مرضیه فرمانی از عاشورا می گوید

شعرهایم‌ را‌ نذر‌ می‌کنم

گزارش /
شناسه خبر: 411536

مرضیه فرمانی عاشقانه‌های عاشورا را روایت می‌کند. اگرچه او تنها شاعر آیینی نیست و به تغزل اجتماعی هم می‌پردازد اما شعرهای آیینی‌اش اسم و رسمی دارد. متولد 1368 است و بوشهری؛ شهر شاعران و نویسندگان. تحصیل و زندگی‌اش با ادبیات آمیخته است.

  کارشناسی ادبیات عرب و کارشناسی ادبیات فارسی دارد، با دو مجموعه منتشر شده یعنی «شرحه و فروپاشی» که شعرهای عاشقانه اوست و «ناشناسنامه» که شامل اشعار آزاد و آیینی است. فرمانی جوایز زیادی هم گرفته و برای اشعار آیینی‌اش برگزیده کنگره ملی شعر رضوی بیرجند، کنگره ملی جوادالائمه، کنگره ملی شکوه شکیبایی حضرت زینب (س)، کنگره بین‌المللی شعر زنان عاشورایی تهران و... شده و الان منتظر است سومین مجموعه شعرش که شامل اشعار آیینی اوست منتشر شود. چه زمانی بهتر از محرم که با او درباره اشعار عاشورایی و جوانی‌اش حرف بزنیم.
 
 شاعری را با اشعار آیینی شروع کردید یا اول شعر بود بعد حس و حال مذهبی؟
هر دو با هم بود. هنوز خواندن و نوشتن بلد نبودم که چیزهایی به شکل سرود می‌خواندم و مادرم آنها را می‌نوشت که البته تجربه کودکانه بود. بعد از اینکه مدرسه رفتم کتاب‌های شعر کودک و اشعار آیینی کودکانه می‌خواندم. اعتقادی که خودم داشتم و خانواده معتقدی که دارم در این زمینه مؤثر بود. فضای آیینی همیشه در خانه ما جریان داشته. با ارادتی که به اهل بیت (ع) دارم اشعار آیینی می‌گفتم و با خودم فکر می‌کردم باید به نوعی ادای دین باشد. یعنی همان طور که در شعر عاشقانه محبت را ابراز می‌کنید با اشعار آیینی محبت به اهل بیت (ع) ابراز می‌شود.
چقدر از کارهای آیینی‌ات عاشورایی است؟
بیشتر اشعار آیینی‌ام مربوط به امام حسین(ع) و عاشورا و محرم است. مثل ترکیب‌بندی زینبیه یا کاری که درباره پیاده‌روی اربعین دارم. کارهایی هم دارم که توصیفی از عاشوراست.
این اشعار مورد استقبال قرار گرفت؟
بله اما اولین ترانه عاشورایی‌ام که با استقبال خوبی مواجه شد در همین دهه 90 بود و روی آن آهنگسازی شد. البته قبل از آن یک کار رضوی سروده بودم که مرا به آهنگسازی معرفی کردند و کار ساخته شد. مدتی بعد شعر عاشورایی‌ام را در فضای مجازی منتشر کردم و دوباره پیشنهاد شد که آهنگسازی شود و من کار را به صدا و سیما واگذار کردم و منتشر هم شد.
شاعران مرد به عنوان شاعران آیینی بیشتر شناخته شده‌اند. حضور شما به عنوان یک شاعر زن عجیب است؟
شاعران زنی هستند که در حوزه اشعار آیینی کارهای ارزشمندی دارند مثل خانم مستشار نظامی ‌اما شاید مسائلی مطرح هستند که باعث شده‌ زنان شاعر به حاشیه بروند و مانند مردان به آنها پرداخته نشود. البته در کل شاعران مرد بیشتر هستند.
به عنوان شاعر جوانی که اشعار آیینی دارد چطور به شما نگاه می‌شود؟
نگاه‌ها گاهی با تعجب همراه است شاید چون الان دغدغه فضاهای آیینی کمتر بین جوان‌ها دیده می‌شود. اما در بسیاری از جوانان این کشش و محبت وجود دارد و می‌توانند به عنوان شاعر آیینی مطرح شوند. کنگره‌های متعدد با اینکه خیلی‌ها به آنها نقد دارند به مطالعه تشویق‌شان می‌کند و باعث جذب‌شان می‌شود. خیلی‌ها شاید زمینه این کار را داشته باشند و با این کنگره‌ها فعال شوند و شعر آیینی بگویند.
چطور حس گفتن شعر عاشورایی ایجاد می‌شود یا راحت‌تر بگویم چطور این اشعار را می‌گویی؟ اتفاقی می‌افتد یا چیزی می‌خوانی یا مثلاً این ایام باعث می‌شود حسش ایجاد شود؟
دو حالت دارد. بعضی‌هایشان را کاملاً حسی و ذوقی گفته‌ام. خیلی از این اشعارم نذر هستند. مثلاً نذر می‌کنم برای حضرت ابوالفضل(ع) شعر بگویم و این کار را می‌کنم. این روزها که در هر خانه و کوچه‌ای هیأتی هست، حال و هوای محرم روی حس و ذوق شاعر تأثیر می‌گذارد. اما بخشی از آنها این طور نیستند. برایشان مطالعه می‌کنم و اشعار دیگر را می‌خوانم تا در شعرم بتوانم ادای دین کنم چون بعضی اشعار نیاز دارد علاوه بر ذوق، تخصصی و روایتی مستند باشد و برایش فکر شود. مثل ترکیب‌بندی که برای حضرت زینب سرودم.
وقتی درباره امام حسین (ع) و عاشورا شعر می‌گویی چه حسی داری؟
شعف و سبکبالی. وقتی تمام می‌شود فکر می‌کنم کارم مورد قبول است. چقدر موفق شده‌ام رضایت صاحب شعر را به دست بیاورم. این برایم خیلی مهم است. نگرانم که شعرم لایق این بوده که مورد قبول باشد و تضمین بگیرد یا نه.
بزرگان این حوزه چه واکنشی به کارهایت داشته‌اند؟
هم واکنش مثبت داشته اند هم منفی. قطعاً نقدهایی بوده. یک کار انتقادی در این زمینه داشتم که بازخورد خوبی از آن گرفتم. درباره این بود که ما به عنوان شیعه برای امام حسین (ع) چه کار می‌کنیم؟ نگاه انتقادی به خودمان بود. اینکه ما نباید فقط راوی باشیم. مطلع شعر این است:
در هر محرم راه افتادیم تنها/ پشت صفوف دسته زنجیر زن‌ها
هرگز نفهمیدیم از داغ تو چیزی/ پیراهن مشکی به تن کردیم اما
واکنش جوان‌ها به اشعار مذهبی و آیینی‌ات چطور است؟
واکنش آنها هم مثبت بوده. الان فضایی ایجاد شده و جوان‌ها به این باور می‌رسند که به عقاید یکدیگر احترام بگذارند. شاعران جوانی بودند که شاید اینقدر علاقه‌مند نبودند ولی با شنیدن اشعار آیینی من یا بقیه شاعران، بعد از آن فقط شعر آیینی گفته‌اند. شنیدن این اشعار محرک‌شان بوده و کارشان هم خیلی خوب است.
اتفاقاً می‌خواستم بپرسم به نظرت کار شاعران آیینی جوان چطور است؟
خیلی خوب. مخصوصاً شاعران دهه هفتادی. گروه‌های آموزشی که در دانشگاه‌ها برگزار می‌شود و کارهایی که در آنها خوانده می‌شود بسیار قوی است و اگر امکان حمایت باشد می‌توانیم نسلی قوی در این حوزه معرفی کنیم.
نوحه‌ها و اشعاری که در ایام محرم خوانده می‌شود و می‌شنوی به نظرت چطور هستند؟
دو بخش هستند. بعضی کارهایی که رویشان نوحه خوانده می‌شود واقعاً خوب هستند اما بعضی انگار فقط برای این بوده که کاری انجام شود. این اشعار ادبیات آیینی را زیر سؤال می‌برند.
روی شعرهای تو نوحه خوانده شده؟
پیشنهاد داده‌اند که مثلاً روی این سبکی که دارم نوحه بنویسم اما من قبول نکرده‌ام چون چیزی نبوده که در شأن امام حسین (ع) باشد.
روی سبک نوحه بنویسی؟ به نظر عجیب است!
بله به تمی‌ که می‌خوانند سبک می‌گویند. مثل موسیقی که آهنگسازی می‌آید و می‌گوید این ملودی را دارم و برایش ترانه بنویس.
کارهای آیینی و بخصوص اشعاری که برای امام حسین(ع) سروده‌ای چه تأثیری در زندگی‌ات داشته‌اند؟
من اشعار عاشقانه و اجتماعی هم دارم و همه اشعارم براساس دغدغه و علاقه قلبی‌ام است. آدمی‌هستم که در نگاه اول شاید مذهبی به چشم نیایم اما این علاقه قلبی من است. وقتی شاعری اشعار آیینی می‌گوید حس و اتصالی بین او و اهل بیت (ع) ایجاد می‌شود که آرامش می‌دهد. مسرور می‌شوی که مفتخر شده‌ای به این کار. برکتش قطعاً وارد زندگی آدم می‌شود. از طرف دیگر الگوسازی می‌شود. یعنی مثلاً در سراسر واقعه عاشورا زنی را می‌بینید که با همه سختی‌هایی که دیده، می‌گوید جز زیبایی چیزی ندیدم. همین نگاه بخصوص برای زنان و دختران یک الگوست.
کدام شعر عاشورایی‌ات را بیشتر دوست داری؟
اگر بخواهم خودخواه باشم می‌گویم همه را. اما بعضی‌هایشان را به دلیل اینکه فکر می‌کنم توانسته‌ام بخش کوچکی از آنچه روی دوشم بوده انجام دهم، بیشتر دوست دارم. مثل همان شعر انتقادی که درباره‌اش حرف زدم و دغدغه‌های شخصی من بوده.
در این روزها که نزدیک عاشورا می‌شویم، کدام شعرت مدام به ذهنت می‌آید و می‌خوانی؟
داغی نشسته بر دل زینب بدون شرح/ آتش گرفته خیمه از این تب بدون شرح
باران نیزه است مرتب بدون شرح/این بار آخر است که امشب… بدون شرح

 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.