ion

گپ‌وگفتی در غرفه نشر تاک نمایشگاه بین‌المللی کتاب

افغانستان از لابه‌لای کلمات

گزارش /
شناسه خبر: 357639

غرفه نشر تاک، ناشر افغانستانی در طبقه دوم نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران قرار دارد. جایی که کمتر گذر بازدیدکنندگان عادی به آن می‌افتد. مسئولان غرفه می‌گویند این طور نیست که ایرانی‌ها کتاب‌های نویسندگان فارسی زبان افغان را دوست نداشته باشند. اتفاقاً این سال‌ها خیلی‌ها دوست دارند افغانستان را از لابه‌لای کلمات و جملات این کتاب‌ها جست‌و‌جو کنند.

ایران آنلاین /بچه‌ها هنوز وطن پدری را ندیده‌اند. وصف بازارهای کابل و کوچه‌ها و خیابان‌های شهر را فقط از زبان پدر و مادر شنیده‌اند. بوهای خاطره انگیز، صورت‌های آشنا، لهجه‌های متفاوت، درخت‌های سر به فلک کشیده. راستی کابل هم از این درخت‌ها دارد؟ هرات چطور؟ یک جایی مثل خیابان ولیعصر تهران؟ کدام خیابان‌هایش بیشتر خاطره انگیز است؟ کجاها بیشتر می‌شود راه رفت و خسته نشد که فراموش کرد اینجا هم جنگی بوده و هست؟ همانجا که برایشان ناشناخته مانده. راستی وطن کجاست؟ کجاست؟ حالا آمده‌اند و درمیان کتاب‌های نمایشگاه بین‌المللی تهران، وطن را جست‌و‌جو می‌کنند از لابه‌لای کلمات، جملات و ورق و کاغذها.

غرفه نشر تاک، ناشر افغانستانی در طبقه دوم نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران قرار دارد. جایی که کمتر گذر بازدیدکنندگان عادی به آن می‌افتد. مسئولان غرفه می‌گویند این طور نیست که ایرانی‌ها کتاب‌های نویسندگان فارسی زبان افغان را دوست نداشته باشند. اتفاقاً این سال‌ها خیلی‌ها دوست دارند افغانستان را از لابه‌لای کلمات و جملات این کتاب‌ها جست‌و‌جو کنند. هم ایرانی‌ها و هم افغانستانی‌های ساکن ایران که تا به حال رنگ وطن را ندیده‌اند.
راستی چه چیز بهتراز رمان، شعر و ادبیات برای اینکه یک کشور را بهتر بشناسی؟ آدم‌ها، رنج‌ها و دشواری‌هایشان را؟ نگاهی به کتاب‌های روی پیشخوان می‌اندازم؛ «افسانه‌های افغانستان»، «بود نبود بودگار بود»، «قصه‌های هزاره‌های افغانستان»، «گل قاقا» و... شعرها در گوشه‌ای دیگرند؛ «آتش پاره‌ها»، «برادر ناتنی باران» و... رمان‌ها هم کم نیستند مثل «سردی»، نوشته فاطمه خالقی که داستان تلخی و گزندگی مهاجرت است.
 مریم نظری، اهل کشور افغانستان و مسئول غرفه تاک در سی و یکمین نمایشگاه کتاب می‌گوید: «پارسال که درنمایشگاه شهر آفتاب بودیم، فهمیدیم خیلی از دوستان ایرانی به ادبیات افغانستان علاقه‌مندند. امسال استقبال کم شده چون بخش افغانستان را جای بدی قرار داده‌اند. ته راهرو، طبقه بالا که بیشتر محل برگزاری همایش‌هاست. دوستان خودمان هم به سختی ما را پیدا می‌کنند.»
 نظری برایم توضیح می‌دهد بیشتر آثار این غرفه که 103 عنوان است توسط نویسندگان افغان نوشته شده و نشر تاک در کابل آنها را چاپ کرده است. برخی کتاب‌ها به گفته او با گویش کابلی یا محلی افغانستان نوشته شده‌اند اما بیشتر کتاب‌ها گویش فارسی‌شان مثل همان چیزی است که در ایران هم نوشته می‌شود و برای خیلی از دوستان ایرانی خوشخوان است. مگر اینکه برخی واژه‌ها را نفهمند که آن را هم در جمله متوجه می‌شوند. بسیاری از کتاب‌های ما اینجا در ایران جایزه گرفته‌اند، مثل آثار حسین فخری. نوشته پشت یکی از کتاب‌ها توجهم را جلب می‌کند: «مرا هم خنده می‌گیرد و می‌پرسم این کدام زبان است که من گپت را نمی‌فهمم؟ چه گفتی تو؟» گپ و حرف و تفاوت‌های زبانی... شاید همین‌ها برای خوانندگان جذاب باشد.
روشنای خاکستر، نوشته زهرا یگانه اهل کشور افغانستان را چندی پیش خوانده‌ام. کتابی که تصویری ماندگار از زندگی زنان در کشور افغانستان در ذهنم حک کرد. نظری می‌گوید بسیاری از کتاب‌های این نشر وضعیت روشنی از فضای افغانستان ارائه می‌دهند.
با مهدی کاوندی نویسنده رمان «برغول» هم که در غرفه حضور دارد صحبت می‌کنم: «اول برایتان از برغول بگویم که همان تلفظ صحیح کلمه بلغور است و در اول کتابم مفهومش را توضیح داده‌ام. بیشتر ایرانی‌ها نویسندگان افغانستانی را نمی‌شناسند اما شناخت بیشتر باعث شده روز به روز بر تعداد علاقه‌مندان به این کتاب‌ها افزوده شود. نویسندگان ایرانی چون بیشتر ترجمه خوانده‌اند خیلی از تألیفات‌شان هم حالت ترجمه دارد. برای همین برخی کتاب‌های افغانستانی را فارسی اصیل‌تر می‌دانند و برایشان این نوع روایت جذاب‌تر است.» در غرفه تاک کتاب‌های ترجمه کمتری را می‌بینی. یکی از کتاب‌های ترجمه که روایتی از زیبایی‌های کابل است، خاطرات زنی امریکایی است که 10 سال در کابل زندگی کرده.
اما چقدر خواندن رمان‌ها و اشعار افغانستانی به خواننده کمک می‌کند که تصویر روشن‌تری از جامعه افغانستان داشته باشد؟ کاوندی در پاسخ به این سؤال می‌گوید:«داستان و ادبیات همیشه به خواننده کمک می‌کند تصویر روشن‌تری داشته باشد چون رمان همیشه بی‌طرف‌تر از کتاب‌های تاریخی است و تصویر بی‌قضاوت‌تری از جامعه به خواننده‌اش ارائه می‌دهد.»
نشر تاک یکی از نشرهای تخصصی در حوزه ادبیات، مجموعه ادبیات داستانی و شعر در کشور افغانستان است. کاوندی همچنین توضیح می‌دهد در کشور افغانستان هم مثل ایران مردم چندان علاقه‌ای به مطالعه ندارند و تیراژ کتاب پایین است و خیلی از مشکلات دو کشور در این زمینه مشابه است.
پدر، دخترش را تشویق به خریدن کتاب‌های وطنش می‌کند. آنها با مسئولان غرفه گفت‌و‌گو می‌کنند. پدر دلش می‌خواهد دختر درباره وطن بیشتر بداند. دختر می‌خواهد شنیده‌هایش را واقعی کند و دو دختر ایرانی هم دوست دارند  تصویر روشن‌تری از افغانستان داشته باشند، کشور همسایه و هم زبان؛ تصویری واضح از مجرای ادبیات، شعر و رمان.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.