ion

داستان زوجی که یکی از آنها به‌دلیل بیماری ویلچرنشین شده و به هفت قاره جهان سفر کرده‌اند

زندگی کن و از آن لذت ببر

زندگی /
شناسه خبر: 357635

اندی و دونا فیرلیت زوجی هستند که با عشق ازدواج کردند و در طول زندگی پرفراز و نشیب‌شان تکیه گاه هم بوده و هیچ گاه همدیگر را ترک نکردند. این زوج معتقدند که مفهوم عشق در صبر و شکیبایی، درک متقابل، تکیه گاه هم بودن، در بیماری و سلامت کنار هم بودن خودش را نشان می‌دهد. داستان این زوج که یکی از آنها به‌دلیل بیماری ویلچرنشین شده است و به هفت قاره جهان سفر کرده‌اند خواندنی است.

ایران آنلاین /27 سال پیش، پزشکان تشخیص دادند که همسر اندی - فیرلیت - به آنوریسم مغزی مبتلا شده است. آنها به اندی گفتند بهتر است همسرش را به آسایشگاه بیماران بسپارد. اما اندی می‌خواست دوباره زندگی مشترکش را عادی – یا حتی فوق‌العاده – کند. برای همین تصمیم گرفت همسرش را به همه دنیا نشان بدهد و او را به سفر ببرد.

از آن زمان تا امروز، اندی و دونا فیرلیت هفت قاره جهان را زیر پا گذاشته‌اند و تا امروز بیش از 20 کشور را دیده‌اند. بخشی از بدن دونا به‌ دلیل بیماری‌اش فلج شده و برای همین مجبور است سوار ویلچر شود.
در همین رابطه، اندی به خبرنگار سی‌ان‌ان می‌گوید: «من به او قول داده بودم که برای زندگی‌مان همه کار می‌کنم و تمام تلاشم را می‌کنم تا به بهترین وجه ممکن از زندگی لذت ببریم.»
امروز، دونا در حال دست و پنجه نرم کردن با از دست دادن حافظه کوتاه مدتش است. او برای انجام کارهای روزمره‌اش کاملاً به همسرش وابسته است و بیشتر مواقع سوار ویلچر است. با این حال، این زوج عاشقانه کنار هم زندگی می‌کنند، به هم متعهد هستند و قول داده‌اند در بیماری و در سلامت کنار هم باشند و از هم حمایت کنند.
این زوج نخستین بار 58 سال پیش در کلیسا همدیگر را دیدند. اندی از دونا خواست که آدامسی به او بدهد، اما با این جواب رو به رو شد: «مزاحم نشو.»
اندی با به خاطر آوردن آن روز می‌خندد و می‌گوید: «به دونا گفتم من قصدم ازدواج است و او گفت دروغ می‌گویی. از آن روز سعی کردم مثل شاهدخت‌ها با او رفتار کنم تا به طور جدی به من فکر کند. بالاخره موفق شدم و پنج سال پس از آن روز دلنشین ما با هم ازدواج کردیم.»
آنها زندگی‌شان را با عشق شروع کردند و پس از اینکه صاحب چهار فرزند شدند، شرکتی که اندی در آن کار می‌کرد ورشکست شده و او بیکار شد. او شغل‌های عجیب و غریب و متعددی داشت و حتی دوره‌ای میوه فروش دوره گرد شد. آن روزهای سخت، دونا با تمام وجود کنار شوهرش ماند تا او بتواند دوباره سر پا شود. حالا اندی در روزهای سخت دونا کنارش مانده تا او احساس تنهایی نکند و از زندگی لذت ببرد.
اندی اعتراف می‌کند: «دست و پنجه نرم کردن با بیماری دونا و مشکلات عدیده آن کار راحتی نیست. اما برای غلبه بر هر مشکلی آدم باید از قبل برنامه‌ریزی کند تا موفق شود.»
دسترسی افراد معلول به امکانات مختلف در سراسر جهان متفاوت است. این زوج در طول سفرهایشان با مشکلات و موانعی رو به رو شده‌اند که هیچ گاه فکرش را هم نمی‌کردند.
در اروپا، همه قطارها امکان سوار کردن ویلچر را نداشتند. برای همین، آنها یکبار سوار قطار باری شدند. در مناطق روستایی استرالیا، فرودگاه‌ها رمپ نداشتند و دونا مجبور شد با لیفتراک از هواپیما پایین بیاید. درِ اتاق هتل آنها در ایرلند آنقدر باریک بود که ویلچر دونا از آن رد نمی‌شد. اما دونا می‌گوید این مشکلات برایش کوچک هستند، چون همسرش تکیه گاهش است و او می‌خواهد به خاطر او خوب و شاد زندگی کند.
اندی می‌گوید: «برای نشان دادن عشق راه‌های زیادی وجود دارد. صبر، شکیبایی، درک متقابل و تکیه گاه هم بودن نشانه عشق است.» آنها امیدوارند با کمی صرفه‌جویی این بار به اسکاندیناوی بروند و به لذت بردن از زندگی در کنار یکدیگر ادامه بدهند.
اندی در پایان حرف‌هایش می‌گوید: «هر بار یک قدم بردار و جلو برو. این هدف زندگی هر آدمی است. شعار من این است: زندگی کن و از آن لذت ببر.»

 

---

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.