امروزه کارفرما‌ها بیشتر از هر وقت دیگری در تاریخ، دغدغه شادی کارمندانشان را دارند و تأکید می­کند که امروز در سازمان‌های مختلف در سطح جهان مدیرانی منصوب شده‌اند که کارشان نگاهبانی از شادمانی است؛ آنان سطح شادی کارکنان را پایش می‌کنند.

ایران آنلاین / گروه اندیشه:

صنعت شادی

نوشته ویلیام دیویس

 ترجمه‌ اعظم ورشوچی‌فرد

 انتشارات کتاب پارسه

 

در دهه گذشته، دولت‌ها و شرکت‌های بزرگ، بیش از پیش به اندازه‌گیری احساسات مردم علاقه‌مند شده‌اند؛ شاخص شادی، شادی ناخالص ملی، تندرستی و روان‌شناسی مثبت همه اصطلاحاتی هستند که امروزه بر سبک زندگی‌مان حاکم هستند. در نتیجه، احساسات و عواطف ما به منبعی جدید برای خرید و فروش تبدیل شده است.

ویلیام دیویس در کتاب «صنعت شادی» با پژوهشی جالب، تاریخ و علم و ایده‌ها را با هم تلفیق می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه تندرستی بر تمام جوانب زندگی ما از جمله کسب و کار، امور مالی، بازاریابی و تکنولوژی هوشمند تأثیر می‌گذارد. کتاب حاضر ما را بر آن می‌دارد تا در مورد همه امور زندگی‌مان بازنگری کنیم.

«شادی» امروزه از آن جمله مقولاتی است که باید با رویکردهای چندرشته‌ای به بررسی و تحلیل گذاشته شود و کتاب «صنعت شادی» کوششی در این راستا است. این اثر، با شرح چیستی مفهوم شادی آغاز می‌شود؛ نویسنده همچنین تفاوت‌ها و تشابهات آن با مفهوم «لذت» را نیز در نظر آورده است؛ اینکه آیا «شادی» و «لذت» دو مفهوم مترادفند؟ آیا بشر می‌تواند مفهومی به نام لذت را اندازه بگیرد؟

از این رو، مؤلف در آغاز اثر خود، به نوشته‌های جرمی بنتام، فیلسوف انگلیسی، در تعریف لذت اشاره می­کند؛ بنتام شادی را حالتی می‌داند که از ورای انتخاب‌ها و فعالیت‌های ما حاصل می‌شود. بنتام یکی از اولین کسانی است که به اندازه‌گیری نسبت میان لذت و شادی پرداخته است.

در کتاب «صنعت شادی» مؤلف تلاش می‌کند مسأله‌ شادی را با بحث کارکردن به‌ویژه کار سازمانی پیوند دهد. در این راستا، از ماکس وبر وام می‌گیرد؛ وبر، سازمان‌های مدرن را قفس آهنین می‌خواند؛ قفسی که انسان‌ها را در چارچوب سلسله ‌مراتب و تشکیلات طراحی‌شده به اسارت می‌گیرد و در نهایت آنها را به ابزار تبدیل می‌کند؛ به تعبیری، مؤلف، شادی را به یک عضله تعبیر می‌کند که برای استفاده از آن باید مدام کوشید تا این عضله قدرتمند باشد و در مواقع ضروری به کار آید؛ او می‌گوید «شادی یک انتخاب است؛ نمی‌توان شاد یا غمگین‌بودن را یک تقدیر تاریخی یا روان‌شناختی پنداشت.»

بر این اساس، پرسش اصلی کتاب این است که دولت و تجارت‌های بزرگ چگونه به ما به‌روزی فروختند؟ نویسنده می‌گوید که امروزه کارفرما‌ها بیشتر از هر وقت دیگری در تاریخ، دغدغه شادی کارمندانشان را دارند و تأکید می­کند که امروز در سازمان‌های مختلف در سطح جهان مدیرانی منصوب شده‌اند که کارشان نگاهبانی از شادمانی است؛ آنان سطح شادی کارکنان را پایش می‌کنند.

براین اساس، می‌توان گفت که کتاب «صنعت شادی» نقدی جدی در حوزه‌ روانشناسی و بطور خاص در حوزه روانشناسی مثبت‌نگر است و مؤلف مکررا مخاطب را به روانشناسی مثبت‌نگر ارجاع می‌دهد و نقدهای مطلوبی را نیز طرح می‌کند؛ حال آنکه توصیفی روشن و دقیق در چیستی روانشناسی مثبت‌نگر ارائه نمی‌دهد.

نقصان دیگری که بر کتاب صنعت شادی وارد است، فقدان تعریف روانشناسی مثبت‌نگر از مفهوم شادی و چگونگی دستیابی به آن است؛ در این اثر با وجود اینکه نقدهای بسیار مفیدی طرح شده است؛ اما ابهامات بسیاری را هم به جا گذاشته است.

 

 

 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.