‌هایی گفتن که مردم آن را نه در کلیت جامعه و نه در سبد مصرفشان حس نمی‌کنند، همدلی آفرین نیست.
اما این سؤال درستی است که در این روزگار مسئولیت اجتماعی هر یک از ما چیست؟ ما به‌عنوان یک شهروند، به‌عنوان یک انسان، به‌عنوان یک انسان دانشگاهی، به‌عنوان یک فعال رسانه‌ای، به‌عنوان یک سلبریتی و اثرگذار، به‌عنوان یک مسئول و سیاستگذار و... چه مسئولیتی را بر دوش خواهیم داشت؟ چگونه می‌توانیم مرهم آمال این جامعه‌ای باشیم که مدت هاست به مدد سیاست‌های مختلف آن را فرد فرد و توده‌ای خواسته‌اند. چگونه می‌توانیم این «من و تو» ی جامعه را به«ما » تبدیل نماییم. امروز ما نیازمند همدلی‌های کوچک و همراهی‌های بزرگ برای گذر کردن هستیم. نامه‌ای که بخشی از دانشجویان به فعالان فکری و اجتماعی، روشنفکران، استادان و دانشگاهیان نوشته‌اند نمونه‌ای از مسئولیت شناسی این قشر در دورانی است که شاید دغدغه‌ها کوچک شده است. این نامه دعوتی است به گفت‌و‌گو، دعوتی است به حساسیت نسبت به جامعه، دعوتی است برای مسئولیت‌پذیری دربرابر حوزه عمومی. نامه‌ای است با چاشنی رنج مردم. نامه‌ای است با دغدغه عدالت اجتماعی. در این میانه که دانشگاه‌های ما درگیر نگارش پایان‌نامه، کتاب و انواع مقالات علمی و مواردی شده که نه به کار خوانده شدن، که به کار ارتقا و نمره‌گیری می‌آید. در شرایطی که عقلانیت نام جدید محافظه‌کاری است. در شرایطی که احساس مسئولیت نسبت به مسائل عینی جامعه یعنی کار ژورنالیستی و بی‌ریشه، دانشجویان از دانشگاهیان حضور و رها شدن از این مسندها را خواسته‌اند. نفس گفت‌و‌گو با این مجموعه و دعوت به گفت‌و‌گوی بین الاذهانی و تأمل در باب شرایط خطیر اجتماعی و سیاسی و توجه به ضرورت هم‌یابی و تجمیع نیروهای روشنفکری از طریق گفت‌و‌گوهای انتقادی درباره خودشان، جامعه و یافتن مخاطبان اجتماعی مشخص و گفت‌و‌گو با گروه‌های اجتماعی مثل کارگران، سندیکاها و... یک الگوست؛ الگویی از مسئولیت‌هایی که می‌توان و می‌بایست این روزها برعهده گرفت.
توجه به بهبودخواهی از پایین به بالا و تلاش برای بازسازی جامعه و اجتماعات، در شرایطی که نیاز مبرم به همدلی برای حفظ ایران وجود دارد از ضروریاتی است که امروز به شرط عمل می‌تواند منجر به کاستن از اندوه‌های طویل گردد. امروز جامعه ما برای گذر از موانع نیازمند تقویت پیوندها و ایجاد پیوندهای جدید از طریق گفت‌و‌گوست. باید این نامه و چنین درخواستی را پاس داشت و برای گسترش آن تلاش نمود.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.