ion

تمایل به خودنمایی نداشت

فرهنگی /
شناسه خبر: 396665

صحبت از کوروش اسدی و نوشته‌هایش که به میان می‌آید تمام سال‌هایی که برای ادبیات و این حوزه فعالیت کرد در ذهنم تداعی می‌شود. اواسط دهه هفتاد بود که به واسطه علی اصغر شیرزادی، نویسنده رمان «طبل آتش» با کوروش اسدی آشنا شدم.

ایران آنلاین /     آن سال‌ها شیرزادی در روزنامه اطلاعات کار می‌کرد و مسئولیت صفحه‌ای با عنوان «در وادی ادبیات» را برعهده داشت. طی رفت‌ و آمدهایم به این روزنامه با اسدی هم آشنا شدم. برخی اوقات هم به همراه دیگر دوستان در جلسات داستان‌خوانی این نشریه شرکت می‌کرد؛ جلساتی که در لابی روزنامه برگزار می‌شد و بعدها هم به دفتر مجله کارنامه و نشریه‌های دیگر کشیده شد. کوروش اسدی آن سال‌ها هم نویسنده‌ای گوشه‌گیر بود و علاقه چندانی به جنجال و سر و صدا کار کردن نداشت. اغلب ترجیح می‌داد گوشه‌ای بنشیند و به گفته‌ها و داستان‌های دیگران گوش بدهد حتی معتقد بود که گوش شنوا تأثیر بسیار مثبتی در خلق آثار داستانی دارد. پس از مدتی با هوشنگ گلشیری آشنا شد و در کلاس‌های او شرکت کرد. داستان‌های اسدی از آن جنس نوشته‌هایی است که از بطن جامعه می‌آیند. داستان‌هایش درباره آدم‌هایی درد کشیده و برآمده از اعماق جامعه است. از مضمون و محتوای نوشته‌هایش که بگذریم نثر داستان‌های اسدی بسیار پخته است، این نثر پخته را می‌توان نشأت گرفته از ارتباط و همنشینی با آدم‌هایی همچون گلشیری دانست که به واسطه فعالیت در نشریات ادبی آن روزگار با آنان رفت و آمد داشت. 

هوشنگ گلشیری آنقدر اسدی و نوشته‌هایش را قبول داشت که همواره با این جمله که او شش دانگ نویسنده است از اسدی یاد می‌کرد. آنهایی که گلشیری را می‌شناسند می‌دانند که او به ندرت از کسی این‌گونه تعریف می‌کرد. از دیگر مؤلفه‌هایی که باعث درخشش نوشته‌های اسدی شد مطلع بودن او بود. هیچگاه دانسته‌هایش را به رخ کسی نمی‌کشید و برخلاف دیگران تمایلی به خودنمایی نداشت. کوروش از خطه آبادان برخاست، از مکتب جنوب و بعد هم از آموخته‌های مکتب اصفهان بهره‌مند شد، بر این اساس نمی‌توان او را از هیچ‌کدام از این دو مکتب جدا کرد. جنگ را درک کرده بود و با آوارگی و تبعات ناشی از آن بخوبی آشنا بود، از همین رو در نوشته‌هایش ورود و پرداختی موفق به موضوع جنگ داشت. در نهایت کوروش اسدی نویسنده‌ای خود آموخته بود که با وجود تمام ناملایمات مرسومی که متوجه کتاب و اهالی‌اش است کار و علایقش را پی گرفت و نوشت. هنوز فرصت بسیاری برای نوشتن داشت؛ اما آنقدر بی‌مهری دید و آثارش در گرفت‌وگیرهای کسب مجوز نشر ماند که تاب نیاورد. 
برای نویسنده‌ای که با خون و دل بسیار در این حوزه فعال است و اثر ادبی خلق می‌کند خیلی سخت است که ببیند نوشته‌هایش برای سالیان دراز پشت در ممیزی مانده است. با این که یک سالی از مرگ او می‌گذرد اما هنوز هم نتوانسته‌ام با رفتنش کنار بیایم.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.