ion

گزارشی از نمایشگاه «علی اکبر صادقی» در موزه هنرهای معاصر تهران

شلیک صلح و دوستی

فرهنگی /
شناسه خبر: 338822

اگر اهل هنر و موزه‌گردی و نمایشگاه دیدن هستید، بدون شک یکی از هیجان‌انگیزترین نمایشگاه‌های سال که می‌توانید به آن سری بزنید و ساعت‌ها در آنجا مجموعه استثنایی از هنر کشورمان را ببینید، نمایشگاه آثار «علی اکبر صادقی» در موزه هنرهای معاصر تهران است. البته این پیشنهادی برای همه است و کمتر کسی را می‌توان پیدا کرد که از نقاشی‌ها، مجسمه‌ها و پویانمایی‌های استاد علی‌اکبر صادقی لذت نبرد، چراکه همه آثار سرشارند از زندگی، رنگ، شور و شعف، تاریخ و ادبیات.

ایران آنلاین /علی اکبر صادقی سال 1316 در محله پامنار تهران به دنیا آمده است و نمایشگاه حاضر دستاورد عمری تجربه و کار این هنرمند بزرگ ایرانی است که به قول خودش در پنج سالگی نخستین نقاشی‌اش را کشیده، نقاشی از یک زن با لباسی بلند. صادقی می‌گوید: «همیشه احساس می‌کنم بهترین کار عمرم همان نقاشی با لباس بلند است. از همان روزها وقتی کاغذی، ذغالی، گچی و هر چیزی را که بشود با آن خط کشید می‌دیدم، روی زمین و دیوار و آسمان نقاشی می‌کردم.»در نخستین بخش نمایشگاه که پس از خواندن مقدمه، دیدن یک ویدئو، شعرنوشته‌های روی پارچه و چند طرح و اجرای نقاشی پشت‌شیشه در راهرو موزه، به آن می‌رسیم، دیوها و غول‌ها به نمایش درآمده‌اند. این نخستین بخش نمایشگاه است که مخاطب را با چند وجه از کارهای علی اکبر صادقی آشنا می‌کند، شوخ‌طبعی و هزل، نشانه‌ها و نمادهای بسیار، داستان‌گویی و هویت ایرانی که از شاخصه‌های کارهای او هستند. این مجموعه پرکار که شامل نقاشی‌های قدیمی و جدید هنرمند هستند شاید پرسش‌های فراوانی را برای شما ایجاد کنند که این شخصیت‌ها از کجا آمده‌اند؟ چه داستانی دارند؟ اما اگر حوصله به خرج بدهید کمی جلوتر مجموعه‌های بعدی و پویانمایی‌ها خیلی از پرسش‌ها را پاسخ می‌دهند.بخش دوم نقاشی‌هایی است با طرح نمادین صندلی‌های لهستانی که واکنشی است به جنگ‌جهانی و پناه‌آوردن لهستانی‌های مهاجر به ایران. در این نقاشی‌ها علاوه بر صندلی‌های انباشته روی هم با عناصر قابل شناسایی و نمادین مهم دیگری هم روبه‌رو می‌شویم که از آثار نقاشان سرشناس اروپایی آمده است: رقصنده ادگار دگا، بز ماده پابلو پیکاسو، جیغ ادوراد مونش و... این نقاشی‌ها هم نمادی از بی‌طرفی ایران در جنگ و هم سوءاستفاده‌های روسیه و انگلیس از خاک ایران در آن زمان است. این صندلی‌ها در این آثار، به نوعی ارائه شده‌اند که یا شکسته شده، یا روی هم تلنبار شده یا به‌صورت‌ها و ترکیبات مختلف اندوخته شده‌اند، گویی که به تاراج برده شده و ویران شده‌اند. صادقی در این مجموعه هم از سربازهای خود با فیگورهای مختلف استفاده کرده تا به غیر از تکنیک آثار، نشانه‌های دیگری از جهان هنرمند در این کارها باشد. پس از این بخش به مجموعه «نانوشته‌ها» می‌رسیم که شامل 9 نقاشی است و به تمامی نمایانگر جهان‌بینی استاد صادقی در چند دهه فعالیت هنری او است. این نقاشی‌ها که با توجه به ریزه‌کاری‌ها و تکنیک‌شان ابعاد نسبتاً بزرگی دارند، سرشار از نمادها و نشانه‌های ایرانی‌اند که هر کدام برگرفته از چیزی مانند چاپ‌های قدیمی، نگارگری‌ها، نقاشی‌های قهوه‌خانه‌ای، داستان‌های کلاسیک و عامیانه ایرانی هستند. هنرمند با الهام از نقاشی‌های قدیمی ایرانی، به طور همزمان مکان‌ها و زمان‌های مختلف را در قالب یک نقاشی برای ما به تصویر کشیده است. این مجموعه که بین سال‌های 90 تا 92 خلق شده‌اند، سوژه‌های مختلفی مانند مراسم عقد، چهارباغ، جنگ، عشق ممنوعه و... دارند و شاید بتوان گفت که این آثار، آیینه‌ای از هویت ایرانی هنرمند، خاطرات، نوستالژی‌ها و آموخته‌های او از هنر پیش از خودش است. نکته دیگر این نقاشی‌ها شوخ‌طبعی هنرمند در پرداختن به‌جدی‌ترین موضوعات است که البته این شوخ‌طبعی را می‌توان در باقی آثار علی اکبر صادقی نیز مشاهده کرد.مجموعه «عشق و جنگ» یکی از آن مجموعه آثاری است که شامل مرور و بازبینی شده است. هنرمند ابتدا این مجموعه را در سال  1340 خلق کرده است اما سپس به‌دلیل ساخت پویانمایی‌ها به کناری نهاده و دوباره در سال 1389 آنها را تکمیل کرده و به گفته خود او، این مجموعه درونمایه مجموعه‌های «استتار» و «نانوشته‌ها» بوده است.

چتر عنصر اصلی مجموعه «استتار» است، پهلوان‌ها و سربازهایی که زیر چتری قرمز پنهان شده‌اند و در میان خیل عظیمی از چترها و آدم‌های دیگر که سیاه و سفید ترسیم شده‌اند و سوژه اصلی کار را نمایان می‌سازند.
-علی اکبر صادقی در سال1336 به‌عنوان شاگرد اول وارد دانشکده هنرهای زیبای تهران می‌شود، همان سال آتلیه هفت را با نصرالله افجه‌ای و محمود بصیری راه می‌اندازد و این دوره آغاز فصل جدید و حرفه‌ای از کار اوست. او در دانشگاه با هنرمندان بسیاری آشنا می‌شود و آتلیه او نیز تا مدت‌ها محل گردهمایی هنرمندانی نظیر کیارستمی، ممیز، فرشید مثقالی، اصغر بیچاره و... است. در همین سال‌ها و حدود بیست و پنج سالگی است که ازدواج می‌کند. او در خاطراتش از این دوران این‌طور یاد می‌کند: «اواسط تابستان کتی که زمستان و تابستان برای خواستگاری می‌پوشیدم به تن کردم، آن روز کیارستمی روی دیوار آتلیه یک علامت ضربدر زد و گفت این آخرین خواستگاری توست برو و خیالت راحت. راز من و پدرم این بود که در خواستگاری هر وقت سیب را گاز زدم یعنی پسندیده‌ام. عروس خانم با یک پیراهن کورژ وارد شد و آمد روی مبلی روبه‌روی من نشست و من سیب را گاز زدم، شاید یک دلیلی  که سیب سمبل کارهای مهرماه عقدکنان ۲۱سوررئال من شد، همین بوده است».
گالری بعدی موزه هنرهای معاصر به «روزمرگی» و مجموعه‌های تولد دوباره (1387-1385)
و بازی (1386-1384) اختصاص دارد که شامل آثار حجمی و چیدمان‌های علی‌اکبر صادقی است. صادقی این مجموعه را پس از یک سال افسردگی و بازگشت دوباره به کارگاه خلق کرده است. آثار این مجموعه همچنان رنگ‌های آثار دیگر هنرمند را دارند و از اشیاء دم‌دستی و روزمره هنرمند ساخته شده‌اند، با وجود این مجموعه‌های تولد دوباره و بازی ظاهری ساده و سهل دارند و در آنها از ظرافت و ملاحت آثار پیشین صادقی خبری نیست. در «بازی» اشیاء بازیافتی وارد کار صادقی شده‌اند و به‌عنوان متریال مورد استفاده هنرمند قرار گرفته‌اند. باید به این نکته هم اشاره کرد که صادقی یک وجه صنعتی و بویژه کار با چوب دارد و به گفته خودش بعد از نقاشی، نجاری کار دوم اوست. بنابراین هنرمند به خوبی از پس ساخت هرچه خواسته برآمده است. گلدان‌هایی که با گل‌های ساخته هنرمند پر شده‌اند؛ پرنده‌های عجیب و غریب و گاه در قفس، صندلی‌ها، یک کت نقاشی شده و... همگی بخشی از این مجموعه هستند که در کنار مجموعه «میخ‌ها» به نمایش درآمد‌ه‌اند که از مجموعه‌های منحصربه‌فرد و خاص علی‌اکبر صادقی است. این آثار هنرمند همچنان سرشار از بازنمایی مردان جنگی و اسطوره‌ای اوست که بخش‌هایی از چهره‌شان با میخ‌ها پوشیده شده است. میخ‌ها در آثار حجمی نیز به کار رفته‌اند، صندلی‌ها و صفحه‌های شطرنج و... که همگی همان ویژگی اسطوره‌ای و کشمکش‌های عشق و جنگ و انسانیت کارهای صادقی را به نمایش می‌گذارند.
-علی اکبر صادقی پس از انقلاب و تعطیلی کانون و رها کردن انیمیشن و تصویرسازی دوباره به آتلیه و گالری ویترای خود بازمی‌گردد و نقاشی را از سر می‌گیرد و برای گذران زندگی هم به قاب‌سازی روی می‌آورد چراکه دیگر از سفارش‌های نقاشی پشت‌شیشه هم خبری نیست. نقاشی او در این سال‌ها با تأثیر از فیلم «من آنم که...»، نقاشی‌های سوررئال است و نخستین نقاشی شقه شدن حرامزاده است که هنرمند در دوران کودکی از نقال‌ها شنیده و بر پرده‌های نقاشی قهوه‌خانه‌ای دیده است. سال 1368به پیشنهاد لیلی گلستان گالری ویترای را به نگارخانه سبز تغییر می‌دهد و مشغول به برپایی نمایشگاه برای هنرمندان می‌شود و نخستین نمایشگاهی که برگزار می‌شود، نمایشگاهی است از کارهای مرتضی ممیز، غلامحسین نامی، مرتضی کاتوزیان، جلال شباهنگی و خود او.
همانطور که در گالری‌های موزه هنرهای معاصر پیش می‌رویم به صفحه شطرنج بزرگ و شخصیت‌های ساخته شده روی آن می‌رسیم و در اتاقک‌ها انیمیشن‌های «هفت‌شهر»، «گلباران» و «رخ» برای مخاطبان به نمایش گذاشته شده است. صادقی این آثار را پیش از انقلاب و در کانون پرورش فکری ساخته است. وجه مشترک این انیمیشن‌ها صلح‌طلبی و جنگ‌ستیزی است و بسیاری از شخصیت‌هایی که در نقاشی‌های جدید هنرمند می‌بینیم برآمده از همین آثار است. در انیمیشن «گلباران»، دو پادشاه تصمیم می‌گیرند که بر سر یک پرنده با هم جنگ کنند، اما هنگامی که سربازان دو سپاه با توپ و تفنگ به جنگ می‌پردازند، به جای گلوله از تفنگ‌ها گل به یکدیگر شلیک می‌کنند و این گونه جهان پر از صلح و دوستی می‌شود. در فیلم «هفت شهر» هم برآمده از هفت شهر عشق عطار است، موضوع اصلی فیلم عشق و آگاهی است که پیری برای رسیدن به عشق سفرهای متعددی را طی می‌کند و درنهایت زمانی که به سرزمین موعود می‌رسد متوجه می‌شود که عشق را نیافته است. او مدتی در این سرزمین با گل پژمرده‌ای همنشین می‌شود و با او به گفت‌وگو می‌پردازد، زمانی که می‌خواهد او و سرزمین موعود را ترک کند ناگهان گردنبندش که تصویری از یک قلب است از گردنش باز می‌شود و بر زمین می‌افتد و آن لحظه او متوجه می‌شود که تمام مدت عشق در وجود خودش بوده است، در واقع دراین لحظه تمام قفل‌های جهان گشوده می‌شود و جهان رنگ صلح و دوستی را به خود می‌بیند. باید این فیلم‌ها را در موزه دید، بویژه در کنار پوسترهای قدیمی و جذاب آن سال‌ها و روایت و صدای افرادی همچون احمد شاملو.
 مجموعه بعدی «ائتلاف» است که بیشتر به نقاشی‌های سوررئالیستی هنرمند اختصاص دارد. در چهل نقاشی مجموعه ائتلاف، سیب نماد اصلی است و نشانه‌ای از چگونگی اتحاد قدرت‌های جهانی برای نابود کردن عشق و ارزش‌های انسانی. سیب به‌عنوان یک نماد نقشی اساسی در این مجموعه ایفا می‌کند، شکل‌ها و رنگ‌های سیب‌ها هم هر کدام معنای نمادین خود را دارند: «سیب زرد» به تقدس و قداست اشاره دارد، «سیب قرمز» به عشق، «سیب سبز» نشانی از پاکی دارد، «سیب آبی» سمبل آزادی و «سیب سیاه» نشانه‌ای از مرگ است. سیب با ارزش‌های انسانی مرتبط بوده و ایده مجموعه ائتلاف هم برآمده از واقعه یازده سپتامبر است و اشاره به مردم بی‌گناهی دارد که تحت تأثیر این حملات قرار گرفته‌اند.
«افسانه و ریاضی» مجموعه دیگری است که در آخرین گالری‌های موزه معاصر می‌بینیم و کم‌کم به انتهای این باغ بزرگ و رنگین از آثار علی اکبر صادقی می‌رسیم. هنرمند این آثار را در بین سال‌های 1356تا 1384 کار کرده است و یک بعد سوررئالیستی متفاوتی در مجموعه آثار اوست و صادقی در مرز سوررئالیسم و اسطوره، عناصری را در کارهایش می‌آورد که هم کارکرد و معنای اسطوره‌ای خود را دارند و هم در نمادشناسی قابل تشخیص و بحث هستند. مرور آثار علی‌اکبر صادقی، به نوعی خود مروری تاریخی از هنر و فرهنگ معاصر ما است و می‌توان ساعت‌ها در موزه معاصر سپری کرد و این مجموعه بی‌نظیر از آثار این هنرمند را دید. این نمایشگاه تا روز 25 فروردین‌ماه 1397 در موزه هنرهای معاصر تهران برپا خواهد بود.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.