ion

تأملی پیرامون ابعاد «جهانی شدن»

پلورالیسم یا امپریالیسم فرهنگی

اندیشه /
شناسه خبر: 337376

هر آنچه که در سایه فکر، فرهنگ، آموزش و علم تولید می‌شود باید در سفره جهانی چیده شود و اینها به ریسمانی از فرهنگ، وحدت و صلح بدل شود نه دستاویزی برای خشونت و نظامی‌گری. محور توسعه، عدالت و صلح باید «فرهنگ»، «آموزش» و «علم» باشد؛ سه ستونی که یونسکو بر پایه آن بنا شده است.

ایران آنلاین / گروه اندیشه:

برخلاف باور رایج، «جهانی شدن» پدیده‌ای معاصر نیست که از سال 1980 وارد ترمولوژی علوم‌انسانی شده باشد. از ابتدا تاریخ، بشر دوست داشت «جهانی» شود، منتهی از مقتضای محیطی و ابزار جهانی شدن بهره‌مند نبود. امروز صنعتی شدن، گسترش ارتباطات و رسانه‌ها، حمل‌ونقل و... همه باعث شده تا بشر در جهانی‌ شدن سرعت بگیرد.

کسی با جهانی شدن مخالف نیست مشروط بر اینکه هدف مثبتی در پس آن باشد و منظور مسخ و استحاله فرهنگی دیگر کشورها نباشد. اگر غایت جهانی شدن، جهان‌گشایی برای صلح و از بین بردن فقر باشد، مورد تأیید همه است. در این راستا یونسکو هم رویکرد «پلورالیسم فرهنگی» را تأیید می‌کند نه امپرالیسم فرهنگی را.

واقعیت این است که چالشی‌ترین جنبه جهانی شدن، جنبه فرهنگی آن است. در این حوزه است که مقاومت‌ها، ایستادگی‌ها، مخالفت‌ها در برابر جهانی شدن از سوی کشورهای مختلف صورت می‌گیرد. از این رو، باید کثرت در عین وحدت را بر علم جهان‌گشایی بار کرد. در این راستا، ثبت مواریث، یکی از فعالیت‌هایی است که توسط یونسکو انجام می‌شود. همچنین نهادهای دیگری همچون میراث فرهنگی نیز در راستای حفظ مواریث می‌کوشند تا هر کشوری هر آنچه که دارد را متنوع در سفره وحدت جهانی بچیند. سفره رنگی و کثیر که در عین حال، در آن دوستی و وحدت موج می‌زند.

 

برای مثال یونسکو در برابر رواج «مکدونالیزیشن» تأکید می‌کند که کشورها برای آنکه غذاهای بومی‌شان را فراموش نکنند، خلاقیت در غذاهای متنوع خود را ثبت کنند و ما در این راستا، نام «رشت» را به عنوان شهر خلاق غذا ثبت کردیم.

همچنین باید بدانیم که ایرانیان بنیانگذار اولین دانشگاه در جهان هستند. تا آبان ماه سال جاری، بولونیا با 900 سال سابقه، قدیمی‌ترین دانشگاه جهان شناخته شده بود. اما در حال حاضر یونسکو و جهان پذیرفته است که «جندی‌شاپور» با 1750 سال سابقه، قدیمی‌ترین دانشگاه جهان است که به دست ایرانیان ساخته شده و تولیدات و تأثیرات آن بر هیچ فرهیخته و دانشمندی پوشیده نیست.

واقعیت این است که نمی‌توان در مسیری اقتصادی حرکت کرد و فرهنگ در آن جاری نشود. قبل از رنسانس، شرق بر غرب به لحاظ فرهنگی سلطه داشت اما بعد از رنسانس و انقلاب صنعتی این تصویر وارونه شد. وقتی بازارها در بین‌النهرین گشایش یافتند، فرهنگ را نیز با خود همراه کردند. اینها در واقع، تبعات گسترش اقتصادی است که باید در کنار آن فرهیختگان تلاش کنند این گسترش و هجمه اقتصادی، فرهنگ‌ها را از بین نبرد؛ چون هر کشوری با فرهنگ خود زنده است.

 

همه انسان‌ها باید بتوانند در سیاره‌ای که خداوند حیات را بر آن فراهم کرده با افتخار و احترام متقابل و تعامل مثبت زندگی کنند. بخاطر «انسان» باید همه انسان‌ها تکریم شوند. هر آنچه که در سایه فکر، فرهنگ، آموزش و علم تولید می‌شود باید در سفره جهانی چیده شود و اینها به ریسمانی از فرهنگ، وحدت و صلح بدل شود نه دستاویزی برای خشونت و نظامی‌گری. محور توسعه، عدالت و صلح باید «فرهنگ»، «آموزش» و «علم» باشد؛ سه ستونی که یونسکو بر پایه آن بنا شده است.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.