ion

فیلتری به نام حقوق شهروندی

حقوقی /
شناسه خبر: 370786

باید از نوجوانی عبور می‌کردم تا بفهمم، دیگران به آبکش برنج نمی‌گویند‌ آش پلا؛ و این واژه مخصوص گویش محلی ما است. بعدها گروهی می‌گفتند زمانی که برنج وارد برنامه غذایی اهالی آن منطقه شده، به آن‌ آش می‌گفتند، گویی‌ آش به هر آنچه پختنی بود اطلاق می‌شد. آنجا وقتی گفته می‌شد: غذا، ‌آش و گوشت داریم، به این معنا بود که برنج و گوشت داریم. در هر صورت صافی و آبکش کردن مواد خوراکی روشی است که کیفیت غذا را مطلوب‌تر می‌کند. حالا چه‌ آش پلا نام ابزارش باشد و

ایران آنلاین / به نظر می‌رسد در تصمیم سازی‌های حکومتی هم ما نیاز به‌ آش پلا داریم تا تصمیم‌گیری در خصوص امور مملکتی خوب سنجیده شده و با رد شدن از صافی‌ها، نه تنها مردم پسند و مجلسی شوند که برای کلیت جامعه هم مفید فایده باشند و اجرایشان مانند کشیدن برنج کته‌ای، سخت نشود‌. در این میان سیاست‌ها در خصوص کشاورزی، آن هم از نوع برنجش، به طریق اولی، به‌ آش پلا یا صافی، نیاز دارد‌.

بحران آب در جمع با بد مدیریتی در حوزه آب، سبب شده که ما به کرات، با خبرهایی در خصوص اعتراضات مردمی، بویژه کشاورزان در مناطق مختلف کشور روبه‌رو شویم. در این میان توصیه سیاستی یا دستور قانونی برای تغییر کشت، امری نو و خاص کشور ما نیست. سیاستی است که در بسیاری از کشورها برای مبارزه با کم آبی دنبال می‌شود. اما تغییر نوع کشت برای مبارزه با کم آبی، روی دیگری نیز دارد‌. این روی دیگر را باید از زاویه چشم کشاورزان بومی دید.

بومیان در هر منطقه و در هر گوشه‌ای از دنیا که باشند، با یک ویژگی بارز یعنی شکل خاص امرار معاش، روش سنتی در گذران زندگی و وابستگی‌شان به زمین شناخته می‌شوند. هرگونه سیاست دستوری به هر دلیل در خصوص تغییر سبک و سیاق زندگی آنها باید با حفظ حقوقشان صورت بگیرد. این تصمیمات می‌تواند موارد متعددی را شامل شود؛ از کوچ از منطقه برای اجرای برنامه‌های توسعه‌ای تا تغییر محل چراندن حیوانات یا تغییر کشت به‌دلیل کم آبی. هرچند کارگزاران حکومتی می‌توانند در این خصوص به بومیان امر کنند، اما این امر مانند هر دستور قانونی دیگر باید مطابق با بایدها و بری از نبایدهایی باشد. حقوق شهروندی، یکی از حوزه‌هایی است که محدوده و محتوای این بایدها و نبایدها را مشخص می‌کند.
بر این اساس، دولت نمی‌تواند بگوید: حق ندارید این محصول را دیگر کشت کنید و باید آن را تغییر دهید و بعد هم زمین بازی را ترک کند! دولت باید در زمین بازی بماند و تا پایان‌ گذار به کشت و برداشت محصول جدید، از کشاورزان حمایت کند. دولت نمی‌تواند بگوید: بروید یاد بگیرید! باید چگونگی کشت و کار جدید را آموزش دهد. دولت نمی‌تواند بگوید: از همین تابستان، از فردا حق کشت ندارید. باید زمان لازم برای تطبیق بومیان با شرایط جدید را بدهد. دولت نمی‌تواند بگوید: شیوه کشت را تغییر دهد، باید ابزار و امکانات مورد نیاز را در اختیار بگذارد ودر نهایت دولت نمی‌تواند در توجیه اقداماتش، از استانداردهای دوگانه در خصوص مناطق مختلف بهره بجوید و دچار تناقض گویی شود.
اگر دولت تنها دستور تغییر بدهد و هیچ کدام دیگر از ملزومات حقوقی را رعایت نکند، چه اتفاقی رخ خواهد داد؟ نارضایتی، اعتراض، شاید خشونت و مهم‌تر از همه مقاومت در برابر اینگونه تصمیمات از سوی شهروندان رخ خواهد داد. شهروندان بومی بی‌اعتماد، همراهان خوبی برای اجرای سیاست‌های توسعه‌ای و مدیریتی دولت‌ها نخواهند بود. دولت در برابر چالش‌های پیش رویش و مبارزه با آنها تنها خواهد ماند و نه تنها قادر نخواهد بود چالش مورد نظر را حل کند، بلکه ممکن است در تلاش برای حل چالشی چون کمبود آب، با چالش‌های جدید و جدی نیز روبه‌رو شود.
راه حل چیست؟ تصمیم‌سازی و اجرای تصمیمات در سطوح کلان نمی‌تواند متکی بر شیوه‌های ناهمگون، نامتوازن و ناپایدار باشد. هرچند حل بحران کمبود آب، اولویت دارد اما باید به خاطر بسپاریم که کشت یک محصول منبع امرار معاش گروهی از شهروندان است و با بقای شهروندان گره خورده است و از حقوق اساسی آنها است که حق بقایشان مورد احترام و حمایت باشد. تجربه آسیای شرقی در خصوص شیوه رفتار با بومیان بویژه چگونگی تغییر شیوه امرار معاش می‌تواند الگوی مناسبی باشد، اگر گوش شنوایی برای شنیدن و البته چشم بینایی برای خواندن باشد./روزنامه ایران

 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.