چرا مهندسان رئیس جمهور نمی شوند؟

اندیشه /
شناسه خبر: 358199

گمانه‌زنی‌هایی وجود دارد دربارۀ اینکه مارک زاکربرگ، مخترع فیس‌بوک، درصدد است تا در انتخابات سال ۲۰۲۰ نامزد ریاست‌جمهوری آمریکا شود. او مداوماً سفر می‌کند و در سخنرانی‌هایش وعده می‌دهد که برای همه‌چیز راه‌حل‌های فنی دارد. اما سابقۀ رئیس‌جمهور شدنِ یک مهندس در ایالات متحده، سابقۀ روشنی نیست. اولین و آخرین رئیس جمهور مهندس آمریکا، هربرت هوور، آدمی بود بسیار شبیه به زاکربرگ: بی‌روح، بدون توان همدلی، ناتوان در سخنرانی و البته احمق در سیاست.

ایران آنلاین / گروه اندیشه:

در مقایسه با ایالات متحده، اعتبار مهندسان در چین موجب شده است که پیوند تنگاتنگ‌تری با قدرت سیاسی داشته باشند. طی سه دهۀ اخیر، کارخانه‌های فولاد و بزرگراه‌ها، کلید چین به سوی رونق بوده‌اند و حرفه‌ای‌هایی که آن‌ها را طراحی کرده و می‌سازند اهرم‌های قدرت سیاسی را هم در اختیار دارند. شی جین‌پینگ مهندس است، چنانکه هو جینتائو و جیانگ زمین هم پیش از او مهندس بوده‌اند. اما حاکمان ایالات متحده حقوق‌دانان بوده‌اند. 

اکنون که مهندسان مزۀ جدیدِ لم‌دادن زیر آفتابِ سیاست را تجربه می‌کنند، شایسته است دربارۀ اثر وبلن تأمل کنیم. هیچ‌یک از منتقدان اجتماعی آمریکایی دیگر به دقت او دربارۀ رابطۀ بین مهندسی و قدرت سیاسی نیندیشیده است.

استدلال او به بیان بسیار ساده آن بود که با پیچیده‌تر شدن سرمایه‌داری، اِعمال کنترلِ طبقه‌ای از مهندسان مالی بر کسب‌وکارها آغاز شده است که به ضرر مهندسانی تمام می‌شود که وظیفۀ تولید را بر عهده دارند. در تصویری که وبلن ترسیم می‌کرد، کار این مدیران آن بود که عرضه را دست‌کاری کنند تا سود به جیب بزنند. اما دانش فنی مهندسانْ عنصر گریزناپذیر تولید بود. همین دارایی فکری بود که به مهندسان قدرت می‌داد. و بنا به استدلال وبلن، مهندسان که با آشکار شدن «سوءمدیریت فراگیر صنعت» روزبه‌روز «آگاهی طبقاتی اضطراب‌آلود» بیشتری می‌یافتند، «به تدریج دور هم جمع شدند و پرسیدند: خُب که چی؟» واقعاً باید پرسید خُب که چی؟ بنا به پیش‌بینی وبلن، مهندسان، همان‌هایی که سابقاً کارگزارانی بودند که در برابر بخش مالی تمکین می‌کردند، کنترل نظام صنعتی کشور را به دست می‌گرفتند تا دوره‌ای جدید از مدیریت اقتصادی برنامه‌ریزی‌شده را رقم بزنند که اصل هدایت‌گر آن، نه سود خصوصی بلکه منفعت عمومی باشد.


اما کتاب وبلن از جهات دیگری اثرگذار بود. آن اثر در شکل‌گیری یک تصور خاص از مهندس سهیم بود که در طول دهۀ ۱۹۲۰ ریشه دواند: مهندس به مثابۀ یک مسأله‌حل‌کُن بی‌غرض، دامن نیالوده به تجارت و سیاست مرسوم، مهندس به مثابۀ منجی سرمایه‌داری. این تصور به قلمرو سیاسی هم منتقل شد و تا حدی می‌تواند شعف ناشی از انتخاب هربرت هوور در سال ۱۹۲۸ به ریاست‌جمهوری را توضیح بدهد: یک مهندس معدن که، با کسب‌وکار، میلیونر و قهرمانِ بشردوستِ جنگ شد. نیویورک‌تایمز یک‌سال پس از انتخاب او نوشت: «کل کشور یک سالن پهناور و مشتاق بود که به واشنگتن چشم دوخت. ما یک مهندس بزرگ را احضار کرده بودیم تا مشکلاتمان را برای ما حل کند... ذهن فنی مدرن برای اولین بار به ریاست یک حکومت رسیده بود... ما با خیال اینکه به نبوغ فرصت بدهیم، منتظر آغاز عملکرد او ماندیم».

عملکرد او هم معیوب از آب درآمد. خبط بزرگ هوور، انعطاف‌ناپذیری‌اش بود. به تعبیر رایج در درۀ سیلیکون‌ولی، او نتوانست چرخش‌های درست انجام بدهد: در مواجهه با اقتصادی که به سرعت رو به وخامت می‌گذاشت، او به شعار سیاسی راهنمای خود یعنی خوداتکایی و کمک بخش خصوصی چسبید. زمانی که از بی‌میلی خود به مداخلۀ فدرال در اقتصاد دست بر داشت، خیلی دیر شده بود: تولید از میان رفته بود، و شانس او برای انتخاب دوباره در سال ۱۹۳۲ نیز همین‌طور.

مورخان دربارۀ مدیریت هوور بر اقتصاد در سال‌های آغازین رکود بزرگ بحث خواهند کرد (کنت وایت در زندگی‌نامۀ جدیدی که از او نوشته است می‌گوید که باید سابقۀ سیاست‌گذاری او از نو ارزیابی شود)، اما همه در یک نکته اتفاق نظر دارند: هوور در قلمرو روابط انسانی، دست کمی از یک هشت‌پای بی‌جان نداشت. با مردی روبرو بودیم که به تعبیر یک ناظر معاصرِ ما فقط با عبارات «خُنَک تک‌هجایی» حرف می‌زد، مردی چنان پایبند به اصولش که با کت‌وشلوار پشمی سرژ آبی‌رنگ جفت‌دکمه‌ای‌اش به ماهی‌گیری می‌رفت.

هوور یک‌بار در کارزار انتخاباتی‌اش گفته بود که مهندسان می‌توانند آبشاری بسازند زیباتر از هر آبشاری که در طبیعت پدیدار شده است. صد البته مخاطبانش عصبانی شدند. تصور می‌شد او بیشتر یک ماشین است تا انسان، و خود هوور هم کاری نکرد که این تصور از بین برود؛ بلکه برعکس، آن تصور را به سنگ بنای برند خود تبدیل کرد. او در سال ۱۹۲۸ گفت: «من بنا نداشته‌ام قصرهای آینده را بسازم، بلکه می‌خواهم آزمایش‌ها را اندازه بگیرم یعنی اقدامات و پیشرفت انسان را از دریچۀ ذره‌بین خشک و بی‌روح واقعیت، آمار و عملکرد بسنجم».

مهندسان، لابد چون از همان یک‌بار حضورشان در کاخ‌سفید به قدر کافی تحقیر شدند که درس بگیرند، دیگر دنبال تصدی بالاترین منصب حکومت نرفته‌اند. شکست هوور، پرچم خاتمۀ اولین دل دادن و قلوه گرفتن جدی بین سیاست‌ورزی و مهندسی بود.

در جمع فعلی مهندس‌های سلبریتی، مارک زاکربرگ است که تعامل او با دنیای سیاست، معنادارتر از بقیه به نظر می‌آید. این ماجرا تا حدی تصادفی است چون فیس‌بوک ناخواسته به یک کنشگر محوری در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۱۶ تبدیل شد، اما قدری هم نقشۀ خود فیس‌بوک بوده است. از آغاز امسال، زاکربرگ در برنامه‌ای فشرده و بسیار هماهنگ، تور سخن‌شنوی در کل ایالات متحده داشته است. او قاطعانه این گمانه‌زنی را رد کرده است که از این تور به عنوان سکویی برای ورود به انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۰ استفاده می‌کند، به همان قاطعیتی که از نظر دادن دربارۀ مسائل سیاست‌گذاری دولتی و عمومی که در این تور از او پرسیده‌اند طفره رفته است. این درسی است که می‌شود از یک ناپختۀ سیاسی گرفت، که تا به امروز هیچ سمت‌وسوی روایی مشخصی نداشته است.

---


زاکربرگ سفرهایش را به همراه تفکراتش دربارۀ اخبار هر روز در صفحۀ فیس‌بوکش مستند می‌کند. او حتی دربارۀ مسائلی مانند مهاجرت و سیاست‌گذاری آوارگان هم که موضع محکمی گرفته است، سعی می‌کند در مرکز طیف سیاسی بماند که البته این هدف روزبه‌روز دست‌نیافتنی‌تر می‌شود. او فردای خون‌بارترین تیراندازی در تاریخ ایالات متحده نوشت: «تصور خسران ناشی از تیراندازی در لاس‌وگاس دشوار است. تصور اینکه چرا ارتکاب چنین کاری را برای همه‌کس سخت‌تر نمی‌کنیم، دشوار است».

او دربارۀ تغییر اقلیم و سیاست‌گذاری انرژی، از این هم بیشتر طفره رفت: «به اعتقاد من، متوقف کردن تغییر اقلیم یکی از مهم‌ترین چالش‌های نسل ماست. با این حال، به نظرم مهم‌تر آن است که چیزهای بیشتری دربارۀ صنعت انرژی‌مان بیاموزیم، حتی اگر این اطلاعات جنجالی باشند. فارغ از اینکه چه دیدگاهی دربارۀ انرژی دارید، فکر کنم اجتماعی که حول این صنعت شکل گرفته است برایتان جذاب باشد».

گشت‌وگذار سیاسی زاکربرگ نعل به نعل همان بی‌طرفی ریاکارانه‌ای را نمایش داده است که از مردی انتظار می‌رفت که فکر می‌کند فیس‌بوک، این زمین بازی بی‌خطر برتری‌طلبان سفیدپوست و پروپاگاندیست‌های روسی و به‌اصطلاح حقیقت‌گویان ماجرای پیتزاگیت۳، «دنیا را به هم نزدیک‌تر» می‌کند.

یک راه ساده برای تبیین این تناقضات وجود دارد: زاکربرگ اهل کسب‌وکار است، نه سیاست‌مدار، و اولویت اولش سهام‌داران اویند. ولی این تبیین، ماهیت سیاسی شرکتی را نادیده می‌گیرد که او اداره می‌کند. زاکربرگ می‌تواند تظاهر کند که فراتر از سیاست‌ورزی است، که تکنوکراتی است که همۀ جوانب را می‌سنجد و از طریق ذره‌بین خشک و بی‌روح واقعیت‌ها اقدام به پیاده‌سازی راه‌حل‌ها می‌کند. ولی سیاست بالاخره راهی می‌یابد که به او چنگ بیاندازد.

کاریکاتور مهندس نابغه اما ناشی، کسی که در حل مسائلی که خوب تعریف شده باشد ماهر است ولی در پیچیدگی و ابهام و هیجانات انسانی سردرگم می‌شود، طی چندین دهه پابرجا مانده است. وبلن مهندسان را یک «انجمن اخوّت شگفت‌انگیز از خوره‌های بسیار متخصص» وصف می‌کرد. هوور مدالِ ناتوانی‌اش در همدلی را با افتخار به سینه زده بود، انگار که به شکل شبه‌عارفانه‌ای نشان حرفۀ او باشد. نسل‌های بعدی مهندسان هم مشتاقانه پذیرای این کلیشه شده‌اند که آدم‌آهنی‌های خشک و بی‌توجه به احساسات انسانی‌اند؛ به تعبیر یکی از مهندسانی که برای یک گزارش سال ۱۹۹۱ ناسا دربارۀ برنامۀ آپولو مصاحبه کرده بود، «من با چیزها ارتباط می‌گرفتم».

مهندسی توانسته است به زبان عرصۀ سیاست‌ورزی هم رسوخ کند. قیافۀ معصوم زاکربرگ که سعی می‌کند دو طرف هر جنجالی را راضی نگه دارد، جدیدترین مصداق این ایده است که واقعیت‌های عینی همانا مطمئن‌ترین راه‌حل برای مسائل سیاسی لاینحل‌اند؛ یعنی همان ایده‌ای که در سال‌های ریاست‌جمهوری کلینتون و اوج جنبشی که خواهان سیاست‌گذاری شواهدمحور بود، تغذیه شد. ما اکنون می‌دانیم که این معبد روی شن‌های روان بنا شده است چون اصولاً ماهیت سیاسیِ رام‌نشدنی عرصۀ سیاست‌ورزی را نادیده می‌گیرد. ناکامی «ارقام» و «واقعیت‌های عینی» و «شواهد» در تغییر مواضع افراد دربارۀ اصلاح قوانین اسلحه‌داری یا فریب رأی‌دهندگان هم ناشی از همین نکته است.

اما این معبد جاذبه‌ای ماندگار برای هر دو حزب دارد، و مهندسان به وقت آمده‌اند تا رنگ و آبی تازه بر سیمای آن بزنند. اگر داشتن تفکر مهندسی یعنی راه جدید کاسبی کردن، مهندسی‌گرایی در عرصۀ سیاست‌ورزی هم نسخۀ جدید مرکزگرایی سیاسی است: یعنی حکومت متخصصان که با برند جدیدی برای عصر نوآوری بازاریابی می‌شود. شاید چند نسل طول بکشد تا یک تکنوکراتِ وبلنی بتواند به کاخ‌سفید راه پیدا کند، اما قدرت هیچ رییس‌جمهوری هم‌تای قدرتی نیست که مهندسان هم‌اکنون دارند: قدرت تعریفِ پیشرفت، قدرتی بی‌مهار./ تلخیص شده از ترجمان

 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.