ion

یادی از شهید بزرگوار سپهبد علی صیادشیرازی

اسوه‌ پشتکار و شهامت

پایداری /
شناسه خبر: 345717

شهید علی صیاد شیرازی از خانواده‌ای متدین برآمده بود و ریشه نظامی داشت. سال 1343 به دانشکده افسری راه یافت. صیاد شیرازی دانشجویی منضبط با اخلاص و معتقد بود و در سال‌های پایین‌تر و بالاتر خود دوستان بسیاری داشت. در دانشکده افسری او را بسیار جدی و پر کار و مورد علاقه و توجه فرماندهان و همدوره‌ای‌هایش می‌دیدم. او از همان آغاز مانند دیگر دانشجویان مذهبی مورد توجه شهید بزرگوار سرلشکر سید موسی نامجو استاد نقشه خوانی قرار گرفت.

ایران آنلاین /
شهید علی صیاد شیرازی از خانواده‌ای متدین برآمده بود و ریشه نظامی داشت. سال 1343 به دانشکده افسری راه یافت. صیاد شیرازی دانشجویی منضبط با اخلاص و معتقد بود و در سال‌های پایین‌تر و بالاتر خود دوستان بسیاری داشت. در دانشکده افسری او را بسیار جدی و پر کار و مورد علاقه و توجه فرماندهان و همدوره‌ای‌هایش می‌دیدم. او از همان آغاز مانند دیگر دانشجویان مذهبی مورد توجه شهید بزرگوار سرلشکر سید موسی نامجو استاد نقشه خوانی قرار گرفت.
 بعد از پایان دوره سه ساله دانشکده افسری و طی موفقیت‌آمیز دوره‌های دشوار رنجر و چترباز به رسته توپخانه اختصاص یافت و از دانشکده توپخانه اصفهان با درجه ممتاز فارغ‌التحصیل شد. در طول این مدت به‌دلیل نظم و تلاش و دقت بین استادان و همدوره‌ها محبوبیت خاصی کسب کرد و پس از آن خدمت نظامی خود را در لشکر پیاده تبریز آغاز کرد. در آنجا با ایجاد یک گروهان نمونه به سبک نیروهای ویژه و تکاور درخشید و در درجه ستوان دومی مورد توجه فرمانده وقت سرلشکر یوسفی که از نظامیان برجسته، دلسوز و مقتدر بود قرار گرفت. با انتقال این لشکر به کرمانشاه با راهنمایی دو نفر از افراد وظیفه تحت امر خود به جمع نخبگان مذهبی و انقلابی شهر راه یافت.
 شهید صیاد شیرازی با شرکت در آزمون زبان و کسب موفقیت راهی امریکا شد و دوره هواسنجی بالستیک را با موفقیت گذراند. در بازگشت از امریکا در ستاد نیروی زمینی او را ملاقات کردم قرآنی از کیف خود درآورد و به من نشان داد که به زبان انگلیسی بود. گفت وقتی آنجا بودم دیدم امریکایی‌ها با درک بعضی از مفاهیم و آیات قرآن مشکل دارند. در ساعات فراغت مطالعه می‌کردم و با آنها وارد بحث می‌شدم. این قضیه گویای آن است که این جوان معتقد همه جا درد دین داشته است.
 بعد از بازگشت از دوره تخصصی در کمیته تاکتیک مرکز توپخانه به آموزش افسران جوان پرداخت. کلاس‌های خود را با نوشتن بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم روی تخته سیاه آغاز می‌کرد و با این ترتیب زمینه نزدیکی نظامیان متعهد را با خود فراهم می‌ساخت. اغلب دانشجویان آن زمان و همکاران صمیمی بعدی وی می‌گویند ما در همان ابتدای کلاس با خود می‌گفتیم چه دل و جرأتی دارد و ظرف مدت کوتاهی پیوند عاطفی ما با او برقرار می‌شد.
هنگام خدمت در اصفهان با رهبران روحانی و نیروهای انقلابی امثال حضرت آیت‌الله خادمی، حضرت آیت‌الله طاهری اصفهانی و مهندس اکبر پرورش و برادر رحیم صفوی آشنا شد. به کمک آنان و بخصوص سید محمود آذین مرکز توپخانه اصفهان و هوانیروز و پایگاه هوایی را در برابر یورش گروهک‌ها حراست کرد و پایه‌گذار انجمن اسلامی شد.
با ادامه ناآرامی‌ها در غرب کشور، همراه نیروهای آموزش دیده سپاه اصفهان به کمک نیروهای نظامی درگیر در عملیات شتافت و در ایجاد امنیت و جلوگیری از جداسازی کردستان مشارکت کرد. او در روزهای بحرانی فروردین و اردیبهشت 59 که خیابان‌های سنندج برای چندمین بار میدان تاخت و تاز گروهک‌ها شده بود نقش بسزایی ایفا کرد. با آغاز پاکسازی محورهای مواصلاتی منطقه در نوک پیکان حمله به سنگرهای دشمن قرار گرفت.
 فداکاری‌ها و پیگیری‌های او نیروی زمینی ارتش و سپاه جوان را به ایجاد قرارگاه مشترک عملیاتی در غرب کشور تشویق و رهنمون کرد.
صیاد با در اختیار گرفتن دو لشکر و یگانی از نیروهای مخصوص و تیپ هوابرد برنامه منظم و مدونی برای درهم شکستن مقاومت ضد انقلاب تدوین کرد. تلاش همرزمان ارتشی فداکارش ازجمله جمالی، خرسندی، جوادیان، ترکان، ستاری، رامتین، هاشمی، آراسته، غفرالهی، دادبین و یاران جان‌برکف سپاهی‌اش همچون رضایی، بروجردی، کاظمی، همت و متوسلیان در تاریخ آزادسازی کردستان درخشان و زبانزد است. در خرداد سال 59 دانشجویان دانشکده افسری را برای یک دوره فشرده «رزم در شرایط سخت» به فرماندهی اینجانب راهی کردستان کرد. دانشجویان در اردوگاهی در منطقه «موچش» واقع در بخش دهگلان، به کمک استادان اعزامی از یگان کلاه سبزها عملاً با اصول مقدماتی رزم در شب و روز و تکنیک‌ جنگ نامنظم آشنا شدند. نامجو، صیاد شیرازی، یوسف کلاهدوز و حسنی سعدی از اردوگاه بازدید کردند و ارزش این دوره عملیات را مورد تأیید قرار دادند. در اینجا باید گفت سعه صدر صیاد در آماده ساختن دانشجویان دانشکده افسری دو سه ماه قبل از آغاز جنگ درخور تحسین و حاکی از دور اندیشی این فرمانده مدبر بوده است. در نیمه راه عملیات پاکسازی کردستان روابط صیاد شیرازی با رئیس جمهوری وقت «بنی صدر» تیره شد و عملیات مشترک ارتش و سپاه متوقف شد. با روی کار آمدن شهید رجایی و شهید باهنر، صیاد شیرازی اعتبار گذشته خود را بازیافت و به‌کار خود ادامه داد.
با پیروزی بزرگ ارتش و سپاه در شکستن حصر آبادان در 5/7/60 و رژه اسرای عراقی از برابر رئیس ستاد ارتش و فرمانده نیروی زمینی و فرماندهان سپاه و سخنرانی فرمانده لشکر 77 به زبان فصیح عربی برای آنان لرزه بر اندام ارتش عراق و حامیان قدرتمندش افتاد و به این نتیجه رسیدند که در برابر نیروهای مسلح با تجربه و قدرتمند ایران تاب مقاومت بیشتر ندارند. فرماندهان برای عرض گزارش پیروزی و تبریک به حضرت امام با هواپیما راهی تهران شدند.
با کمال تأسف شامگاه روز 6/7/60 هواپیمای حامل فرماندهان دچار سانحه شد و در کهریزک تهران سقوط کرد و این حادثه غم‌انگیز شهد پیروزی بزرگ شکست حصر آبادان را در کام رزمندگان فداکار ارتش و سپاه تلخ کرد و ملت ایران را سوگوار کرد.
پس از آن سرهنگ ظهیرنژاد فرمانده نیروی زمینی که در آن هواپیما حضور نداشت و جان سالم به در برده بود به ریاست ستاد مشترک ارتش ارتقاء یافت و سرهنگ علی صیاد شیرازی به فرماندهی نیروی زمینی منصوب شد.
 تعدادی از فرماندهان و نخبگان و دلسوزان ارتش با انتصاب وی موافق نبودند و تخصص و تجربه‌اش را برای این مسئولیت مهم کافی نمی‌دیدند اما به حکم امام و انقلاب تمکین کردند که ایشان در خاطرات خود بدان اشاره کرده است. صیاد شیرازی در طول فرماندهی خود بر نیروی زمینی تلاش خود را در تقویت سپاه و نیروهای مردمی به‌کار می‌برد و بابت میدان دادن به دخالت‌های بعضاً غیرکارشناسانه مورد انتقاد و فشار برخی از فرماندهان و همرزمانش بود. با وجود این به یاری استادان دانشکده فرماندهی ستاد و افسران و فرماندهان نخبه و کارآمد روح تازه‌ای به نیروهای مسلح بخشید و دست در دست فرماندهان سپاه پاسداران به پیروزی‌های پی‌درپی دست یافت. به حقیقت می‌توان گفت تا هنگام واگذاری فرماندهی نیروی زمینی به سرهنگ حسنی سعدی بیشترین بار سنگین دفاع مقدس را صبورانه و مظلومانه بی‌ادعا برعهده داشت.
 همزمان با عملیات بزرگ و حماسه‌آفرین فتح المبین عوامل نفوذی منافقین با هدف ترور صیاد شیرازی و جانشین و معاونین وی به ساختمان ستاد نیروی زمینی وارد شده و در چهار تیم عملیاتی ورزیده، 13 نفر از افسران و درجه داران را به شهادت رساندند. سرهنگ توپخانه حسین خرسندی معاون هماهنگ‌کننده فرمانده نیرو در این حادثه یک چشم خود را از دست داد و از ناحیه طحال و سینه شدیداً آسیب دید. خوشبختانه این توطئه به‌دلیل حضور صیاد شیرازی و جانشین وی سرهنگ اصغر جمالی در جبهه جنوب نافرجام ماند.
عملیات مرصاد و حمله منافقین پس از پذیرش قطعنامه صورت گرفت و همزمان صدام از پذیرش آتش بس طفره می‌رفت و نیروهای ما در دو جبهه درگیر بودند. این بود که صیاد شجاعانه به میدان آمد و با رابطه خوبی که با خلبانان متعهد و انقلابی هوانیروز و نیروی هوایی داشت ظرف سه روز همدوش با رزمندگان ارتش و سپاه در انهدام منافقین که تا نزدیکی‌های کرمانشاه رسیده بودند توفیق یافت. این بود که طرح ترور وی به‌عنوان عنصر مؤثر در شکست مرصاد در کادر رهبری منافقین کلید خورد.
شهید صیاد شیرازی گنجینه‌ای از فداکاری و پیشگامی و تلاش شبانه روزی برای رزمندگان و تاریخ قهرمان پرور ایران برجای گذاشت و بامداد واپسین روز زندگی خویش در تاریخ 21/1/78 در خون خود غوطه ور شد و با کوله باری از غیرت و انسانیت به سوی حضرت حق پرکشید. راهش پر رهرو و یادش گرامی باد.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.