ion

کابوس های کودکی یک مرد نجات بخش کودکانی است که زندگی شان در یک کیسه زباله خلاصه می شود

کوله‌پشتی‌هایی که زندگی می‌بخشند

زندگی /
شناسه خبر: 381480

زندگی واقعی راب شیلر بعد از یک کابوس آغاز شد. این کابوس در کودکی او را آزار می‌داد، اما در بزرگسالی باعث شد تا او به بچه‌ها کمک کند که کابوس نبینند و از زندگی لذت ببرند. راب شیلر وقتی 12 سال داشت، بارها از سوی پدر و مادر معتادش شکنجه شد. با شکایت همسایه‌ها پلیس او را به مرکز نگهداری از کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست سپرد تا جانش در امان باشد. وقتی وارد آنجا شد، وسایل ناچیزش را در کیسه زباله با خودش برد. اما او پسری مصمم بود، پسری که نمی‌خواست در برا

ایران آنلاین /    آرزوهای راب سال‌ها بعد رنگ واقعیت به خود گرفتند. او که حالا 51 سال دارد به خبرنگار سایت محلی می‌گوید: «من نمی‌خواستم هیچ کسی مرا با آن کیسه زباله تعریف کند. نمی‌خواستم ارزشم در حد آن کیسه زباله باشد. می‌خواستم بر اساس شخصیت و فکر و رفتارم قضاوت شوم.» او سال‌ها تلاش کرد و بعد به نیروی دریایی ارتش پیوست و دوره موفقی را در ارتش سپری کرد. اما او یک آرزو داشت و دلش می‌خواست به آن برسد: پدر شدن.

«من در متن کودکان بی‌سرپرست بزرگ شدم و می‌دانم درد بی‌پدری چیست. برای همین تصمیم گرفتم تا جایی که می‌توانم سرپرستی بچه‌های بی‌سرپرست و بدسرپرست را برعهده بگیرم. برای همین بسرعت دست به‌کار شدم تا آرزویم را عملی کنم.»
خیلی زود خواهر و برادری به خانه او رسیدند. مدت زیادی نگذشته بود که دو کودک دیگر هم زنگ خانه را زدند. «خیلی از این بچه‌ها همه زندگی‌شان را در کیسه زباله با خودشان آورده بودند. دیدن آنها مرا یاد خودم می‌اندازد و می‌خواهم همه تلاشم را بکنم تا آنها زندگی خوبی را تجربه کنند. اصلاً فکر نمی‌کردم این کیسه زباله دوباره وارد زندگی‌ام شود. 
خیلی غم‌انگیز است که کل زندگی‌ات را در کیسه‌ای حمل کنی که مردم آشغال‌هایشان را در آن می‌ریزند. بعضی آدم‌ها، وقتی این کیسه زباله را در دست‌های تو می‌بینند، نگاه معناداری به تو می‌کنند، نگاهی که دلت می‌خواهد زمین دهان باز کند و تو را ببلعد. این کابوسی است که خیلی از این بچه‌ها تحمل می‌کنند. کابوسی که فراموش کردنش تقریباً غیرممکن است.»
او تا به امروز چهار کودک را به فرزندی قبول کرده و تصمیم دارد تعداد آنها را افزایش بدهد. «البته من تلاش می‌کنم تا کمک‌هایی را به بچه‌های بی‌سرپرست ارائه بدهم. دوست دارم زندگی‌ام را وقف آنها کنم تا از زندگی کردن لذت ببرند. ما سعی کردیم پرونده‌هایی برای این بچه‌ها تشکیل بدهیم تا مطمئن شویم نیازهای اصلی‌شان برآورده می‌شود. با برنامه‌ریزی و طبقه‌بندی اولویت‌ها راحت‌تر می‌توان بر مشکلات فائق آمد.»
او و گروهی از داوطلبان 200 کوله‌پشتی پُر از اقلام مورد نیاز بچه‌ها را در اختیار چند مرکز نگهداری از کودکان بی‌سرپرست قرار دادند. در این کوله‌پشتی‌ها صابون، خمیردندان، مسواک، کتاب، پتو و چیزهای ضروری دیگر دیده می‌شد.
از سال 2013 تا امروز، او و گروهش بالغ بر 20 هزار کوله‌پشتی پُر از اقلام ضروری را در اختیار مراکز‌ مختلف نگهداری کودکان بی‌سرپرست در سراسر کشور قرار داده‌اند. «هدف گروه ما خوشحال کردن بچه‌هاست. 
هدف ما این است آنها بدانند در این دنیا تنها نیستند. ما می‌خواهیم آنها بدانند که آدم‌ها با کمک به همدیگر می‌توانند زندگی جذاب‌تری را تجربه کنند. این کار واقعاً لذتبخش است.»
خبرنگار از شیلر درباره زندگی خودش پرسید و او این طور پاسخ داد: «من در خانه‌ای بزرگ شدم که جز درد چیزی برایم نداشت. آزار و اذیتی که تصورش برای خیلی از آدم‌ها شدنی نیست. کابوسی که تا آخر عمر شما را رها نمی‌کند. پدر و مادرم مواد مخدر مصرف می‌کردند و بیشتر اوقات یا خمار بودند یا مست. برای آنها جالب بود که اسلحه را به طرف من بگیرند و با خنده آن را شلیک کنند. این سرگرمی آنها بود. 
اما چنین کاری برای من کابوس‌های شبانه بود. باید تصمیم می‌گرفتم چگونه زندگی کنم. من باید تصمیم می‌گرفتم قرار است راه آنها را بروم یا سالم زندگی کنم. زندگی در یتیم‌خانه هزاران برابر بهتر از زندگی در آن خانه بود.»
خبرنگار از او درباره احساسش پس از آمدن بچه‌ها پرسید. «وقتی بچه‌ها به خانه آمدند، کلاً چیزی نداشتند. برای همین، اولین کاری که کردم آنها را به خرید بردم. آنها به همه چیز نیاز داشتند. هر چیزی می‌خریدم، باز می‌دیدم آنها به چیز دیگری نیاز دارند. بچه‌ها بهت زده نگاهم می‌کردند، چون برای آنها داشتن یک پتو به معنای زندگی بود. حالا با یک عالم وسایل رنگارنگ رو به رو شده بودند و نمی‌دانستند چطور واکنش نشان بدهند. بهترین روز زندگی من و آنها بود.»
هدف او در زندگی این است که لبخند را به بچه‌های بیشتری هدیه بدهد. «من می‌خواهم تلاش کنم که جامعه این بچه‌ها را بشناسد و آنها را حذف نکند. آنها لیاقت زندگی بهتری را دارند. تقصیر آنها نیست که در خانواده‌ای مشکل‌دار به دنیا آمده‌اند. 
جامعه باید چتر حمایتی‌اش را بالای سر آنها قرار دهد تا آسیب کمتری ببینند. ما نباید کاری کنیم که کل زندگی این بچه‌ها فقط در یک کیسه زباله جا شود. این بچه‌ها حق زندگی دارند.» 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.