ion

روایتی از زوج دهه هفتادی که با خلق آثاری از جنس در بطری های پلاستیکی به توان‌یاب‌ها و بی‌‌خانمان‌های بهبود یافته امید دوباره ای هدیه می‌کنند

پلاستیک هایی که زندگی می بخشند

زندگی /
شناسه خبر: 349761

کتابی خالی از تصویر و رنگ و لعاب، پرنورترین شعله را در ذهنش برافروخت تا یکی از چهره‌های شناخته‌شده در حوزه محیط زیست استان‌های خراسان باشد. با خدماتی که از فروش در بطری های پلاستیکی به توان یاب ها و بی خانمان های بهبود یافته ارائه کرده در میان مردم این استان پهناور نام آشنا شده است.

ایران آنلاین /محسن میزانی با به راه انداختن یک پویش مردمی و همراهی یارانش که هر کدام دغدغه محیط زیست را به سایر مشغله‌های ذهنی ترجیح می‌دهند تاکنون در زمینه حفاظت از محیط زیست و حمایت از نسل‌های آینده که آنها نیز از این میراث ارزشمند سهمی دارند، فعالیت‌های چشمگیری انجام داده است. گفت‌و‌گو با او و همسرش به‌عنوان زوج جوان و طبیعت دوست ایران، این فعالیت‌های گسترده را تشریح می‌کند.

هدیه آینده‌ساز
«9 ساله بودم که پدر بزرگم یک کتاب بدون رنگ و تصویر به من هدیه داد. راستش را بخواهید به هیچ عنوان از گرفتن آن هدیه خوشحال نشدم، حتی دوست نداشتم آن کتاب را بخوانم. البته به خودم حق می‌دهم زیرا طبیعی بود کودکی در سن و سال آن روز من کتاب‌های مصور و رنگارنگ دوست داشته باشد، ضمن اینکه من آن روز نمی‌دانستم قرار است آن کتاب چه به روز دغدغه‌های جوانی‌ام بیاورد. این را وقتی متوجه شدم که دهه دوم زندگی‌ام را تجربه می‌کردم و روبه روی نویسنده همان کتاب نشستم.»
محسن میزانی که همه اینها را گفت تا پاسخ این سؤال را بدهد که چطور به محیط زیست علاقه‌مند شد و دغدغه حفاظت از آن را پیدا کرد، او ادامه داد: وقتی صحبت‌هایم با عبدالحسین وهاب‌زاده، تمام شد، او کتابی را به من هدیه داد که برای لحظاتی میخکوبم کرد. همان کتابی بود که پدربزرگم در 9 سالگی به من هدیه داد در حالی که تمام مدت گفت‌و‌گویمان نمی‌دانستم از جمله‌های دلنشین مردی لذت برده‌ام که نویسنده کتاب کودکی هایم بوده است و همه دغدغه من برای حفاظت از طبیعت را او در ذهنم شکل داده است. البته ناگفته نماند که پدر و مادر محسن هم در این میزان از علاقه‌مندی او بی‌تأثیر نبوده‌اند زیرا آن طور که خودش می‌گفت از همان زمانی که سن و سال کمی داشت پدر و مادرش او را به دور نینداختن زباله‌هایش تشویق می‌کردند به همین دلیل وقتی بزرگتر شده بود، به محض اینکه می‌دید در سطح شهر زباله‌ای رها شده است ناخودآگاه خم می‌شد، آن را برداشته و داخل سطل زباله می انداخت. عادتی که هنوز هم با او همراه است و هر جایی که زباله‌ای می‌بیند یا فردی را در حال ریختن زباله در کوچه و خیابان‌، ناخودآگاه خم می‌شود و زباله را بر می‌دارد که در بسیاری مواقع با این حرکت ناخواسته موجب شرمندگی برخی افراد شده که البته خودش از این بابت ناراحت است، اما به قول او آن لحظه ناخودآگاهش است که به جای محسن تصمیم می‌گیرد.

ایده‌هایی که جان گرفت

متولد اسفراین است اما به‌دلیل تحصیل، ازدواج و دنبال کردن دغدغه‌هایش شهرهای مختلفی از ایران را در بازه‌های زمانی گوناگون تجربه کرده و به فراخور همین شرایط، فعالیت‌های زیست محیطی متنوعی را در این شهرها پشت سر گذاشته است، اما به گفته خودش مهم‌ترین فعالیت‌ها و البته دغدغه او در شهر تهران شکل گرفت. آن زمان که با گروهی از فعالان محیط زیست به‌عنوان رفتگران طبیعت، به پاکسازی پارک‌ها، اماکن عمومی و گوشه و کنار طبیعت می‌پرداخت.
«برای تحصیل به تهران آمده بودم و «رفتگران طبیعت» باعث شد تا در جمع کسانی قرار بگیرم که وجوه فکری مشترکی با آنها داشتم. گذشته از این به همین واسطه با فعالیت‌های زیست محیطی افراد دیگری در سایر شهر‌ها و کشورهای دنیا آشنا شدم و همه این موضوعات باعث شد تا با نگاه جدی تری به‌دنبال موضوعاتی بروم که همیشه دوست داشتم انجام‌شان بدهم. متوجه شده بودم تعدادی از علاقه مندان به طبیعت شهر تبریز، به دنبال ایده‌ای که ابتدا در کشور هند و سپس در کشور ترکیه مورد اهمیت قرار گرفته بود، درصدد جمع‌آوری در بطری‌هایی هستند که پس از نوشیدن محتویات داخل آن، وارد طبیعت یا در شرایط بهتر راهی سطل‌های زباله می‌شوند. آنها با عواید حاصل از فروش این درها به مراکز بازیافت زباله، برای توانیاب‌هایی که از بضاعت مالی چندانی برخوردار نبودند ویلچر تهیه می‌کردند. مدتی بعد و با آغاز زندگی مشترک من و همسرم در شهر مشهد، تصمیم گرفتم یک پویش مردمی راه بیندازم تا بواسطه آن با کسانی که نگران سلامت طبیعت هستند، آشنا شوم و بتوانیم برای شهرمان و شهرهای اطراف اتفاق‌های خوب زیست‌محیطی رقم بزنیم. همین طور هم شد و تیر ماه سال 1394 با 50 نفر از کسانی که نسبت به طبیعت احساس مسئولیت می‌کردند و برای انجام کارهای زیست محیطی داوطلب بودند دور هم جمع شدیم و پویشی را که نام آن برگرفته از یک نام اصیل ایرانی و به معنای یاری رساننده درستکاران است تشکیل دادیم. به این ترتیب رفتگران طبیعت در سطح استان‌های خراسان رضوی، شمالی و جنوبی جان گرفت و به مرور افراد دیگری هم با فعالیت‌های ما آشنا شدند تا اینکه به پیشنهاد همسرم - خوشبختانه دغدغه‌های مشترکی داریم و همه فعالیت‌های زیست‌محیطی را از زمان ازدواج‌مان تاکنون به صورت مشترک انجام داده‌ایم – قرار شد ما هم جمع‌آوری در بطری‌ها را در برنامه‌های زیست محیطی‌مان بگنجانیم. پیشنهاد خوبی بود، اما از آنجا که تمام فعالیت‌های انجام شده در این پویش با هزینه‌های شخصی و به صورت داوطلبانه انجام می‌شد از پس تبلیغات برای این تصمیم و اطلاع‌رسانی به مردم شهر مشهد برنمی‌آمدیم که به همین خاطر نیازمند خلاقیت و ایده‌پردازی بودیم.»

---


پلاستیک‌هایی که زندگی می‌بخشند
وقتی قرار باشد کاری از دل و جان انجام شود آنچنان انرژی بی‌مثالی به سراغ فرد می‌آید که از پس موانع بسیار و محدودیت‌ها نیز به سلامت عبور خواهد کرد. همان واقعیتی که برای محسن وهمراهانش در پویش مردمی زیست محیطی‌شان اتفاق افتاد.
«با همه اعضا به مشورت نشستیم و در نهایت به این نتیجه رسیدیم که ظرف‌هایی را به وسیله طلق‌های پلاستیکی بسازیم و با بروشورهایی که روی آنها نصب می‌شد، شهروندان را از کارایی آن ظرف‌ها که ارتفاع تقریبی‌شان 90 سانتی متر است و هنوز هم در قسمت‌های مختلفی از سطح شهر قرار دارند باخبر سازیم. هرچه تعداد در بطری‌های موجود در این ظرف‌ها که به‌دلیل شفاف بودن شان، محتویات داخل آنها به خوبی مشخص بود، بیشتر می‌شد توجه شهروندان هم بیشتر جلب می‌شد و مهم‌تر آنکه با دیده شدن این در بطری‌های پلاستیکی ما هم دیده شدیم. در حقیقت ما هزینه‌ای برای آگاه‌سازی مردم پرداخت نکرده بودیم اما ایده ما که برای آنها جذاب و سؤال برانگیز بود باعث شد تا نه تنها هر روز بر تعداد افراد همراه‌مان اضافه شود که به همین نسبت بر میزان در بطری‌هایی که در گوشه و کنار شهر جمع‌آوری می‌شد نیز افزود تا جایی که در حال حاضر هر ماه هزارکیلوگرم در بطری در سطح شهر مشهد و بین 50 تا 100 کیلوگرم در شهرهای اطراف جمع‌آوری می‌شود که هنوز هم این مقدار در حال افزایش است.»
میزانی با بیان این موضوع ادامه داد: نکته خوشحال‌کننده این است که تاکنون و در طول مدت فعالیت‌مان، از فروش این در بطری‌ها به مراکز بازیافت زباله 50 عدد ویلچر تهیه کرده‌ایم و در اختیار نیازمندانی که به ما معرفی شده‌اند قرار داده‌ایم. خوشحال کننده‌تر آنکه خوشبختانه همه 50 عضو این پویش از ایده‌ها و توانمندی‌های بالایی برخوردارند و همین باعث شده که بتوانیم همواره فعالیت‌های تازه تری در راستای حمایت از طبیعت انجام دهیم. برای نمونه به این نتیجه رسیدم که با فروش هر 10 کیلوگرم در بطری‌های پلاستیکی به مراکز بازیافت زباله، 10 هزار تومان دریافت می‌کنیم در حالی که می‌توانیم همین میزان در بطری را صرف ساختن وسایلی کنیم که در ازای فروش آنها مبالغ بالاتری دریافت کنیم. به این ترتیب شروع به ساخت تابلوهایی متشکل از در بطری‌های پلاستیکی با تصاویر مختلف کردیم و این فعالیت که تا به امروز ادامه داشته است منجر به ساخت بیش از 25 تابلو با چهره برخی از شخصیت‌ها، نقش و نگار فرش‌های ایرانی، تصاویری از حیوانات و شکل‌هایی از این دست شده است که در گالری‌هایی برپا شده توسط اعضا به نمایش در آمده و از عواید حاصل از فروش آنها در سال 1395 مبلغ 12 میلیون تومان را صرف اشتغال تعدادی از بی‌خانمان‌های بهبود یافته شهر مشهد کردیم که با وجود همه مشکلات دوباره زندگی‌هایشان را ساخته‌اند. در سال گذشته هم 10 میلیون تومان را به تهیه یک دستگاه وانت اختصاص دادیم تا جابه‌جایی در بطری‌ها که به عهده اعضای داوطلب پویش است راحت‌تر انجام شود. البته دایره فعالیت‌هایمان به همین جا ختم نمی‌شود چراکه قرار است در برنامه‌های آتی یکی از همین بی‌خانمان‌های بهبود یافته را در ازای دریافت حقوق ماهیانه مسئول جمع‌آوری و تحویل دربطری‌ها کنیم تا به اشتغالزایی کمکی کرده باشیم. ضمن اینکه می‌خواهیم تعدادی از خانواده‌ها یا افرادی را که نیازمند انجام فعالیت‌های درآمد زا در خانه‌هایشان هستند، به تفکیک در بطری‌ها بگماریم چراکه مراکز بازیافت در ازای دربطری‌هایی که بر اساس رنگ تفکیک شده باشند مبالغ بیشتری پرداخت می‌کنند، به این ترتیب هم می‌توانیم اشتغالزایی را در سطح وسیع‌تری انجام دهیم. اگرچه که امید داریم با همراهی و همکاری‌هایی که وعده داده شده است، حالا که اعتماد مردم سه استان خراسان رضوی، شمالی و جنوبی به فعالیت‌های ما جلب شده است بتوانیم این فعالیت‌ها را گسترده‌تر سازیم. میزانی در این خصوص یادآور شد: طی این سال‌ها بارها این جمله را از زبان مردم شنیده‌ام که «هیچ وقت فکرش را هم نمی‌کردیم  با در بطری‌های پلاستیکی که بسیار کم ارزش به نظر می‌آیند، بتوانیم به توانیاب‌ها کمک کنیم تا زندگی راحت‌تری داشته باشند.»
حتی بسیاری از آنها می‌گویند حالا که یک شیء کوچک پلاستیکی تا این حد چاره ساز است چرا طرحی را اجرا نمی‌کنید که مردم با جان و دل سایر دورریختنی‌های پلاستیکی‌شان را در اختیار شما که به فعالیت هایتان اعتماد دارند قرار دهند و به این ترتیب اتفاق‌های بهتری در سطح شهر و کشورمان رقم بخورد. البته چه بهتر که در گام نخست فرهنگ مصرفی صحیح‌تری بر زندگی‌هایمان حاکم شود ولی به هرحال حق با این هموطنان است ولی متأسفانه من و همراهانم امکانات کافی و حتی فضای مناسب برای انجام این قبیل کارها نداریم و در صورتی که قول مساعدت مسئولان شهری اجرایی شود بدون شک افراد زیادی هستند که حفاظت و سلامت طبیعت بزرگترین دغدغه آنها است و می‌توانیم دوشادوش هم فعالیت‌های زیست‌محیطی را در سطح وسیع‌تر و کارآمدتری انجام دهیم.

---

ارتباط زمین و زندگی
نگرانی برای طبیعت، احساس مسئولیت نسبت به زمینی که روی آن ساکن هستیم و دغدغه اینکه نسل‌های بعد هم از طبیعت بهره‌مند شوند، مشخصه کسانی است که - بدون تعارف - قابل اعتماد‌تر هستند و زندگی در کنار آنها رنگ و بوی دیگری دارد. تأیید این جمله‌ها از زبان سارا حاتمی شنیدنی است. «یقین دارم احساس مسئولیت نسبت به زمین و طبیعت با زندگی ارتباط مستقیم دارد زیرا در طول مدتی که با محسن زندگی کرده ام، وقتی زندگی خودمان را با زندگی افرادی که دغدغه چندانی نسبت به محیط زیست ندارند مقایسه می‌کنم، آرامش جاری در لحظه به لحظه زندگی‌مان را بسیار پررنگ می‌بینم. دلبستگی ما به طبیعت تا حدی است که تفریح‌مان با کاری که انجام می‌دهیم عجین است. ما همه جمعه‌ها، روزهای تعطیل و هر فرصتی که وجود داشته باشد به دل طبیعت می‌رویم، اما نه فقط برای تفریح، که حضور پیدا می‌کنیم تا طبیعت را از زباله‌ها، آلودگی‌ها و آسیب‌هایی که درمعرض آنها قرار دارد پاک کنیم. گذشته از این تاکنون در برنامه‌های زیست محیطی متعددی چون سرشماری حیوانات، پاکسازی‌های مختلف، فعالیت‌های گردشگری و بیشتر موضوعات مرتبط با طبیعت به صورت داوطلبانه حضور داشته‌ایم که همه این فعالیت‌ها به جان زندگی‌مان قدرت بیشتری بخشیده و هر روز خود را موفق‌تر از روز قبل دیده‌ایم.» سارا و همسرش به تفکیک زباله از مبدأ بسیار اهمیت می‌دهند و از اینکه او و محسن باعث شده‌اند سبک زندگی بسیاری از نزدیکان‌شان با الگو گرفتن از شیوه زندگی آنها تغییر کند، احساس رضایت می‌کنند و خوشحال هستند که در راستای نگهداری از طبیعت قدمی هرچند کوتاه برداشته‌اند.
 

روایتی از زوج دهه هفتادی که با خلق آثاری از جنس در بطری های پلاستیکی به توان‌یاب‌ها و بی‌‌خانمان‌های بهبود یافته امید دوباره ای هدیه می‌کنند  پلاستیک هایی که زندگی می بخشند
روایتی از زوج دهه هفتادی که با خلق آثاری از جنس در بطری های پلاستیکی به توان‌یاب‌ها و بی‌‌خانمان‌های بهبود یافته امید دوباره ای هدیه می‌کنند  پلاستیک هایی که زندگی می بخشند

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.