ion

دینداری و دینداران

اندیشه /
شناسه خبر: 387903

پیامبر مسلمانان در مورد مشخصات آخرالزّمان معتقد بود که در آن زمان، علمایی وجود دارند که مردم را به زهد دعوت می‌کنند ولی خود، زهد نمی‌ورزند. این حالت زمانی می‌تواند حادث شود که «امکان وقوع» داشته ‌باشد یعنی مروّجان دین از قدرت لازم برخوردار باشند که خود زهد نورزند و از قدرت خود در جهت دیگری بهره جویند

ایران آنلاین / گروه اندیشه:

در بحث چالش‌ها در حوزه دین، دو موضوع «دینداران» و «دینداری» مطرح می‌شود. چالش‌های «دینداری» اشاره به وجود موانع در سطح کلان دارد. اما اگر همین موانع در سطوح میانه یا خرد مورد توجه و تحلیل قرار گیرند به حوزه «دینداران» ورود کرده‌ایم. این دو نوع چالش، دو روی یک سکه هستند و تحلیل یکی بدون دیگری، ممکن نیست.

«دین» فقط یک مکتب و روش زندگی نیست تا به سهولت نزد دیگرانی که فاقد باورهای دینی هستند اما راه و سیره درستی دارند پدیدار شود، بلکه دینداری علاوه بر روش زندگی، توأم با اعتقاد به خدا و آخرت و وحی است. بر این اساس است که جامعه‌شناسانی مانند فرانسیس فوکویاما برای «سنجش دینداری» به چهار بعد «شناختی»، «آیینی»، «عقیدتی» و «عبادی» توجه می‌کنند.

اساسا همه ادیان ابراهیمی شامل سه بعد «اعتقادی»، «اخلاقی» و «احکامی» و به ترتیب ناظر بر «ذهن»، «روان» و «تن» و دارای جنبه‌های «معرفتی»، «عاطفی» و «رفتاری» هستند.

 

 

 

 نگاه جامعه‌شناسانه به دین

 در جامعه‌شناسی عمدتا نوعی «نگاه کارکردی» به دین مشاهده شده‌ است. در زمانی که دین مورد تهاجم دوره روشنگری در غرب بود امیل دورکیم، جامعه‌شناس، از دین دفاع کرد؛ زیرا معتقد بود دین به عنوان یک پدیده اجتماعی دارای تداوم و حیات بوده‌ و نابود نشده ‌است. او به «توتم»ها به عنوان نماد‌های امر مقدس مانند خدا و جامعه اشاره کرد. در نگاه دورکیم، جامعه بر فرد چیره است چرا که دارای «اقتدار عقلانی» است و این اقتدار عقلانی جامعه به واسطه مناسک‌گرایی در میان دینداران و اقتدار اخلاقی است.

دورکیم، دین را «شیرازه اجتماعی» می‌دانست؛ زیرا معتقد بود عملکرد راستین یک دین را در صورت‌های نامرئی و ذهنی انسان‌ها باید جست نه در اهداف آشکار ادیان. از سوی دیگر، در نگاه کارل مارکس هم که به «تریاک اجتماعی» اشاره می‌کند جنبه کارکردی دین مد نظر بوده‌ است. پس دین در نگاه جامعه‌شناختی در «ذهن» ناظر به بیرون، استقرار دارد و متأثر از آموزه‌های دینی و تجربه زیسته است.

چالش‌های عام دینداری در جوامع

طی قرن‌های اخیر، همزمان با مدرنیته، دینداری در سطح کلان با چهار مانع و چالش مواجه بوده‌ است:

1. در دوره معاصر، «عقلانیت» با ارزش «استدلال» پیوند خورده ‌است و این ارزش دارای ابعاد سه‌گانه‌ «اخلاقی»، «منطقی» و «معرفت‌شناختی» است. «استدلال» یا اقناع در مقابل تعبّد دین‌محور، «اخلاقا» ارزشمند است؛ زیرا حق هر انسانی است که مجاب شود و دلیل طلب کند. «استدلال»، «منطقا» ارزشمند است زیرا ابزاری برای کشف حقایق پنهان و یک شیوه منظم است. «استدلال»، دارای ارزش «معرفت‌شناسانه» است زیرا به هدف برخورد می‌کند و زایش و تولید دارد به گونه‌ای که نتایجش همه زندگی ما را دربر می‌گیرد.

2. دوران مدرن به دنبال علت‌یابی مبتنی بر تجربه و امور ملموس است اما دینداری بر ماوراء تکیه می‌کند.

3. عقلانیت مدرن علاقمند است در همین جهان به نتایج تلاشش دست یابد اما دین‌باوران صدق و کذب ادعاها را به آخرت ارجاع می‌دهند.

4. پیامد عقلانیت مدرن «جهانی‌شدن» است که باعث شده ‌است مرز بین ادیان کم رنگ شود و ادیان نتوانند در تعارض با هم نزد پیروان‌شان کسب اعتبار کنند.

 

 چالش‌های خاص دینداری در ایران

پیامبر مسلمانان در مورد مشخصات آخرالزّمان معتقد بود که در آن زمان، علمایی وجود دارند که مردم را به زهد دعوت می‌کنند ولی خود، زهد نمی‌ورزند. این حالت زمانی می‌تواند حادث شود که «امکان وقوع» داشته ‌باشد یعنی مروّجان دین از قدرت لازم برخوردار باشند که خود زهد نورزند و از قدرت خود در جهت دیگری بهره جویند. از سوی دیگر، همین حدیث، بیانگر وجود تعارض بین نظر و عمل نزد علما در آخرالزّمان است یعنی ذهن، درگیر باورهای دینی اما رفتار و کنش، بسا معطوف به اموری همسو با تعاملات رایج اجتماعی است که لزوما دین‌محور نیست و این‌جهانی است. ملاحظه می‌شود که دو عنصر «قدرت» و «کنش این‌جهانی» در چارچوب رویکرد دینی قابل جذب نیست. بنابراین یکی از چالش‌های خاص دینداری در ایران، آمیختن دین و قدرت است.

برخی متدینان معتقدند که برای برون‌رفت از بن‌بست‌های کنونی در جامعه ایران باید «دین عقلانی» جایگزین «دین احساسی» شود. این توصیه به مثابه «امر مطلوب» است اما در واقع بنا به آنچه در بالا گفته شد «ممکن» نیست. به نظر می‌رسد از بین ابعاد سه گانه دینداری، ابعاد «اعتقادی» و «اخلاقی» می‌تواند مورد توجه در حوزه عمومی قرار گیرد و بُعد «احکامی» دین به حوزه خصوصی ارجاع داده ‌شود. اگر چنین شود دینداران برای دینداری و دیندار باقی ماندن دچار مانع نمی‌شوند و بقای دین هم بیشتر تضمین می‌شود؛ چرا که دین مجموعه‌ای از مناسک و باورها است نه صِرف باور یا مناسک.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.