ion

در این روزها، که با فراز و نشیب هایی در زمینه اقتصادی مواجه هستیم باید به جای توطئه اندیشی و ساده انگاری در مسائل به سرمایه های فکری، معرفتی، انسانی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه تکیه کرد و به نیروهای انسانی طرد شده اعتماد کرد و از عقل جمعی و مشورت همگانی برای برون رفت از این بحران ها به نحو مطلوب استفاده نمود.

ایران آنلاین /گروه اندیشه:

این دود سیه فام که از بام وطن خاست

از ماست که بر ماست(ملک الشعرای بهار)

درباره تحولات اقتصادی و سیاسی اخیر که در کشور رخ داده است یعنی از ماجرای خروج آمریکا از برجام تا تنش های ارزی در کشور، ماجرای فسادهای گسترده و شرایط نگران کننده ای که بر کشور حاکم شده است برخی تحلیل گران اقدام به ارائه تحلیل هایی نموده اند که هر کدام در جای خود محل تأمل و نقد و بررسی هستند.

در یک دسته بندی کلی می توان گفت که تمامی تحلیل های ارائه شده در 3 دسته زیر قابل تقسیم بندی هستند:

1.تحلیل هایی که دلایل بروز شرایط نابسامان فعلی را به خارج از مرزها یعنی به تحریم ها و تصمیمات سران کشورهای غربی و به ویژه ایالات متحده  ارجاع می دهند.

2.تحلیل هایی که دلایل بروز شرایط پیش گفته را به درون کشور و به عملکرد مدیریتی و تصمیمات نسنجیده و نادرست مدیران و  مسئولین ارجاع می دهند.

3.تحلیل هایی که دلایل را هم در بیرون از کشور و هم در درون کشور جستجو می کنند.

در نقد این تحلیل ها باید بگویم که تحلیل شماره 1 اگر چه کوشش می کند بخشی از واقعیت را بازگو کند اما می دانیم که این همه ماجرا نیست چرا که تحریم هر کشوری از سوی کشور مقابل و البته متخاصم ریشه در برخی جهت گیری ها و تصمیمات طرفی دارد که تحریم شده است و این موضوع باید به خوبی واکاوی شود. اگر چه تحریم ها در هر صورت امری غیر انسانی و غیر اخلاقی است و نوعی زورگویی در  عرصه بین المللی محسوب می شود، اما  پرسش اساسی در این جا این است که چرا کشور مقابل دست به تحریم زده یا می زند؟ و دلایل اساسی این تحریم ها چیست؟ از سوی دیگر، این تحلیل بسیاری از نابخردی ها و عملکردهای نادرست و نسنجیده در داخل را نادیده می گیرد و سرپوش می گذارد که این خطای راهبردی مهمی است. به عبارت دیگر، این دسته از تحلیل ها از بسیاری از ناکارآمدی های سیاستگذاری، برنامه ریزی، مدیریتی و عملکردی درون کشور غفلت می ورزند و همه این نواقص و عیوب را یکسره به گردن تحریم ها می اندازند. بدتر این که به عمد یا به سهو دلایل مهم تحریم شدن را در جای دیگری غیر از سیاستگذاری ها و تصمیم گیری های نادرست مسئولین و مدیران کشور جستجو می کنند. فوراً اضافه کنم که تحریم ها اثرات و پیامدهای بسیار بد و ناگواری برای کشور تحریم شونده خواهند داشت و این امر مهم بر کسی پوشیده نیست، اما سخن بر سر این است که با تصمیمات عقلانی و مدبرانه و سنجیده می توان جلوی هر گونه تحریم شدن را گرفت و این آن موضوعی است که متأسفانه مغفول مانده است.

تحلیل های شماره 2  واقعیت را بهتر و دقیق تر می بیند و معتقد است که در صورت داشتن عقلانیت، خردورزی، آینده نگری و همه جانبه نگری در تصمیمات می توان از بسیاری از مشکلات و بحران های موجود به سلامت به ساحل امن و آسایش رسید و جامعه را دور از گرفتاری ها و تنش ها مدیریت نمود. این تحلیل ها ریشه بسیاری از مشکلات و بحران ها را در درون کشور جستجو می کند که البته سخن بجا و درستی است. از این منظر می توان این گونه استنباط نمود که کشور ایران با داشتن منابع و سرمایه های بالقوه و بالفعل اقتصادی، انسانی و اجتماعی می تواند مسیر توسعه و پیشرفت را به درستی طی کند اما اکنون با کمال تعجب و تأسف در بسیاری از امور خُرد و کلان جامعه دچار سر درگمی و استیصال شده است.  این همان موضوع مهمی است که باید بدان پرداخت و ابعاد و زوایای پیدا و پنهان آن را به درستی واکاوی نمود

تحلیل شماره 3 اگر چه بخش دیگری از  واقعیت ها را به درستی می بیند اما در صورتی که بیشتر به خارج بپردازد و کمتر به داخل دچار خطای نظری و راهبردی شده است چرا که از انبوهی از موانع داخلی برای برون رفت از بحران ها و نمشکلات و رسیدن به توسعه و پیشرفت غفلت ورزیده است.

همان گونه که عنوان مقاله را «از ماست که بر ماست» نامیده ام می توان گفت که عمده بحران ها و مشکلات کشور ریشه داخلی دارند و مهم ترین موانع توسعه و پیشرفت کشور را باید در داخل جستجو نمود. اگر چه برخی موانع بیرونی مانند دخالت ها، توطئه ها و بدخواهی های  بیگانگان در جای خود می توانند توسعه کشور را با اخلال مواجه نمایند که باز هم در صورت وجود عقلانیت و سیاست ورزی درست و منطقی این بدخواهی ها و توطئه چینی ها خنثی و بی اثر خواهند شد. پس به یک معنا می توان گفت که همه راه های رسیدن به توسعه و پیشرفت از «ما» می گذرد. بر این اساس، این «ما» باید مورد واکاوی دقیق روان شناختی، جامعه شناختی، تاریخی و حتی فلسفی قرار گیرد.

 

»ما» یی که با عقلانیت، خردورزی، دانش طلبی، آینده نگری، همه جانبه نگری، مداراجویی، تکثرگرایی، آزادی خواهی، عدالت ورزی، شفقت ورزی، خیرخواهی از یک طرف و کوشش، همت، مشارکت، همبستگی و یکپارچگی از سوی دیگر می تواند همانند بسیاری از ملت های پیشرفته جهان در مسیر حل مشکلات و بحران ها گام بردارد و آینده روشن را از آنِ خود نماید.

اما و هزار اما اگر این «ما» دچار بی خردی، نادانی، بی دانشی، غرض ورزی، تشتت، پریشان خاطری، ستیزه جویی، بدخواهی، بی اعتمادی، بد اخلاقی، نفع پرستی، سودجویی، ثروت اندوزی،  گذشته نگری، ایدئولوژی اندیشی، تنگ نظری، و دهها ویژگی منفی دیگر بشود که متأسفانه تا حد زیادی چنین هم شده است دیگر نمی تواند انتظار حرکت مثبت و درست در مسیر حل مشکلات و بحران ها را داشته و از سوی دیگر خواهان توسعه و پیشرفت هم باشد.

این «ما» باید به خود بیاید و  به هوش باشد و به جای  توطئه اندیشی و ساده انگاری در مسائل  به سرمایه های فکری، معرفتی، انسانی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه خود تکیه کند و به نیروهای انسانی و صد البته گمنام و بعضا منزوی و طرد شده اعتماد نماید و از عقل جمعی و مشورت  همگانی برای برون رفت از این بحران ها به نحو مطلوب استفاده نماید.

یکبار برای همیشه بنشینیم و کلاه خود را قاضی کنیم که بسیاری از مشکلات و بحران ها در حوزه های سیاست، اقتصاد، اجتماع،  فرهنگ و محیط زیست محصول بی خردی ها و بی دانشی ها ی «ما» بوده است یا نتیجه بدخواهی ها و غرض ورزی ها و توطئه اندیشی های دیگران؟ من معتقدم اگر فهرست تمامی مشکلات کشور را تنظیم کنیم درصد زیادی از این مشکلات نتیجه نبود و یا کمبود تفکر، خرد ورزی، عقلانیت و دانش در میان «ما» بوده است.     

هر چه هست از قامت ناساز بی اندام «ماست»        ورنه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست/ صفحه شخصی نویسنده

  

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.