ion

گمشده جریان های سیاسی در ایران چیست؟

اندیشه /
شناسه خبر: 378675

امروزه معضل جامعه ما «احساس عدم حل مسائل» است؛ احساسی که «ناامیدی» را برای جامعه به همراه می‌آورد. حال احزاب چگونه می‌توانند به این قفل‌شدگی سیاستی سر و سامانی دهند چنانکه سبب تغییر سیاست‌ها شوند؟ برای پاسخ به این پرسش باید درکی از این موضوع داشته باشیم که «تغییر سیاستی در جهان چگونه رخ می‌دهد؟»

ایران آنلاین / گروه اندیشه:

جمهوری اسلامی ایران در 2 دهه گذشته بعد از تقریباً 2 خرداد 76 به طور خاص به موضوع «دموکراسی، انتخابات و چرخش قدرت» پرداخته است و در پی آن احزاب هم به دموکراسی به عنوان یکی از بنیان‌های سیاست مدرن تأکید داشته‌‌اند. اما احزاب فی‌نفسه برای عموم مردم مطلوب نبوده‌اند؛ چرا که مردم بیشتر به دنبال حل مسائلی چون اشتغال، مسکن و بحث‌های درمانی خود هستند و تنها در صورتی که حل این مسائل را در دموکراسی ببینند به آن تن می‌دهند.

 

در فضای اصلاحات بحث «اصلاح‌طلبی» و تمایز آن با «اصلاح‌گری» یکی از موضوعات مهم است. «اصلاح‌طلبی» به قشری خاص در قالب احزاب گفته می‌شود اما «اصلاح‌گری» معطوف به همه افراد خواهان توسعه و بهبود فضای جامعه است حتی اگر در جناح اصول‌گرا باشند.

 امروزه معضل جامعه ما «احساس عدم حل مسائل» است؛ احساسی که «ناامیدی» را برای جامعه به همراه می‌آورد. حال احزاب چگونه می‌توانند به این قفل‌شدگی سیاستی سر و سامانی دهند چنانکه سبب تغییر سیاست‌ها شوند؟ برای پاسخ به این پرسش باید درکی از این موضوع داشته باشیم که «تغییر سیاستی در جهان چگونه رخ می‌دهد؟» در این زمینه چند دیدگاه وجود دارد؛

دیدگاه نخست: جریان‌های چندگانه سیاستی

برای اینکه یک سیاست تغییر کند نیاز به 3 اتفاق داریم؛ «جریان مسأله»، «جریان راه‌حل»، «جریان سیاسی»؛ اگر این 3 به یکدیگر برسند یعنی «مسأله» به حدی رسید که «راه‌حل» برای آن وجود داشت و «اصل سیاستی» نیز برای آن به وجود آمد؛ می‌توان یک مسأله را حل کرد.

در این نگاه «احزاب» تولید محتوا، تولید ایده، تولید دستور کار و تولید فرآینده‌های حل مسأله نیستند بلکه احزاب، فرایند «تولید رأی» هستند. زمانیکه به بیانیه‌های حزبی نگاه می‌کنیم در یک بازه زمانی مشخص می‌بینیم حزب به مدت یک دهه در مورد محیط‌زیست بیانیه داده است ولی مسأله‌ای از ما را حل نکرده است. و در واقع همه تلاش‌ها معطوف به عرصه قدرت و برای رسیدن به قدرت در آن موضوع است.

دیدگاه دوم: تغییر سیاست با تغییر تصویر سیاستی

کسانی می‌توانند «تغییر سیاست» دهند که قادر به تغییر «تصویر سیاستی» باشند. برای مثال، 4 دهه است که سیاست انکار حیات جنسی را در پیش گرفته‌ایم و نتیجه آن بروز بسیاری از تجاوزها و کودک آزاری‌ها در جامعه بوده است. بنابراین این تصویر سیاستی را که چهار دهه در جامعه حاکم است، باید تغییر دهیم. اما این تغییر چگونه اتفاق می‌افتد؟ 1. به طریق شوک 2. به طریق مذاکره

دیدگاه سوم: ائتلاف‌سازی برای تغییر سیاست‌ها

همواره سیاست‌ها با ائتلافی از آدم‌ها پیش می‌رود؛ برای مثال در فرایند برجام، بین دکتر ظریف، دکتر روحانی و آقای عراقچی یک ائتلاف مشترک فکری وجود داشت که توانستند این پروژه را پیش ببرند. و ائتلافی دیگر، از سوی مردم بود که حامی این تیم بودند و به مدت دو سال و نیم این مسیر را طی ‌کردند.

دیدگاه چهارم: شبکه سیاستی

افرادی که جایگاه‌های تأثیرگذاری در حوزه سیاستی دارند، شبکه سیاستی را شکل می‌دهند که این شبکه حتی شوک هم براش مهم نیست به عنوان مثال در مسأله تحریم‌ها که در حال جدی شدن است. باید به این نکته اشاره داشت که برخی‌ها بر این باورند اگر تحریم‌ها جدی‌تر شود برخی سیاستمداران به دنبال اصلاح می‌روند.

بنابراین احزاب برای تغییر سیاست می‌بایست فرصت به وجود آمدن «ایده‌های سیاستی» را در جامعه فراهم آورند؛ احزاب باید «ایده‌های سیاستی» را شکل دهند نه «ایده‌های سیاسی»؛ یعنی نه فقط برای «رأی به یک شخص» بلکه برای یک «جامعه» ایده داشته باشند.

 

فرآیند بعدی عادت دادن مردم به یک طرح یا یک پیشنهاد سیاستی است. برای پیشبرد بعضی از ایده‌های سیاستی ما باید وارد فرآیند مواجهه با مردم شویم؛ این ایده‌های سیاستی یک شبه از بالا به پائین نازل نمی‌شود و نمی‌توان بدون مواجهه با مردم آن را تعیین کرد. این ایده‌ها را از اروپا و آمریکا نمی‌توان گرفت بلکه این ایده‌ها از طریق مردم تعیین می‌شود.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.