ion

جنوب، منظر یک گفتمان داستانی

فرهنگی /
شناسه خبر: 396667

بی شک در قلمرو ادبیات معاصر بویژه در حوزه داستان‌نویسی، دهه 70 یکی از دهه‌های ماندگار و به یادماندنی از صداهای تازه و آثار ساختمندی است که در چشم‌انداز آن، چهره‌های جوان و صاحب سبکی به میدان آمده بودند.

ایران آنلاین /    در این بین از میان حلقه داستانی زنده یاد هوشنگ گلشیری، نویسندگان جوان و تازه نفسی پا به عرصه نوشتن گذاشته بودند که یکی از آنان زنده یاد کوروش اسدی  است؛ جوانی در حوالی دهه 60 ضمن خوانش آثار دیگران به قلمرو نقد و نظر، در مجله مفید و کارنامه با گلشیری آشنا شد و مورد توجه وی قرار گرفته بود.

کوروش اسدی اهل جنوب بود و در آثارش پیوسته به ادبیات و یافته‌های فرهنگی جنوب(خوزستان) علاقه فراوانی نشان می‌داد. از همین جهت است که می‌بینیم بیشتر شخصیت‌ها و مکان‌های داستان‌های اسدی از همین خطه هستند و حضوری جدی در نوشته‌هایش دارند.
رویکرد اسدی به فضای قصه‌نویسی اغلب بر محور داستان کوتاه شکل گرفتند. بنابراین در حوزه داستان‌های کوتاه، اسدی از چشم‌انداز فرم و محتوا جایگاه‌های خاصی را تجربه می‌کرد. اغلب فضاهای وهم انگیز، رازهای گمشده و شخصیت‌های غیر متعارف و مالیخولیایی در قصه‌های وی به رنگ بومی در می‌آمدند و فضاهای شهری نوشته‌هایش نیز نشان از دغدغه او از این نوع روایت‌ها داشت. شاید بتوان گفت که نقطه عزیمت داستان‌های اسدی اغلب با زبان عاطفی و با نوعی فرم‌گرایی یادآور ردپای آثار گلشیری و ساعدی است. اسدی نخستین اثرش را در دهه 70 با عنوان «پوکه باز» نوشت که مورد توجه اهالی ادبیات قرار گرفت. در این مجموعه فضاهای مه آلود و نوعی تعلیق شخصیت‌ها در قلمرو مقوله جنگ، از زاویه‌ها و زبان‌های مختلف به گوش می‌رسد.
زمان واقعی اغلب دور از واقعیت‌ها حضور دارند و بی‌گمان فضاهای سیار و لغزنده به کمک فرم‌های خاص، نویسنده را به تجربه‌های تازه تری نزدیک می‌کند. شاید بتوان گفت که فضای قصه‌های اسدی تلفیقی از چشم‌انداز بومی و کلاسیک، در پیوند با نوعی مدرنیسم را به‌دنبال دارد. بنابراین موتیف‌های داستانی اغلب در منظر روایت به خوانش بینامتنیت به تأثیر نگرش‌های تلفیقی محل گفت‌و‌گوست.
ایهام و ابهام در آثار اسدی، در بیان و نشانه شناسی پیوسته مخاطب را به گونه‌ای درونی درگیر می‌کند، همچون مد و مه که دیگران هم به شکلی به نشان دادن آن پرداخته و می‌پردازند. بی‌شک، نشان دادن زندگی و عرصه‌های متفاوت از جنبه‌های نوعی«شکست» و «گریز»، خود فرصتی است برای نویسنده تا از بعد جامعه شناختی و مردم شناسی هم دست به تجربه‌های خاصی بزند که خود در حوزه ادبیات جنوب می‌تواند یک صدای تازه باشد. البته در برخی متن‌های نویسنده نوعی روایت چند وجهی و چند صدایی هم دیده می‌شود. اما دو خط موازی در این فضاها به گونه‌ای دیگر در هدایت هم به نمایش گذاشته می‌شوند.
در نهایت می‌توان گفت چهره‌ها و شخصیت‌ها در آثار اسدی از نظر بنیادی، دچار گسست از خود هستند و با نوعی دورماندگی از واقعیت‌های زندگی درگیر نگرش فراواقعی خودند. شاید بشود گفت بخشی از چشم‌انداز قصه‌ها از تجربه‌های شخصی و دغدغه‌های فردی خود نویسنده مایه می‌گیرد، چراکه مرز خاطره‌ها از یک سو و تقابل با هستی‌های گمشده از سوی دیگر، نوعی فضاهای برزخی همراه با فشارهای زیستن جاری، همه و همه خود نشان از آدم‌ها، مکان‌ها و ناسازگاری‌ها به مخاطبان آثارش را یادآور می‌شود.
 در این پازل بزرگ، که منظر روزگاران جنوب را به نمایش می‌گذارد، در هر زاویه‌اش نویسنده بر اساس بسیاری ماجراها و سرخوردگی‌ها از آتش اتفاق‌های فراوانی سخن می‌گوید. نکته اساسی دیگر در آثار اسدی، شیوه‌های روایتی آن است که محصول شرایط بیرونی و آسیب‌های خاص اجتماعی و فردی روزگارش است. این مسأله در زمینه آسیب شناسی جنگ، خود محمل گفت‌و‌گوست.
هراس آدم‌ها و عکس العمل‌های آنان را شاید بتوان گفت که نویسنده نوع فراری از خود را به میان می‌کشاند و این هستی وقایع است که به کمک ساختار قصه‌ها به میدان می‌آیند.
«باغ ملی»(1382) دومین اثر داستانی کوتاه اسدی را با خود دارد در این متن فرم و موضوع به گونه تازه‌تر و شسته تری عرضه می‌شود. به همین خاطر، جایزه گلشیری در این سال به کوروش اسدی تعلق گرفت و این متن بزودی مورد توجه رسانه‌ها، منتقدان قرار گرفت.
بوی جنوب(خوزستان) در نوشته‌های کوروش اسدی به روشنی دیده و شنیده می‌شود. او نشان نسل سوم نویسندگان جنوبی را بر شانه دارد و پرداختن به آدم‌های شهری و اوهام و دغدغه‌های آنان در آثارش با جغرافیای خاصی همراه است.
در «باغ ملی» نویسنده از شرایط دشوار اجتماعی در جهت نشان دادن مشکلات و مطالبات مردمی حرف زیادی می‌زند و از این رهگذر بزودی دنیای (جنگ) با گذشت زمان از ابعاد دیگری به قصه راه پیدا می‌کند. چراکه مقوله «مهاجرت» و آوارگی و سرگردانی و بیکاری جنگ زده‌ها به چشم‌انداز نامکرری، معناهای زندگی و زیستن را که به مردم این خطه تحمیل می‌کند که خود بازتاب مصائب و دردهای فراوانی را در اینجا و آنجا، به واگویی می‌نشیند.
صد البته در آثار کوروش اسدی بسیاری از لحظه‌ها گاه با تلخی‌های زیادی همراه است اما زمان یک لبخند باستانی هم از دل تاریخ در اینجا و آنجا خود را به نمایش می‌گذارد. کوروش اسدی متولد آبادان است(مرداد1343) و خاموشی‌اش هم در تهران(1396). وی زندگانی دشوار و پر پیچ و خمی را تجربه کرده بود و همواره در پی فرصت‌های گمشده‌ می‌گشت و در دل این جست‌و‌جوها بود که به مرزهای بی‌حاصلی رسید و بار سفری ابدی را بر دوش کشید.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.