ion

مقاله ای از دکتر همایون همتی( استاد مدعو دانشگاه آلمان)

همسایگی تصوف و روشنفکری دینی

اندیشه /
شناسه خبر: 419923

«نقد و ارزیابی کارنامه تصوف» کاری است که در جامعه ما بسیار مورد غفلت قرار گرفته است و در برخی نزاع های فقهی جزئی خلاصه شده است. ما امروز بجد نیازمند یک آسیب شناسی همه جانبه دقیق و علمی به دور از شائبه های سیاسی و علمی در مورد تصوف هستیم و این رسالت در وهله نخست بر دوش عالمان، دانشگاهیان و فرزانگان جامعه است.

ایران آنلاین /گروه اندیشه:

درباب واژه تصوف، تاریخ پیدایش و سیر تحول آن فراوان سخن گفته اند. بتازگی محققان اروپایی با رویکردهای مختلف به مطالعه علمی تصوف رو آورده اند. نسل پیشین اسلام شناسان و خاورشناسان اروپایی آثار ارزشمندی در مورد تصوف ارائه کردند و نام کسانی مثل نیکلسون، کربن، آنه ماری شیمل، ماسینیون و ایزوتسو از نام های ماندگار این حوزه شده است.

در جامعه ما از دیرزمان ردیه نویسی علیه تصوف مرسوم بوده و نزاع فقهیان و صوفیان، نزاعی دامنه دار و دیرپا بوده است.

در دوران معاصر، تصوف تحولات جدیدی یافته است. سلسله ها، مکتب ها و حتی جنبش های جدیدی در حوزه تصوف پدید آمده اند که نیاز به تحقیقات تازه ای در این باب دارد.

امروز جامعه شناسان، روانشناسان، فیلسوفان دین و مردم شناسان، به مطالعه ابعاد مختلف تصوف می پردازند و رشته های جدیدی در این زمینه به وجود آمده است. مثل فلسفه عرفان، معرفت شناسی عرفان، پدیده شناسی عرفان، تاریخ عرفان، مطالعات مقایسه ای عرفان (عرفان مقایسه ای)، جامعه شناسی عرفان، روانشناسی عرفان، روش شناسی عرفان، گونه شناسی عرفان (Typology) و حتی زبانشناسی عرفان و ده ها کتاب و صدها مقاله در این رشته ها نگارش یافته اند.

مطالعات تازه ای نیز در باب نسبت دین و عرفان، عرفان و فلسفه، عرفان و جامعه، عرفان و هنر، عرفان و علم، عرفان و سیاست و موضوعات مشابه صورت گرفته است که مطالعات هم بسته یا هم پیوند (Correlative Studies) نام گرفته است.

پژوهشگران غربی به دسته بندی انواع عرفان ها نیز پرداخته اند که از آن میان می توان به عرفان های دینی، سکولار، آرکائیک، عصر جدید، عرفان های دارویی، عرفان طبیعی، عرفان خود یا نفس اشاره کرد.

امروز صدها جامعه شناس دین در اروپا و امریکا به بررسی های میدانی و جامعه شناختی در باب فرقه های عرفانی و عرفان های «عصر جدید» (New Age) اشتغال دارند که از آن میان می توان به کسانی مثل آیلین بارکر، برایان ویلسون، جورج کریسایدز، پل هیلاس و هنگراف اشاره کرد.

روانشناسان دین نیز با رویکردهای علمی مختلف درباره تحول روحی، رفتاری و شخصیت عارفان و حالات آنان مثل خلسه، جذبه، کرامات و بخصوص مساله تجربه های عرفانی (Mystical Experience) و پدیده های فراروانشناختی و فراحسی (ESP) پرداخته اند و صدها چهره نامدار روانشناسی از ویلیام جیمز، کارل گوستاو یونگ، تا بیت هالامی و آبراهام مزلو در این زمینه آثار علمی مفیدی پدید آورده اند.

چیستی «تصوف» و وجه تمایز آن با «عرفان»

با توجه به مطالعات و تجارب علمی، ما محتاج دو گونه نگاه و رویکرد در مطالعه عرفان و تصوف هستیم؛ یکی نگاه «جامعه شناختی» و دیگری نگاه «معرفت شناختی».

نگارنده به دلایلی که اینجا مجال تشریح آن نیست همواره بین «عرفان» (Mysticism) و «تصوف» (Sufism) فرق قائل است. هرچند این دو وجوه تداخل و اشتراک زیادی با هم دارند بخصوص در حوزه تمدن اسلامی.

امروزه محققان، «تصوف» را عرفان اسلامی (Islamic Mysticism) می نامند و آن را پدیده ای خاص حوزه تمدنی اسلام به شمار می آورند و «عرفان» را پدیده ای عام و جاری در همه ادیان و فرهنگ ها می دانند. دلایل این موضوع در جای خود باید تبیین شود.

با توجه به این تفکیک و تمایز، «تصوف» را بیشتر یک جریان و جنبش اجتماعی- سیاسی می دانیم که البته دارای درون مایه های معرفتی نیز هست و «عرفان» بیشتر نوعی معرفت و تجربه روحی است.

در مورد تصوف لازم است با «رویکرد جامعه شناختی» به مطالعه خاستگاه های آن، سیر تحول آن، نسبت آن با جامعه، حکومت، سیاست و گروه های اجتماعی بپردازیم زیرا تصوف پدیده ای دارای سازمان و تشکیلات خاص، سلسله مراتب خاص، آداب خاص، مناسک تشرف (Rites of Passage) و البته عقاید و اعمال و مناسک خاص است. تصوف در طول تاریخ، نوعی فرهنگ رفتاری و سبک زندگی خاص را نیز ایجاد کرده  و لازم است همه اینها با دو نگاه «جامعه شناختی» و «معرفت شناختی» مورد ارزیابی دقیق علمی قرار گیرند.

«نگاه جامعه شناختی» تصوف را همچون یک نهاد اجتماعی (Social Institution) با تشکیلات (Organization) خاص مطالعه می کند که دارای تاثیر متقابل با جامعه است؛ اما «نگاه معرفت شناختی» به تحلیل فلسفی، الهیاتی و محتوایی جهان بینی تصوف و ارکان عقاید آن می پردازد، پیشفرض های آن را مورد تحلیل قرار می دهد و ساختار معرفتی آن را بررسی می کند. در باب روش شهودی و چگونگی حجیت و اعتبار آن به بررسی می پردازد و اینکه مثلا تجارب عرفانی با واقع و نفس الامر مطابقت دارند یا نه و اینکه روش شهودی (Intuitive Method) اساسا قابل اعتماد و معرفت زا است یا خیر و آیا می توان روی تجربه های شخصی درونی، یک علم عینی تعمیم پذیر بنا کرد یا نه. این پرسش ها امروز در فلسفه عرفان یا معرفت شناسی عرفان مورد بحث قرار می گیرند. کتاب «عرفان و فلسفه» استیس نمونه ای از این دست تحقیقات است.

نقد و ارزیابی کارنامه تصوف

در طول تاریخ، هم در جامعه ما و هم در دیگر جوامع، سلسله های صوفیانه ای (Sufi Orders) با رهبری، تشکیلات، سلسله مراتب و آداب خاص پدید آمده اند. این سلسله ها در طول تاریخ و دوران معاصر با حکومت ها دارای مناسبات و روابطی بوده اند. برخی نیز علیه حکومت ها شوریده اند و بدین سان جنبش های صوفیانه پدید آمده است. اینها همه نیاز به مطالعات گسترده جامعه شناختی دارد. همچنان که تحول روحی عارفان در اثر تجربه های معنوی، نیاز به مطالعات روانشناختی دارد ادعاهای معرفتی صوفیان نیز نیازمند تحلیل های فلسفی، الهیاتی و هرمنوتیکی است.

تصوف مثل هر جریان اجتماعی و معرفتی دیگری می تواند و باید مورد نقد و ارزیابی قرار گیرد. نقد تصوف نباید محدود به ابعاد فقهی شود و می توان از ابعاد مختلف کلامی، تفسیری، فلسفی، اخلاقی، سیاسی، جامعه شناختی به نقد و ارزیابی آن اقدام کرد. حتی نقد عملکردهای سلسله های صوفیانه در جوامع مختلف نیز باید در دستور کار قرار گیرد. اخیرا چند اثر در این مورد به فارسی ترجمه و منتشر شده است.

«نقد و ارزیابی کارنامه تصوف» کاری است که در جامعه ما بسیار مورد غفلت قرار گرفته است و در برخی نزاع های فقهی جزئی خلاصه شده است. شادروان دکتر زرین کوب در آثار ارزشمند خویش بخصوص دو کتاب «ارزش میراث صوفیه» و «جست وجو در تصوف ایران» با شیوه ای عالمانه و منصفانه به این مهم پرداخت ولی دریغا که کارهای ایشان پی گرفته نشد و ادامه نیافت.

در گذشته تاریخ ما مسلمانان و جامعه ایرانی، افزون بر فقیهان هوشیار و غیرتمند حتی پاره ای فیلسوفان همچون ملاصدرای شیرازی به نقد تصوف پرداخته اند. کتاب «کسر اصنام الجاهلیه» ملاصدرا در این خصوص معروف است. برخی صوفیان همچون قشیری، غزالی، هجویری و ابن جوزی نیز در آثارشان به نقد برخی صوفیان ناصافی و اعمال ناصواب و افکار بدعت آلود آنان پرداخته اند.

به صراحت می گویم تجربه بیش از 4 دهه معلمی در دانشگاه های داخل و خارج و مطالعه مستمر و گسترده در مورد نظام های عرفانی و پدیده تصوف به من نشان داده است که با توجه به وضعیت فرهنگی امروز جامعه ما، ردیه نویسی های مرسوم سنتی دیگر کارایی ندارد و باید به ارزیابی های علمی جدید روی آورد.

ما امروز بجد نیازمند یک آسیب شناسی همه جانبه دقیق و علمی به دور از شائبه های سیاسی و علمی در مورد تصوف هستیم و این رسالت در وهله نخست بر دوش عالمان، دانشگاهیان و فرزانگان جامعه است. حتی باید به شیوه علمی و با کمال انصاف و واقع بینی به نقد عملکرد سلسله های صوفیه و تاثیرات اجتماعی- سیاسی آنان نیز پرداخت. حوادث چند ساله اخیر جامعه ما این ضرورت را تشدید و تاکید می کند.

ما به انجام پروژه های علمی در این خصوص نیازمندیم. این به دلیل رسوخ انکارناپذیر تصوف در تاریخ ما، هویت ما و بافت ساختار جامعه ما نیز هست. همین جا باید فوری افزود که هرگونه مطالعه درباره تصوف نباید خدمات تاریخی بعضی صوفیان را نادیده بگیرد یا متون ارزشمند عرفانی را کم بها دهد یا در پی حذف تمایل معنوی ریشه دار انسان و گرایش عرفانی او برآید.

جامعه به معنویت و اخلاق نیازمند است. نباید به بهانه بعضی خطاها یا کارهای ناصواب و بدعت آلود بعضی صوفیان، اصل عرفان و معنویت گرایی را مورد خدشه قرار داد. این کار، سخت زیانبار است. در کنار نقد صوفی گری و پدیده درویشی باید عالمان شایسته و عرفان شناس به عرضه درست عرفان اسلامی بپردازند. عرفان ناب توحیدی بی شبهت و بی بدعت.

در مطالعه علمی تصوف و ارزیابی دقیق آن باید هم به مزیت ها و هم به آسیب ها توجه نمود. کار علمی هیچ اشکالی ندارد اما نباید با اغراض سیاسی آلوده شود.

همسایگی تصوف و روشنفکری دینی

تاثیر ماندگار و گسترده تصوف بر کل تاریخ و جامعه و باورهای ما، یک واقعیت (Fact) انکارناپذیر است و از عواملی است که مطالعه و نقد علمی این جریان را ضروری تر می کند. امروز نیز بعضی از روشنفکران جامعه ما با تاثیرپذیری و بهره گیری از آثار و افکار صوفیان به طرح عقاید دینی پرداخته و می پردازند و می کوشند تا طرحی نو در «دین شناسی» دراندازند و بدین سان نگاه و قرائت های تازه ای از باورهای سنتی دین مثل توحید، نبوت، وحی و معاد به دست داده اند که گاه ناصواب و دفاع ناپذیر است. گاه نیز همچون بعضی صوفیان به فقه و فقیهان تاخته اند یا از فقه و دین حداقلی سخن رانده اند و گاهی نیز با برداشتی خاص از آرای ابن عربی، مولوی، غزالی و دیگر عارفان و صوفیان به دفاع از مفاهیم و مقولاتی مثل پلورالیزم دینی، حقوق بشر و دموکراسی پرداخته اند.

این روشنفکران در مورد تفسیر ایمان، معنای زندگی، دغدغه های وجودی و مسائل اگزیستانسیل بشر، کاملا از آرا و افکار صوفیان تاثیر پذیرفته و خود در آثارشان بدان تصریح نموده اند. تکیه بر «حیرت و ذوق ایمانی» به جای «عقاید و مناسک دینی» یا سخن راندن از «قبض و بسط معرفت دینی» یا سخن گفتن از «بسط تجربه نبوی» نمونه هایی از این تاثیرپذیر ی ها است.

در مطالعه علمی تصوف، حتی لازم است به روش های تفسیری صوفیان و شیوه استفاده آنان از قرآن و از احادیث پیشوایان دین(ع) پرداخته  و معلوم شود تفسیرها و معناگذاری های آنان از این آیات و احادیث تا چه حد معتبر و قابل دفاع است. بخصوص تحقیق سندی در مورد احادیث مورد قبول صوفیان، یک نیاز تحقیقی مبرم است. بسا دیده ایم که کلمات قصار یا ضرب المثل های عربی، به جای حدیث در آثار آنان مورد استناد قرار گرفته است.

تصوف بخصوص آنگاه که در قالب سلسله ها تبلور می یابد امری یکدست و یکپارچه نیست. مکتب ها و نحله های مختلف دارد که البته همگی دارای اصول مشترکی نیز هستند. چنانکه جریان موسوم به «روشنفکری دینی» نیز جریان واحدی نیست بلکه یک طیف گسترده است و امروز دچار نوعی نقد درون گفتمانی و حتی نوعی فروپاشی شده است. این طیف نیز از پاره جریان هایی تشکیل شده که گاهی یکدیگر را نفی و نقض می کنند و این ادعا را می توان با مراجعه به مصاحبه ها و مقاله های چهره های عمده این جریان فکری اثبات نمود.

همنشینی عرفا و فقها

جامعه امروز ما نیاز شدیدی به آرامش، دوستی، برادری و همدلی دارد. نباید به نام نقد، کار سیاسی کرد، فضا را برآشفت و به تفرقه و اختلاف دامن زد. مراقبت از سلامت علمی هرگونه کار فرهنگی برعهده همه نیروهای فرهنگی و خردمندان کشور است. در میان صوفیان هم مسلمانان مخلص و هم شیعیان فراوانی وجود داشته و دارد. نباید به نام نقد تصوف، جنگ شیعه و سنی راه انداخت یا موجب خدشه دار شدن وحدت مسلمانان شد.

از حوزه های علمیه نیز صدای واحدی برنمی خیزد. سلایق و اذواق مختلفی در حوزه ها هست. پاره ای روحانیان بوده و هستند که عرفان ستیزند. همان ها که حضرت امام(ره)، آن عارف سفرکرده، در «منشور روحانیت» دردمندانه از آنان شکوه کرد که کوزه آبی را که فرزندم از آن نوشید آب کشیدند! نباید این حکایت های اندوه زا و اسفبار دیگر تکرار شود. البته ما همواره در حوزه ها فقیهان عارف مشرب بزرگی داشته و داریم که موجب فخر بشریت اند.

ولی نباید از یاد برد که عرفان ستیزانی نیز داشته و داریم که هر اندیشه لطیف و معنوی را به نام درویشی و صوفی گری محکوم می کنند. در مطالعه و ارزیابی تصوف باید هم به آرای این بزرگان مراجعه نمود و هم از افراط و تفریط بالمره پرهیز کرد.

در مورد نحوه آموزش عرفان، لزوم تدوین متون درسی برای این رشته، آموزه های عرفانی، نسبت دین و عرفان و تحقیقات در شاخه های مختلف مطالعات مرتبط با عرفان که نام بردم اکنون مجال بحث نیست و امید می برم که در آینده در مصاحبه ها و مقاله های دیگری به آن موضوعات نیز بپردازم.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.