ion

انسانهای‌ گذشته‌ نسبت‌ به‌ بشر جدید کمتر شکاک‌ بودند و ایمان‌ قوی‌تری‌ نیز داشتند. امروزه‌ هر کسی‌ به‌ داشتن‌ ذهنی‌ باز به‌ خود می‌بالد. هر چند باز نگه‌ داشتن‌ دریچه‌ ذهن‌ امری‌ پسندیده‌ است‌، اما به‌ این‌ شرط‌ که‌ ذهن‌، خود، دیوارهایی‌ داشته‌ باشد. بسته‌ یا باز بودن‌ پنجره‌های‌ اطاقی‌ که‌ دیوار ندارد، چندان‌ مهم‌ نیست‌.

ایران آنلاین /گروه اندیشه:

اخیرا مقاله ای با عنوان «وحدت طریقت و نظریه لوگوس» از دکتر سید حسین نصر و با ترجمه حسین حیدری و هادی امینی در سایت نصور منتشر شده است. در بخشی از این مقاله دکتر نصر، تجددطلبی‌ را عامل نابودی‌ ایمان‌ دینی‌ عنوان می کند و برای مدعای خود دو دلیل می آورد که در ادامه گزیده ای از آنها ارائه می شود:

به زعم دکتر نصر، انسانهای‌ گذشته‌ نسبت‌ به‌ بشر جدید کمتر شکاک‌ بودند و ایمان‌ قوی‌تری‌ نیز داشتند. امروزه‌ هر کسی‌ به‌ داشتن‌ ذهنی‌ باز به‌ خود می‌بالد. هر چند باز نگه‌ داشتن‌ دریچه‌ ذهن‌ امری‌ پسندیده‌ است‌، اما به‌ این‌ شرط‌ که‌ ذهن‌، خود، دیوارهایی‌ داشته‌ باشد. بسته‌ یا باز بودن‌ پنجره‌های‌ اطاقی‌ که‌ دیوار ندارد، چندان‌ مهم‌ نیست‌. داشتن‌ سعه‌ صدر دینی‌ برای‌ کسی‌ که‌ منکر وحی‌ و سنت‌ است‌، چندان‌ ارزشی‌ ندارد، زیرا در این‌ صورت‌ دیگر معیاری‌ برای‌ تمییز صحیح‌ از سقیم‌ وجود نخواهد داشت‌.

وی در این راستا، تاکید می کند که ایمان‌ مذهبی‌ بسیاری‌ از مسیحیان‌، مسلمانان‌، هندوها و دیگران‌ رو به‌ ضعف‌ نهاده‌ است‌. در اینجا، سخن‌ از خارج‌ شدگان‌ از دین‌، که‌ هیچ‌ ایمانی‌، ضعیف‌ یا قوی‌، ندارند، نیست‌ بلکه‌ سخن‌ از کسانی‌ است‌ که‌ در جرگه‌ دینداران‌اند، ولی‌ در اثر یورش‌ وحشیانه‌ تجددطلبی‌، اعتقاد دینی‌ آنان‌ ضعیف‌تر و محدودتر شده‌ است‌. در خصوص‌ اسلام‌، تجددطلبی‌ تنها سبب‌ ضعف‌ ایمان‌ گروه‌ خاصی‌ از مردم‌ نشده‌، بلکه‌ جنبشهای‌ خاصی‌ را نیز علیه‌ تصوف‌، کلی‌ترین‌ جنبه‌ی‌ اسلام‌، موجب‌ شده‌ است‌. غالباً یک‌ فرد ساده‌ از یک‌ خردگرای‌ تحصیل‌ کرده‌ی‌ دانشگاه‌، درک‌ کامل‌تری‌ از اسلام‌ دارد.

نصر مشکل‌ دیگری‌ که‌ تجددطلبی‌ بر سر راه‌ بررسی‌ ادیان‌ دیگر می‌نهد را انکاری‌ می داند که‌ تجدد نسبت‌ به‌ هر گونه‌ اصل‌ متافیزیکی‌، (زمینه‌ همه‌ ادیان‌ محسوب‌ می‌گردد)، به‌ عمل‌ می‌آورد. علم‌ دین‌شناسی‌ تطبیقی‌ یا علم‌الادیان‌ در خلال‌ عصر خردگرایی‌ پدید آمد و در قرن‌ نوزدهم‌ به‌ عنوان‌ رشته‌ای‌ مستقل‌ شناخته‌ شد. تاریخچه‌ این‌ رشته‌ آمیخته‌ با محدودیتها و پیشداوریهای‌ قرن‌ پیدایش‌ آن‌ است‌. عصر روشنگری‌ خود را کمال‌ نهایی‌ تمدن‌ می‌دانست‌ و ادیان‌ دیگر را به‌ عنوان‌ پیش‌درآمدی‌ بر سنت‌ مسیحی‌ مورد بررسی‌ قرار می‌داد و با اینکه‌ از مسیحیت‌ تمرد کرده‌ بود، ولی‌ تا حدودی‌ هویت‌ خود را در آن‌ می‌یافت‌.

وی تاکید می کند که امروزه‌ نیز این‌ رویکرد (انکار اصول متافیزیکی) تا حدی‌ حفظ‌ شده‌ است‌ و علت آن هم این است که تا به‌ امروز کمترین‌ مطالعه‌ و بررسی‌ مطلوبی در مورد اسلام‌ صورت گرفته است و در نتیجه این اهمال، تئوریهای‌ رایج‌ در قرن‌ نوزدهم‌ از قبیل‌ تکامل‌ خطی‌ تاریخ‌ و نظایر آن‌ و نیز تئوری‌ مذکور، بر رشته‌ دین‌شناسی‌ تطبیقی‌ تأثیر خود را بر جای‌ نهاده‌ است‌. و اینها بهترین‌ گواه‌ بر عدم‌ فهم‌ یک‌ سنت‌ دینی‌ و اهمیت‌ معنوی‌ آن‌ است‌.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.