ion

منفعت‌طلبی در بزنگاه‌های سخت

آیا ما به خودمان رحم می‌کنیم؟

گزارش /
شناسه خبر: 361156

کودتای نافرجام ترکیه را که به یاد دارید؟ لابد این را هم شنیده‌اید که در آن روزهای سخت، مردم ترکیه چطور به صرافی‌ها هجوم بردند تا با تبدیل دلارهای خود به لیر اجازه سقوط ارزش پول ملی را ندهند. از این طرف ماجرا هم حتماً اظهار نظر سخنگوی دولت خودمان را شنیدید که چند وقت پیش گفت اگر ذخایر ارزی امریکا را هم تحویل صرافی‌ها بدهیم باز کم می‌آوریم.

ایران آنلاین /من اینجا نه قصد تحلیل اقتصادی دارم و نه می‌خواهم به بحث تکراری «اعتماد اجتماعی» بپردازم و رابطه دولت‌ها و ملت‌ها و اینکه اعتماد متقابل چطور خود را در این بزنگاه‌های سخت نشان می‌دهد که لااقل در همین صفحه صد بار از آن نوشته‌ایم و ره به جایی هم نبرده است. اساساً ما روزنامه‌نگاران 185 سال است که مشت به در بسته می‌کوبیم و دریغ از اندکی تأثیر. دهخدا هم در نخستین یادداشت خود در نخستین شماره صور اسرافیل به تاریخ 8 خرداد 1286 درباره اعتیاد نوشت و هنوز هم در برهمان پاشنه می‌چرخد. کی قرار است اعتیاد ریشه‌کن شود؟ مراغه‌ای در 1285 نوشت جاپون چه پیشرفت کرده و ما چه بدبختیم. ببخشید تا کی باید حسرت پیشرفت ژاپن را بخوریم؟

بگذریم؛ دولت‌ها می‌آیند و می‌روند. یک روز طرفدار این هستیم و روز دیگر طرفدار آن. یکی شعار عدالت می‌دهد، یکی شعار آزادی. یک روز از عدالت رو برمی‌گردانیم یک روز از آزادی. آنچه این وسط مهم است این است که ما خود به‌عنوان شهروند این کشور، چقدر در حق یکدیگر مهربانیم؟ برنامه‌های دولتی غلط از آب درمی‌آید، تلاشی به نتیجه نمی‌رسد یا اصلاً مسئولی پیدا می‌شود که از اول دنبال صندلی مطمئنی برای بستن بار خود بوده، اما این وسط من و شما چقدر به هم رحم می‌کنیم؟


صاحبخانه‌ای که با شنیدن خبر خروج امریکا از برجام به مستأجرش می‌گوید بلند شو، یا درست روز عقد قرارداد ابراز پشیمانی می‌کند، بی‌آنکه فکر کرده باشد چقدر برنامه زندگی طرف مقابلش را به هم ریخته، دقیقاً چطور شهروندی است؟ ما در فرهنگ عامه به این آدم‌ها لقب «زرنگ» داده‌ایم و سال‌هاست که زرنگ‌ها الگوهای زندگی من و شما هستند.
آدم زرنگ کسی است که قانون را دور می‌زند و سه سوت امضای ساخت می‌گیرد. آدم زرنگ بسازبفروشی است که به برقکارش می‌گوید به‌جای سیم 6 سیم 2 کار بگذارد و از فیوزهای چینی ارزان قیمت استفاده کند. آدم زرنگ کسی است که می‌داند کی دلارش را سکه و کی سکه‌اش را دلار کند. آدم زرنگ خانمی است که 7 جور وام خانگی قرض‌الحسنه می‌گذارد و یکم به یکم پول می‌گیرد و یک ماه بعد قرعه کشی می‌کند. آدم زرنگ می‌داند چطور سیب سردخانه‌ای سال پیش را پارافین بمالد که مثل ماه شب چهارده جلوی چشم مشتری سوسو بزند.


آدم زرنگ می‌داند چطور از بیعانه‌های قبل از معامله یک سپرده بانکی خوب بسازد و چند روزی مشتری را سر بدواند. آدم زرنگ خوب می‌داند چطور می‌شود یک تن چای کهنه 20 ساله را بزخری کرد و با یک کیلو اسانس به خورد مشتری مشکل پسند داد. آدم زرنگ همان کسی است که کاه را می‌جوشاند و جای آبلیمو می‌فروخت، همان کسی که نوشیدنی‌های اعلای خارجی را با کلی رنگ و تخم شربتی در خرابه‌های مامازن تولید می‌کرد. آدم زرنگ مغازه‌داری است که با سخنرانی ترامپ نیمه شب وسایل خارجی‌اش را توی انبار قایم می‌کند. آدم زرنگ «حاجی بابای اصفهانی» شخصیت بی‌بدیل جیمز موریه نویسنده انگلیسی است که در نقش قلیان‌دار جای توتون به مشتری بخت برگشته پهن می‌دهد.
وقتی فرزندم از پدر دوستش و زرنگی‌های این آدم تعریف می‌کند، خوب می‌فهمم که الگوی زندگی او من نیستم، نمی‌توانم باشم. گناه من نیست، زرنگ‌ها جای نفس کشیدن برای بقیه نگذاشته‌اند. آنها گاهی حتی در لحظه‌هایی از یأس و ناامیدی الگوی زندگی من هم بوده‌اند و همه ما. همه ما دوست داریم آدم زرنگی باشیم و اگر نیستیم لابد مجال و موقعیتش را نداشته‌ایم و زمین کج بوده و دستمان به گوشت نرسیده و خرما بر نخیل بوده و آبی برای شنا نبوده و هزار و یک مثل دیگر که در تأیید همین حرف است. کسی که در خیابان گشنگی می‌کشد چقدر محصول برنامه دولت‌‌هاست، چقدر نتیجه سفت چسبیدن کلاه خودمان؟ دولت‌ها به ما رحم نمی‌کنند؟ باشد قبول،آیا ما به خودمان رحم می‌کنیم؟

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.