ion

پسری که قهرمان شهر شد

زندگی /
شناسه خبر: 352231

«جیمز شاو» جوانی است که با به خطر انداختن جانش در یک حادثه تیراندازی عده زیادی از مردم را از مرگ نجات می‌دهد. این روزها مردم شهر از این جوان با عنوان قهرمان یاد می‌کنند، اما او معتقد است کارش وظیفه‌ای انسانی بوده و فقط وظیفه‌اش را انجام داده است. جیمز شاو قهرمانی است که به غائله تیراندازی مرگبار در رستوران وافل در شهر تنسی قبل از کشته شدن آدم‌های بیشتری پایان داد. اما این جوان می‌خواهد همه مردم بدانند که دراین موقعیت باید این کار را کنند .

ایران آنلاین /این قهرمان جوان که روحی بزرگ دارد به خبرنگار سی‌ان‌ان می‌گوید: «مردم فکر می‌کنند قهرمان‌ها غیرقابل دسترس هستند و زمینی نیستند. اما می‌خواهم مثل آدمی عادی با من رفتار شود و نگاه مردم فرق نکند. من جوانی هستم که بنا به تقدیر آن روز آنجا بودم و توانستم کمک کوچکی به مردم شهرم کنم. اگر بدانیم کمک به یکدیگر وظیفه همه ماست و کاری عجیب و دور از دسترس نیست، آنگاه وقتی یکی از شهروندانمان را در خطر ببینیم، بدون فکر کردن برای کمک به او به طرفش می‌شتابیم.»

این پسر جوان چه کارش را قهرمانانه بنامد و چه شجاعت، اما یک چیز را نمی‌تواند عوض کند: پلیس و افکارعمومی قدردان او برای جلوگیری از خونریزی بیشتر هستند و عده زیادی او را قهرمان می‌دانند. او معتقد است: «من این کار را کردم، چون می‌خواستم زنده بمانم.»صبح یکشنبه، او همراه دوستش در این رستوران نشسته بود و صبحانه می‌خورد. ناگهان پلیسی وارد رستوران شد و گفت مردی که جلیقه سبزی پوشیده در بیرون رستوران اقدام به تیراندازی کرده است. همان لحظه شیشه‌ها شکستند و جیمز مردی را دید که روی زمین افتاد. همه جا را دود فرا گرفته بود. او از صندلی‌اش پایین آمد و بی‌سر و صدا سینه خیز به طرف تیرانداز رفت. وقتی صدای تیراندازی قطع شد، تصمیم گرفت کمین کند و تیرانداز را به دام بیندازد. «به خودم گفتم اگر قرار است بمیرم، او برای گرفتن جانم باید تا سر حد مرگ تلاش کند.»او به طرف تیرانداز پرید تا سلاح گرم را از دستش بقاپد. لحظه‌ای نگذشته بود که تیرانداز به طرفش چرخید و تیراندازی کرد. تیری از کنار بازوی شاو گذشت و او را زخمی کرد. اما این جوان با مرد مسلح درگیر شد و سلاح را از او گرفت. تفنگی که هنوز گرم بود. تفنگ را به طرفی پرتاب کرد که دست تیرانداز به آن نرسد. کاری که باعث شد آن مرد ناسزا گوید و از آنجا فرار کند. «در آن لحظه به تنها چیزی که فکر می‌کردم، گرفتن آن تفنگ بود.»

یکی از شاهدان حادثه چاک کوردرو همه چیز را از آن طرف خیابان دیده بود. او به خبرنگار سی‌ان‌ان می‌گوید: «داشتم فرار می‌کردم. درحال دویدن سرم را برگرداندم و مرد جوانی را دیدم که با مرد مسلح گلاویز شده بود و می‌جنگید. برای من، او قهرمان است. اگر این کار را نمی‌کرد، معلوم نبود چند نفر کشته می‌شدند. در آن رستوران، افراد زیادی بودند. این مرد جوان شایستگی لقب قهرمان را دارد.»
اما شاو نظر متفاوتی دارد. «من خودخواهانه این کار را کردم. من می‌خواستم جان خودم را نجات بدهم و در آن لحظه فقط به خودم فکر می‌کردم. دوست ندارم مردم فکر کنند من سوپرمن هستم. من آدمی معمولی هستم که برای نجات جانم هر کاری توانستم کردم.»
همان روز و چند ساعت بعد از حادثه، او همراه پدرش به کلیسا رفت و برای قربانیان دعا کرد. «دعا برای آرامش آنها کمک کرد تا خودم کمی آرام بشوم. کاش کسی در این حادثه کشته نمی‌شد.» در این حادثه چهار خانواده داغدار شدند. «جان‌های زیادی از دست رفت. آن هم بدون هیچ دلیلی و همین عذاب آور است. اگر درباره آنها ناراحت نباشیم، خودخواهی محض است. کاش می‌توانستم کاری کنم که آنها زنده بمانند. می‌خواهم با خانواده‌های آنها و بقیه افراد حاضر در رستوران ارتباطم را حفظ کنم. دوست دارم کنار هم این غم را تحمل کنیم.» او برای کمک به این خانواده‌ها و تلاش برای جلوگیری از بروز حوادثی مشابه اقدام به باز کردن سایتی در این رابطه کرد و از مردم خواست به او کمک کنند. مدت زیادی نگذشته بود که 15 هزار دلار جمع شد.
سپس او به دیدار دونفر از مجروحان این حادثه در بیمارستان رفت. «یکی از مجروحان دختری 4 ساله است. خیلی خوشحالم او زنده ماند. امیدوارم وقتی بزرگ و جوان می‌شود، جهان مکان امن تری باشد و او غم‌های کمتری را تحمل کند. امیدوارم با خشونت مقابله کنیم. امیدوارم اثری از خشونت در جامعه باقی نماند. امیدوارم نسل جوان دنبال صلح باشد.»

  پسری که قهرمان شهر شد
  پسری که قهرمان شهر شد

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.