ion

درسگفتارهای منتشر نشده شهید آیت الله دکتر بهشتی

گرایش انسان به‌سوی کمال

پایداری /
شناسه خبر: 365286

اگر به‌ راستی انسان، مرغ باغ ملکوت است نه از عالم خاک، اگر به‌راستی انسان موجودی است که در او «نفس‌الرحمان» و «روح‌الله» دمیده شده، اگر به‌راستی انسان موجودی است که گرایش به‌سوی آن کمال بی‌نهایت و ابدیت لازمه ذات اوست

ایران آنلاین /
اگر به‌ راستی انسان، مرغ باغ ملکوت است نه از عالم خاک، اگر به‌راستی انسان موجودی است که در او «نفس‌الرحمان» و «روح‌الله» دمیده شده، اگر به‌راستی انسان موجودی است که گرایش به‌سوی آن کمال بی‌نهایت و ابدیت لازمه ذات اوست و آنگاه ما در یک فرهنگ، در یک نظام عقیده و عمل، در یک نظام اجتماعی، این نیاز و این بعد از هستی انسان را به کلی کنار گذاشتیم و حتی سرکوب کردیم و به انسان گفتیم یادت برود رابطه‌ای با حق داری، آیا در آن جامعه می‌توان گفت قسط و عدل، خلل و دغلی دارد یا نه؟ آیا می‌توان گفت در آن جامعه هم بخشی از آن قسط و عدل ناقص مانده و فراموش شده یا نه؟ آیا می‌توان گفت در آنجا هم ظلم هست یا نه؟ نظر قرآن و نظر ما این است و ما به پیروی از قرآن و به تبعیت از دریافت‌های فطری منطقی که با هدایت قرآن کسب کرده‌ایم، این نظر را داریم. این است که هرجا، در هر جامعه و در هر نظام به هر گوشه‌ای از گوشه‌های هستی انسان، به هر نیازی از نیازهای انسان، به هر بعدی از ابعاد انسان بی‌توجهی بشود، در آن جامعه نظام عادلانه‌ای سرکار نیست؛ خواه این گوشه غذا باشد، لباس باشد، نیاز جنسی باشد، مسکن باشد، بهداشت باشد و خواه این گوشه، گوشه‌ای برتر از همه این‌ها، آن پیوند عالی انسان با حق باشد، که او را براستی انسان می‌کند. نشانه این مسأله هم شکست همه نظام‌های بی‌توجه به این بعد از ابعاد روح انسانی، در نگهداشت انسان و در نگهداشت خود آن نظام است.
اگر به هندی ظلم کرده‌اند و او را در بی‌­توجهی به زندگی دنیا و غذا و لباس، طوری بار آورده‌اند که همه این کمبودها و محرومیت‌ها را تحمل می‌کند و برای اینکه به زندگی‌اش بهبودی ببخشد تکان نمی‌خورد، به ماتریالیست سوسیالیست هم ظلم کرده‌اند که تمام توجه او را به تأمین خوراک و پوشاک و مسکن و بهداشت جلب کرده و او را از توجه به این نیاز زیربنایی روحی‌اش بی‌خبر گذاشته‌اند، به هر دو ظلم می‌کنند. درست است که نظام قرآنی در دنیا تاکنون تحقق کامل نیافته است، درست است که اگر صحبت از تحقق بخشیدن به‌نظام اجتماعی ایده‌آل برای انسان باشد، نه اسلام موفق شده و نه سوسیالیسم و نه غیر اینها. این درست است. ولی تفاوت این است که اقلاً وقتی انسان بررسی می‌کند می‌بیند در آنچه اسلام آورده، توجه همه جانبه وجود دارد و در آنچه مکتب‌های دیگر آورده‌اند، اصلاً چنین توجهی وجود ندارد. ما که الان داریم صحبت می‌کنیم، فکر می‌کنیم در آغاز انتخاب راه هستیم. می‌خواهیم ببینیم برای زندگی بشر روی این کره خاکی، چه نظام و شکلی تدارک ببینیم که اگر موفق بشویم آن را تحقق ببخشیم، بشر را در مسیر سعادت آورده‌ایم. ما در چنین مرحله‌ای، وقتی اسلام را با نگرش همه جانبه‌اش، با توجهش از یک سو به پیوند انسان به خدا، به عبادت، به نیایش، نیایش عاشقانه، عشق ورزیدن به حق در تمام احوال، به این جنبه از جنبه‌های هستی انسان، نه به مقدار کم، بلکه فراوان می‌یابیم. از سوی دیگر، می‌بینیم به نیاز شکم انسان هم توجه دارد، تا آنجا که می‌گوید: «کاد الفَقَرْ اَنْ یکونَ کفْرا»، «فقر و نداری نزدیک است که انسان را به کفر بکشد.» این درست است که شکم گرسنه ایمان ندارد، اما شکم سیر بی‌‌ایمان هم، شکم انسان نیست، شکم گاو است. اگر همه انسان‌ها را ما گاو پرواری کردیم، با استفاده از آخرین سیستم‌های بهداشتی، آن وقت تمام خدمت‌ها را به آنها انجام دادیم؟ آیا دیگر چیزی نمانده است؟ اصلاً قسط و عدل یعنی چه؟ یعنی حقوق انسان‌ها را رعایت کردن.

کلمات کلیدی

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.