ion

گزارش میدانی «ایران» از آنچه روز گذشته در بازار تهران گذشت

صدای بازار

اقتصادی /
شناسه خبر: 376730

خورشید درست وسط آسمان است، گرما از 35 درجه هم گذشته و یک ربع به‌ساعت یک ظهر باقی مانده است. از چهارراه خیام، بازار بزرگ تهران شبیه به همیشه شلوغ و پرازدحام به چشم می‌آید اما در اوج ساعات کاسبی، کرکره همه مغازه‌ها پایین است. مردم در وسط بازار علت بسته بودن مغازه‌ها را پرس و جو می‌کنند و بعضی نیز موبایل به دست، از ورودی هر راسته که مغازه‌ها در دو طرف آن بسته هستند، عکس و فیلم می‌گیرند.

ایران آنلاین / بعضی فروشنده‌ها روی پله مقابل مغازه‌هایشان نشسته‌اند، بعضی دور هم جمع شده‌اند و با هم از تمام وضعیتی که می‌بینند، گلایه می‌کنند. در گعده آنها، مرد موسپیدی می‌گوید:«راستش درست نمی‌دانیم چه شد، نزدیک ساعت 11 ظهر بود که یک عده آمدند، داد و فریاد کردند که باید مغازه‌هایتان را ببندید. ما هم ترسیدیم و بستیم.» پسر جوانی در کنار او دنباله حرف را می‌گیرد و ادامه می‌دهد:«عصبانی بودند. گفتیم الان با آجر می‌زنند شیشه مغازه‌هایمان را می‌شکنند.  به‌نظرم مردم بودند، از گرانی شاکی هستند. ما هم درست است که مغازه‌هایمان را بعد از این اتفاق بسیتم، ولی خب واقعاً اوضاع گرانی کسب و کار برایمان نگذاشته است. فروش‌مان آنقدر کم  شده است که یک روز بسته بودن بازار هم فرقی برایمان نداشته باشد. الان بروید راسته کفش فروش‌ها را داخل همین خیابان ببینید، همه بسته هستند.»

راسته کفش فروشان: چک‌های برگشتی فراوان است
در دالان‌های داخلی و تو در توی بازار بزرگ، همه جا بسته است و همه یکدست از گرانی شاکی هستند. در کوچه‌ای فرعی، آشپزها و کارگرهای یک رستوران بزرگ بی‌رمق روی پله‌های مقابل رستوران نشسته‌اند و کسانی را که به‌دنبال ناهار هستند، به سالن کوچک رستوران هدایت می‌کنند. در فرعی کنار، میان مغازه‌های بسته و نماهای تمام آجری، روسری‌های رنگی و شاد از سقف یک مغازه آویزان شده و جلب توجه می‌کنند. چند پسر جوان مشتری‌ها را راه می‌اندازند و می‌گویند:«ما زورمان رسید و مغازه را تعطیل نکردیم. ساعت 11 بود که بعضی  آمدند و گفتند همه باید مغازه‌هایتان را ببندید. اعتراض‌شان به گرانی‌ها بود، واقعاً هم کار و کاسبی به‌هم ریخته است. اما به هر حال ما مشتری داریم و راه‌شان می‌اندازیم.» 

در دالان‌های داخلی و تو در توی بازار بزرگ، همه جا بسته است و همه یکدست از گرانی شاکی هستند. در کوچه‌ای فرعی، آشپزها و کارگرهای یک رستوران بزرگ بی‌رمق روی پله‌های مقابل رستوران نشسته‌اند و کسانی را که به‌دنبال ناهار هستند، به سالن کوچک رستوران هدایت می‌کنند. در فرعی کنار، میان مغازه‌های بسته و نماهای تمام آجری، روسری‌های رنگی و شاد از سقف یک مغازه آویزان شده و جلب توجه می‌کنند. چند پسر جوان مشتری‌ها را راه می‌اندازند و می‌گویند:«ما زورمان رسید و مغازه را تعطیل نکردیم. ساعت 11 بود که بعضی  آمدند و گفتند همه باید مغازه‌هایتان را ببندید. اعتراض‌شان به گرانی‌ها بود، واقعاً هم کار و کاسبی به‌هم ریخته است. اما به هر حال ما مشتری داریم و راه‌شان می‌اندازیم.» 

 

100 متر جلوتر از این مغازه، ورودی فرعی یک پاساژ بزرگ قرار گرفته است. کرکره را تا میانه پایین کشیده‌اند، نگهبان‌ها مقابل در به فروشنده‌ها اجازه ورود می‌دهند و مانع از داخل شدن مردم می‌شوند. چند زن لباس‌هایشان را برای تعویض آورده‌اند و با نگهبان‌ها جر و بحث می‌کنند و آخر سر موفق می‌شوند داخل پاساژ بروند. بعد از اینجا، تمام راسته کفش فروشان، کوچه سید ولی و سرای اعظم در سکوت فرو رفته و کرکره‌ها تا آخر پایین است.
یکی از مغازه داران در حال عبور می‌گوید: «بازار بعد از عید کلاً خوابیده است. هیچ کس کار نمی‌کند. دلار هم مدام بالا می‌رود. تولید‌کننده تولید نمی‌کند. ما بنکدار کفش هستیم. جنس‌های ما ایرانی است اما مواد اولیه وارداتی است. برای همین جنس‌های ایرانی هم قیمت‌هایشان بلاتکلیف مانده است. تولیدکننده وسعش نمی‌رسد با این قیمت‌ها مواد اولیه را تأمین کند. قبلاً چکی کار می‌کردند اما الان همه می‌ترسند و باید نقدی کار کنند. چک‌ها مدام برگشت می‌خورد.»
فروشنده دیگری حرف از چک را که می‌شنود، نزدیک می‌شود و درباره میزان برگشت خوردن چک‌ها با کشیدگی می‌گوید:«فراااوان! نقدینگی دست مردم نیست، دست یک عده بخصوص است. به‌همین دلیل چک‌ها برمی‌گردد و تولید‌کننده نمی‌تواند تولید کند. پول‌ها دست یک گروه خاصی است.الان تک فروش‌ها فروش ندارند، شما در مغازه آنها بنشینید، می‌کشند خودشان را در روز اگر فقط یک جفت بفروشند. جوابگوی چک‌هایشان نیستند. چک‌ها برگشت می‌خورد. چک‌هایشان را ما خرج کرده‌ایم برای تولیدکننده، تولیدکننده خرج کرده است برای مواد اولیه. پول نیست دیگر.»
جمع آنها کم کم بیشتر می‌شود. پسر جوانی در حالی که یک ظرف غذا دستش گرفته و انگار از تعطیلی امروز بازار به هیجان آمده است، می‌گوید: «همه‌اش به‌خاطر دلار است. یک زمانی جمشید بسم‌الله را گرفتند ولی الان همه  شده‌اند جمشید بسم الله! اما با این اعتصاب‌ها، هیچ اتفاقی نمی‌افتد. همه این شلوغی‌ها هم‌طوری است که انگار می‌خواهند همه چیز را به اوج برسانند، بعد ما را به شرایط بد راضی کنند. یا هدف این است که دولت روحانی را خراب کنند، یا اینکه همه چیز ما را از بین ببرند. آنهایی که امروز داد زدند که باید مغازه‌ها را ببندید، خیلی‌هایشان می‌گفتند روحانی باید برود.»
راسته زرگران: جنس‌هایمان را نمی‌توانیم جایگزین کنیم
کرکره تمام مغازه‌ها پایین است اما روی سر در تمام‌شان عنوان «جواهری...» حک شده است و نشان می‌دهد که اینجا، راسته زرگران است. مردی با سری نیمه طاس که موهای سپید اطراف آن را پوشانده‌اند، می‌گوید 50 سال است که در این بازار فعالیت می‌کند و اعتراضات امروز هم با گروهی از بازاری‌ها شروع شد:«مشکل اصلی ما این است که نمی‌توانیم کالاهایی را که فروخته‌ایم، جایگزین کنیم.» او توضیح می‌دهد: «دیروز مثلاً طلا گرمی 200 تومان بود اما حالا شده است 250 تومان. ما وقتی طلای دیروزی را می‌فروشیم، دیگر نمی‌توانیم جنس جدید بیاوریم، چونکه جنس‌های جدید قیمت‌شان چند برابر شده است. درست است که ما هم به قیمت روز می‌فروشیم، ولی خب مشتری نیست که بخواهد بخرد. یعنی می‌خواهم بگویم بالا رفتن قیمت طلا، برای طلا فروش هم سود ندارد.» کرکره‌های پایین، تصویر تمام راسته‌های بازار از طلا و جواهر، کفش و لباس تا صحاف‌هاست. وسط سقف یکی از راسته‌ها، سوراخ‌هایی با فاصله از هم قرار گرفته‌اند و روی زمین بازار تاریک، دایره‌های روشن از نور ساخته‌اند. کنار یکی از آنها، پیرمردی از قدیمی‌های بازار نشسته است و می‌گوید: «راستش درست نمی‌دانم چه شد. آمدند گفتند که باید ببندید، ما هم گوش دادیم.»
راسته نخ فروشان: جنس‌های ایرانی هم گران شده‌اند
بعضی مغازه‌های نخ فروشی جایی میان بازار چارسوی کوچک و چارسوی بزرگ تک و توک باز هستند اما کرکره‌ها را تا میانه پایین داده‌اند و جنسی نمی‌فروشند. درون یکی از آنها، تا سقف پارچه‌ها و بسته‌های نخ روی هم انبار شده‌اند. پیرمردی پشت میز مغازه کوچکش نشسته و می‌گوید:«من 60 سال است در این بازارم. وضع دلار روی فروش ما خیلی تأثیر گذاشته است. مثلاً اگر ما 5 میلیون می‌فروختیم، الان یک تومن هم نمی‌فروشیم. فقط هم برای جنس‌های وارداتی نیست. زعفران مگر مال ایران نیست؟ آهن مگر مال ایران نیست؟ نخ مگر مال ایران نیست؟ همه چیز گران شده است. بازار شاید فردا هم ببندد. یک عده آمدند، داد و فریاد زدند و بستند. مدام گفتند دشمن ما امریکا نیست.»
مردی با سر و صورتی که شمالی بودن او را نشان می‌دهد در کنار پیرمرد نشسته و می‌گوید: «آن‌ها همه کاسب‌های علاف هستند دیگر، کاسب‌های دربه در هستند. آن‌هایی که وضع‌شان از ما بدتر است. در تولیدی ما 6 نفر در لاهیجان کار می‌کردند اما الان یک نفر هم کار نمی‌کند. چهار ماه است که بسته شده است. مگر ما چقدر می‌خواهیم بفروشیم؟ آمده بودم تهران نخ و پارچه بخرم و ببرم اما هیچ چیز نخریدم. دست خالی دارم برمی‌گردم.»
ساعت از 2 ظهر گذشته، آن سوی بازار و در کنار سبزه میدان با پاساژهای تعطیل طلا و جواهر، دو اروپایی با موهای بور و چشم‌های آبی ایستاده‌اند. آنها نیز مشاهدات‌شان را از بازار یکشنبه تهران، با انگلیسی سلیسی چنین روایت می‌کنند:«ما هلندی هستیم. آمده بودیم بازار را ببینیم اما همه مغازه‌ها بسته هستند. می‌دانیم تمام دلیلش نوسانات نرخ ارز ایران است اما می‌دانید؟ ما چون توریست هستیم همه چیز را از بیرون می‌بینیم. می‌دانیم ایران مشکلات زیادی دارد اما مردمش واقعاً دوست داشتنی هستند و دیدن همین اتفاق‌ها در بازار هم برایمان جالب بود.»

***
در دو روز گذشته بازار موبایل تهران نیز دست به اعتراض زده بودند. بازار علاءالدین، بازار چارسو و بازار موبایل ایران به وضعیت ارز، واردات و گرانی تلفن‌های همراه معترض بودند. در همان ساعات اول درگیری محمدجواد آذری جهرمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات به بازار چارسو رفت و پس از آن اعلام کرد که باید با سودجویی‌ها برخورد جدی شود. دیروز همچنین وزارت ارتباطات لیست ارز تخصیص یافته دولتی در بهار ۹۷ به شرکت‌های واردات موبایل را منتشر کرد که نشان می‌داد در حالی که این شرکت‌ها معادل ۲۲۰ میلیون و ۶۴۳ هزار یورو ارز دولتی دریافت کرده‌اند، فقط معادل ۷۵ میلیون و ۲۸۳ هزار یورو گوشی از گمرک ترخیص شده است. آذری جهرمی همچنین روز شنبه در کرمان گفته بود: «گرانی‌های غیرمعمول گوشی تلفن همراه در کشور نشان می‌دهد که برخی افراد سودجو با استفاده از ارز دولتی 4200 تومانی گوشی وارد کرده‌اند اما براساس بهای ارز آزاد محاسبه و به مردم عرضه می‌کنند.»

/روزنامه نگار

/ایران

کلمات کلیدی

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.