ion

زمانه با او بنای ناسازگاری داشت

فرهنگی /
شناسه خبر: 396662

بعد از انتشار «پوکه باز» و «باغ ملی» کوروش اسدی در انتظار آثار بعدی‌اش بودیم که متأسفانه کتاب‌هایش اسیر ممیزی و مشکلاتی شد که پیش‌روی اهالی کتاب قرار دارد. گیر و گرفت‌های ممیزی آنقدر نوشته‌های این نویسنده جنوبی را اسیر کرد که سال‌ها منتظر ماندیم.

ایران آنلاین /    با این وجود همین دو مجموعه داستان کوتاه کافی بود تا کوروش اسدی به نویسنده‌ای محبوب میان کتابخوانان تبدیل شود، بعد از چندین سال وقفه و انتظار دو مجموعه داستان دیگر هم از او روانه بازار نشر شد. با این حال هیچ کدام به اندازه رمان بلند «کوچه ابرهای گمشده» توجه همگان را به خود جلب نکرد، این رمان باعث شد که علاقه‌مندان و از سویی ادبیات‌دوستان دوباره به نوشته‌های گذشته‌اش مراجعه کنند و آنها را بخوانند.

اسدی تعبیرهای جالبی در نوشته‌هایش به کار می‌برد و فضاهای بکری را به تصویر قلم می‌کشید که تجربه‌ خواندنش برای هر انسانی لذتبخش و حتی گاه تعجب‌برانگیز است. این نویسنده آبادانی نشان داد که مخلوقات ادبی‌اش تنها به یک نسل تعلق ندارد. از همین رو به جوانان توصیه می‌کنم حتماً کتاب‌هایش را بخوانند، نوشته‌هایی که می‌توان آنها را نقبی به دنیای ادبیات ایرانی دانست. از سوی دیگر نثر پاکیزه اسدی در کتاب‌هایش هم ستودنی‌ست، نگاه مسلطی به داستان‌ها، ساختار و از سویی کاراکترهای آثارش داشت که همه اینها را می‌توان امتیازی برای داستان‌های کوتاه و رمان او دانست.
اسدی تحت تأثیر دو مکتب ادبی جنوب و اصفهان دست به خلق آثاری زد که هم‌اکنون از وی به یادگار باقی مانده، او توانست این دو مکتب را بسیار هنرمندانه کنار هم بگذارد و هر آنچه برای تألیف آثاری خوب احتیاج داشت را از آنها وام بگیرد.
اگر به سراغ آثار ادبی عرضه شده در بازار نشر بروید کم نیستند کتاب‌هایی که بافت جملات و نثر آنها به مرور زمان کهنه می‌شود، آنچنان که ممکن است حتی متوجه برخی سطرها و کلمات آنها نشوید. اما همان طور که گفتم در ارتباط با کارهای کوروش اسدی ماجرا به گونه‌ای دیگر است و نوشته‌هایش برخوردار از نثری قوی است. با وجود تمام نقاط قوتی که می‌توان در ارتباط با آثار او به آنها اشاره کرد برخی اصرار دارند بگویند که ردپای پررنگی از هوشنگ گلشیری در داستان‌های کوروش دیده می‌شود، من این را قبول ندارم. کوروش خودش بود، هر چند از مکتب ادبی اصفهان و جنوب تأثیر پذیرفته بود اما نوشته‌هایش هویتی مختص خود او داشت. در این رابطه به گفته گلشیری اشاره می‌کنم که خودش را ایستاده بر شانه نویسندگان دیگر خوانده بود. در ارتباط با اسدی هم همین طور بود، او نیز نویسنده‌ای بود که بر شانه نویسندگان قبل خود ایستاده بود با این حال خودش بود و هویت ادبی مستقلی داشت.
حالا که سالروز کوروش است بد نیست اشاره‌ای هم به اخلاقش داشته باشم، وقتی خبر درگذشت او را شنیدم گفتم که مردی بود مهربان. دیگران به من ایراد گرفتند که چرا می‌گویم مهربان! مگر مهربان بود؟ حالا شاید فرصتی باشد برای پاسخ به آن گفته‌ها. در تمام این سال‌هایی که اسدی را می‌شناختم، در دیدارهایی که داشتیم رفتاری دوستانه داشت. رفتار دوستانه مگر از چیزی به غیر از مهربانی می‌آید! اصلاً مگر می‌شود دوستی و مهربانی را از هم جدا کرد؟ متأسفانه زمانه با او بنای ناسازگاری داشت و طبع رندانه‌اش را به کوروش نشان داد. روزگار نامهربان او را از میان ما برد، حالا که سالروز تولد این نویسنده و دوست آبادانی‌ام شده به همه جوانان و علاقه‌مندان ادبیات داستانی توصیه می‌کنم که کتاب‌های او را بخوانند.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.