شمری که برای امام حسین (ع) گریه می کند

گزارش /
شناسه خبر: 411530

شمر دیده بودیم که برای امام حسین (ع) گریه می‌کند، شمری که از مردم کتک بخورد هم دیده بودیم اما شمر بدلکار نه. شمری که طوری سر را روی نیزه ببرد که همه جیغ بکشند یا جایی که لازم است آتش بزند، واقعاً آتش بزند.

  این شمر همه این فوت و فن‌ها را از قواعد بدلکاری آموخته. رضا خادم‌الحسینی را می‌گویم جوان 28 ساله‌ای که سال‌هاست ناله و نفرین مردم را به جان می‌خرد و در نمایش‌های مذهبی و تعزیه‌ها نقش شمر را بازی می‌کند. خیلی‌ وقت‌ها هم سنگباران می‌شود اما مثل همه تماشاچی‌ها می‌نشیند و یک دل سیر برای امام حسین(ع) گریه می‌کند. او اولین کسی است که بدلکاری را وارد تعزیه کرده و توانسته این نمایش‌ مذهبی را تا حد امکان به واقعیت نزدیک کند.

  چطور شد که بدلکاری را به نمایش‌های مذهبی و تعزیه گره زدی؟
14  سال است که در سینما و تئاتر کار می‌کنم و فعالیت‌های زیادی در زمینه بدلکاری و مدیریت یک گروه حرفه‌ای بدلکاری انجام داده‌ام. امسال بدلکاری را کنار گذاشتم و سراغ فیلمسازی رفتم. سال 90 سعید نصیری یکی از دوستانم که نویسنده یک نمایش مذهبی بود، از من دعوت کرد با او در این نمایش مذهبی همکاری داشته باشم. این نمایش قرار بود روز تاسوعا و عاشورا روی صحنه برود. این اولین بار بود که برای یک نمایش مذهبی دعوت به کار می‌شدم. من هم با توجه به فعالیت اصلی‌ام در رشته بدلکاری به دوستم پیشنهاد دادم که بدلکاری را وارد نمایش مذهبی و تعزیه کنیم. می‌خواستم واقعه عاشورا را با همان جزئیات و به شکلی واقعی‌تر به مردم نمایش بدهیم. به طور مثال در کتاب‌های مقاتل داریم که بانو رباب زمانی که سعی داشت در میان خیمه‌های آتش گرفته، کودکان یتیم را جمع کند تا از آنها در برابر حملات دشمن مراقبت کند دامنش آتش گرفت. در این صحنه یکی از بدلکاران با پوشیدن لباس عربی ضد حریق و چادر، این نقش را بازی کرد و لحظه‌ای که لباس آتش گرفت، بسرعت شروع کرد به دویدن که خیلی تأثیرگذار بود. استقبال خیلی زیاد مردم از این نمایش باعث شد بعد از آن هر سال این کار را تکرار کنیم.
 چرا در بین همه نقش‌های واقعه عاشورا نقش شمر را بازی می‌کنی؟
واقعیت این است که خود من هم نمی‌دانم چرا نقش شمر به من پیشنهاد می‌شود. همیشه از کودکی وقتی همراه پدرم به دیدن تعزیه می‌رفتیم، آرزو داشتم که یک روز نقش امام حسین (ع) را بازی کنم ولی در این سال‌ها همیشه نقش شمر را به من داده‌اند. البته وقتی قرار باشد این نقش را بازی کنم با همه وجودم آن را اجرا می‌کنم. واقعاً نقش سختی است و به خاطر فریادهایی که زمان اجرا می‌کشم، تا یک هفته صدایم درنمی‌آید. من تا قبل از ورود به نمایش‌های مذهبی و تعزیه در سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی همیشه نقش مثبت بازی می‌کردم و تنها نقش منفی کارنامه کاری‌ام نقش شمر است. سال اول و دوم که این نقش را بازی کردم حس بدی داشتم و از اینکه باید نقش قاتل امام حسین (ع) را بازی کنم، ناراحت بودم تا اینکه وقتی نزد پیرغلامان هیأت‌های مذهبی رفتم آنها گفتند همین که می‌توانی نقش شمر را بازی کنی و واقعه عاشورا را برای مردم زنده نگه‌ داری، خودش برکت و نعمت است.
 مردم چه واکنش‌هایی نسبت به شمر نمایش دارند؟
واکنش‌ها متفاوت است. گاهی من را لعن و نفرین می‌کنند، گاهی با سنگ می‌زنند اما هستند کسانی که آخر نمایش از من تشکر می‌کنند. یک بار برای اجرای نمایش مذهبی «دشنه بر خون خدا» به کارگردانی مریم باطبی به محمدشهر کرج رفتیم. آنجا وقتی در نقش شمر می‌خواستم طفلان را شلاق بزنم متوجه سنگ ریزه‌هایی شدم که به کلاهخودم می‌خورد. 
وقتی پشت سرم را نگاه کردم متوجه شدم تعداد زیادی پسربچه با سنگ مرا هدف گرفته‌اند و با عصبانیت می‌گویند چرا بچه‌ها را می‌زنی!
البته سال اولی که نقش شمر را بازی کردم، از اینکه مردم نگاه بد و پر از کینه‌ای به من داشتند ناراحت می‌شدم اما کم کم عادت کردم. بارها در صحنه‌های مختلف اجرای روز عاشورا صدای ناله و نفرین زنانی را شنیده‌ام که من را خطاب قرار می‌دهند اما می‌دانم که مخاطب واقعی آنها من نیستم. البته هیچ گاه برای بازی در نقش شمر داوطلب نمی‌شوم ولی نمی‌دانم چرا همیشه این نقش را به من می‌دهند. یک بار هم نقش حرمله را بازی کردم. لحظه‌ای که حرمله به سوی علی‌اصغر(ع) تیر می‌اندازد، لحظه بسیار سختی است و مردم در این صحنه خیلی اشک می‌ریزند و شیون می‌کنند. موقع اجرا لحظه‌های سختی میان غم و اندوه سپری می‌کنم.
 تا حالا موقع اجرا گریه هم کرده‌ای؟
چند سال پیش با دوستانم برای تماشای تعزیه رفته بودم که شمر را دیدم لحظه آتش زدن خیمه‌ها گریه می‌کند. همان موقع به دوستانم گفتم این چه حرکتی است؟ چرا باید شمر گریه کند و این چه جور ایفای نقشی است؟ آن روزها نمی‌توانستم قبول کنم که بازیگر موقع اجرای نمایش گریه کند اما این اتفاق بارها برای خودم افتاد. من هم یک انسان هستم و نمی‌توانم نسبت به وقایع روز عاشورا و مصیبت‌هایی که بر امام حسین (ع) و یارانش رفت بی‌تفاوت باشم. سال اول اجرا کمی محکمتر بودم اما از سال‌های بعد لحظه کتک خوردن حضرت رقیه (س) و دویدن‌های او در میان خیمه‌های آتش گرفته گریه کردم. این تلخ‌ترین قسمت نمایش است. هربار به یاد آن صحنه می‌افتم بی‌اختیار اشک از چشمانم سرازیر می‌شود و برای خیلی از تماشاگران نمایش گریه کردن شمر صحنه عجیبی است.
 برای بازی در تعزیه پول هم می‌گیری؟
من برای بازی در فیلم‌ها و سریال‌ها دستمزد می‌گیرم اما تا به امروز برای بازی در نمایش‌های مذهبی و تعزیه پولی نگرفته‌ام. وقتی می‌بینم مردم یک سال لحظه شماری می‌کنند تا تعزیه ببینند و عاشقانه اشک بریزند این برای من از هر چیزی بالاتر است و همه اینها برکت است. برای این اشک‌ها نمی‌توان قیمت تعیین کرد البته می‌دانم که این نمایش‌ها و تعزیه‌ها یک صدم واقعیت عاشورا نیست و ما نمی‌توانیم آن لحظات تلخ و مصیبت‌بار را بخوبی نمایش بدهیم.
 از نظر تو این سال‌ها چقدر به نمایش‌های مذهبی و تعزیه اهمیت داده می‌شود؟
مردم هنوز هم عاشق تعزیه هستند و هیچ گاه برای آنها تکراری نمی‌شود. من این واقعیت را هر سال بیشتر لمس می‌کنم اما متأسفانه کسانی که باید برای رونق این نمایش‌ها تلاش کنند حاضر نیستند بودجه‌ای صرف این کار کنند و همیشه به این نوع نمایش‌ها بی‌مهری می‌شود. در حالی که تعزیه و نمایش‌های مذهبی با فرهنگ و تاریخ مردم ایران عجین شده و آنها با همه وجود به تماشای این نوع نمایش‌ها می‌نشینند. باید نمایش‌های مذهبی و تعزیه جزو نمایش‌های ملی قرار بگیرند و توجه ویژه‌ای به آنها شود.

نظرات

نظرات | 0 نظر

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.