روز پنجشنبه گذشته بخشی از جنگل‌های بلوط صحرای چهک اندیمشک در آتش سوخت. این یکی از ده‌ها خبری است که درچند هفته گذشته منتشر شده، امروزه نه تنها دوستداران محیط زیست بلکه همه مردم به لزوم حفظ و حراست از جنگل‌ها واقف هستند و شاید یکی از خبرهایی که این روزها به نگرانی مردم دامن می‌زند آتش گرفتن جنگل‌ها به‌عنوان سرمایه ملی باشد.

ایران آنلاین /در کل کشور حدود 14 میلیون هکتار جنگل داریم که حدود 564 هزار هکتار آن در گیلان است که جزو جنگل‌های هیرکانی است و از بهترین جنگل‌های دنیا به لحاظ قدمت و تنوع زیستی محسوب می‌شود. امسال جنگل‌های این استان بارها دچار آتش‌سوزی شد، اما بزرگ‌ترین آن مربوط به فروردین ماه می‌شود که بیش از 100 هکتار از این جنگل‌ها در آتش سوخت.

در چند ماه گذشته در استان‌های دیگر نیز بارها شاهد آتش‌سوزی در جنگل‌ها بودیم و در مجموع در این چند ماه حدود 300 هکتار از جنگل‌های کشور دچار حریق شد. با بروز هر فقره آتش‌سوزی حتی ناچیز آنچه بیشتر در ذهن همگان نقش می‌بندد و مورد سؤال قرار می‌گیرد این است که چرا این آتش‌سوزی اتفاق افتاده و مهم‌تر اینکه چرا آتش‌سوزی سریع خاموش نشده و خلاصه روی این موضوع مانور داده می‌شود که جنگل‌ها بسیار با ارزش هستند و چرا اجازه می‌دهند آتش گسترده شود.
اما کمتر کسی به این موضوع توجه می‌کند که اگر ما در وقوع آتش‌سوزی‌ها بحث ارزش‌گذاری جنگل‌ها را مطرح می‌کنیم که به‌واقع درست هم هست و ارزش آنها با اعداد و ارقام قابل محاسبه نیست ولی باید اعتباراتی را هم که برای حفظ و حراست از جنگل‌ها اختصاص می‌دهیم با این مهم همخوانی داشته باشد مگر می‌شود به بحث حراست از گنجینه با ارزشی که می‌خواهیم آن را برای نسل بعد باقی بگذاریم اینچنین بی‌توجهی کنیم؟
هرچند ارزش ریالی جنگل به لحاظ خاک و تولید اکسیژن و گونه‌های زیستی قابل ارزش‌گذاری نیست ولی بد نیست به مقایسه چند رقم بپردازیم، بررسی‌ها نشان می‌دهد، تنها ارزش اقتصادی چوب جنگل‌های گیلان معادل 70 هزار میلیارد تومان است و این در حالی است که در سال 97 اعتبار در نظر گرفته شده برای طرح تنفس جنگل‌های شمال یعنی گیلان، مازندران و گلستان 78میلیارد و 500 میلیون تومان و طرح صیانت از این جنگل‌ها 20 میلیارد تومان در نظرگرفته شده است. مقایسه این دو رقم با هم خود گواه کم توجهی همه ما به بحث حفظ و حراست از جنگل‌هاست و نشان می‌دهد، اعتباری که برای نگهداری از جنگل‌ها ‌بویژه در بحث کنترل آتش در نظر می‌گیریم به هیچ وجه با ارزش واقعی جنگل‌هایمان همخوانی ندارد. در همین حال، جدا از کمبود اعتبار برای کنترل آتش، بخش کمبود نیروی انسانی نیز محسوس است و بسیاری از منتقدان این را مطرح می‌کنند که ما برای خاموش کردن آتش در جنگل‌ها، نیروی متخصص آموزش دیده نداریم و یک جنگلبان نمی‌تواند هم در نگهداری و پاسداری از جنگل بکوشد و هم در جبهه آتش‌سوزی بجنگد. همه ما بسختی کار آتش‌نشانان در اطفای حریق پلاسکو پی بردیم و دیدیم که آنان با عشق به جنگ آتش می‌رفتند. به طور قطع و یقین نمونه دیگر این مصداق، جنگلبانانی هستند که با کمترین حقوق و امکانات (بیل و دبه آب)، با پوست و گوشت و استخوانشان در مواقع بروز آتش‌سوزی در بدترین شرایط جوی به مناطق سخت‌گذر و دل جنگل می‌زنند و از نابودی این سرمایه خدادادی جلوگیری می‌کنند. بدون شک کسی تا از نزدیک این تلاش‌ها را نبیند، نمی‌تواند صادقانه قضاوت کند و بگوید که نیروهای متخصص با همه امکانات، بهتر و دلسوزانه‌تر از جنگلبانان، آتش‌سوزی جنگل را کنترل می‌کنند.
کلام آخر اینکه بیاییم حداقل با خود رو راست باشیم و همان‌قدر که برای جنگل‌هایمان به‌عنوان گنجینه‌هایی که می‌خواهیم برای آیندگان میراث بگذاریم، ارزش قائل هستیم برای حفظ آنها اعتبار درخور در نظر بگیریم.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.