بیایید امید را دفن نکنیم

زندگی /
شناسه خبر: 423125

هیچ شکی نیست که شرایط فعلی جامعه علاوه بر فشارهای اقتصادی، افراد را وارد تنگناهای روحی و روانی کند، اما اینکه چطور امید را در وجودمان زنده نگه داریم تا بتوانیم از این شرایط سخت عبور کنیم نیازمند فاکتورهای روان شناختی است که در این مطلب نیم نگاهی به آنها شده است.

آغاز و پایان موجی که در کشور به راه افتاده دست هیچ یک از ما نیست، اما اینکه خودمان را در این موج رها کنیم یا اینکه کم‌ترین تخریب و آسیب را از آن دریافت کنیم تنها و تنها به انتخاب خودمان است. دکتر الهه شفایی روان شناس و مدرس دانشگاه در همین خصوص باور دارد؛ «کسی نمی‌تواند کاری انجام دهد که حالمان خوب شود چراکه حال خوب ما هیچ ربطی به عوامل بیرونی ندارد و فقط از دورن ما نشأت می‌گیرد.» در شرایط فعلی میان خوشحالی و شادی سرگردان هستیم چراکه به‌عقیده این روان شناس این دو مفهوم متفاوت هستند. وی خوشحالی را حسی لحظه‌ای و وابسته به عوامل بیرونی معنا می‌کند که به محض حذف آیتم بیرونی تمام می‌شود، اما شادی را یک احساس عمیق و رضایت درونی می‌داند که با گذشت زمان نخ نما نمی‌شود و پایدار خواهد بود. مدت‌هاست مردم ایران گرایش بیشتری به خوشحالی پیدا کردند و از رضایت درونی دور ماندند، این در حالی است که موج به وجود آمده هم قابلیت تشدید این وضعیت را دارد و اگر زودتر به فکر چاره نیفتیم حتی اگر مشکلات موجود هم حل و فصل شوند باز حالمان خوب نخواهد شد. دکتر شفایی در این وضعیت 4 پیش فاکتور را پیشنهاد می‌دهد؛ نخست اینکه درک کنیم شادی و نشاط درونی، انتخابی است و خودمان هستیم که شاد یا عبوس بودن را انتخاب می‌کنیم. دوم اینکه شادی نسبی است؛ به این معنا که آنچه یک پسر 15 ساله را شاد می‌کند پدر 40 ساله‌اش را شاد نمی‌کند از این‌رو هیچ دلیلی ندارد اگر ما بزرگترها از نوسان ارز آزرده می‌شویم انتظار داشته باشیم فرزندان‌مان هم از این موضوع ناراحت شوند. نکته سوم و قابل اهمیت آن است که شادی با سطح توقع ما ارتباط معکوس دارد؛ هرچه سطح توقع از افراد و محیط پیرامون بیشتر شود میزان شادی کاهش پیدا می‌کند. حال به این فکر کنید وقتی از آسمان هم توقع داریم باران نبارد تا ماشینی که تازه شسته‌ایم کثیف نشود، شادی‌مان چطور سقوط می‌کند! آخرین فاکتور هم اینکه؛ شادی یک هنر است؛ اما در مورد فاکتور آخر اشاره به این نکته خالی از لطف نیست که دسته‌ای از افراد علاوه بر خلق شادی، آنقدر سخاوتمند هستند که اجازه می‌دهند دیگران هم از این شادی بهره‌مند شوند، اما عده‌ای خسته هستند و حال خلق شادی  ندارند ولی استفاده از شادی خلق شده توسط دیگران را خوب بلد هستند. عده‌ای هم خیلی خسته هستند به این معنا که نه شادی خلق می‌کنند و نه از شادی خلق شده دیگران سود می‌برند. تأسف آور این است که دسته چهارمی هم وجود دارد؛ آنهایی که نه تنها شادی خلق نمی‌کنند و از شادی خلق شده توسط دیگران استفاده نمی‌کنند بلکه متأسفانه از شادی دیگران احساس ناراحتی می‌کنند. دکتر شفایی که در خصوص این افراد می‌گوید: در پی مهار نشدن موجی که بتازگی در کشور ایجاد شده، تعداد اعضای دسته آخر که همیشه طلبکار هستند، به جای حل مشکل به‌دنبال مقصر می‌گردند، اهل چشم و هم چشمی و قضاوت‌های تلخ و سیاهند، دروغ می‌گویند، تهمت می‌زنند و از داشته‌های دیگران احساس ناراحتی می‌کنند - این ویژگی‌ها را هم در دنیای مجازی و هم در دنیای واقعی دارند - در سطح جامعه افزایش پیدا می‌کند. در این صورت حس نوعدوستی در میان افراد دفن می‌شود و افراد دچار وسواس احتکار خواهند شد؛ بدتر اینکه حتی با فروکش موج موجود هم آسیب‌هایش برجا می‌ماند.
از این‌رو برحذر باشیم که اگر احساس رضایت درونی را انتخاب کنیم و گذشت و فداکاری را در خودمان خفه نکنیم، بی‌شک در دل این روزهای سخت هم شاد خواهیم بود.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.