ion

در سالروز درگذشت شاعر سینمای ایران

علی حاتمی کم غصه نخورد

فرهنگی /
شناسه خبر: 300380

علی حاتمی جلوچشم همه ما آب شد. طی چند ماه پوستش به تخته‌بند استخوانش چسبید و گویی به یکباره چند ده سال پیرتر شد. اما سرطان پوسته ماجرا بود. سکانس آخر بود و تیر خلاص.

ایران آنلاین / روح حاتمی در آن بیست سال آخر مدام تازیانه خورده و طبیعی بود که آن همه خون دل تبدیل به بغض شود و توی جانش بریزد و مثل سرطان بپیچد به وجود نازنینش! علی حاتمی کم غصه نخورد. «حاجی واشنگتن»اش سال‌ها به محاق توقیف رفت. سریال ماندگار «‌هزاردستان» زیر تیغ تند ممیزی تکه و پاره شد و همین طور آب رفت و آب رفت و کوتاه‌ و کوتاه‌تر شد. همه آنانی که در کنارش بودند، به چشم دیدند که سر ساخت شهرک سینمایی برای هزاردستان (که هنوز و همچنان هرچه فیلم تاریخی بخواهیم بسازیم با مرده ریگ همین دسترنج حاتمی می‌سازیم و کل بضاعت تاریخی و متجسّد این سینماست) چقدر بلا کشید. در نیمه راه این سریال تلویزیون افتاده بود دست مدیران جوان فلفلی مزاجی که میانه چندانی با امثال حاتمی نداشتند؛ همین هم بود که یا باید بی‌خیال آن همه محنتی که کشیده بود، می‌شد یا به ساز ناساز این نسل برآمده می‌رقصید. اما او از میدان به در نرفت و به قیمت جان و سلامتی‌اش جنگید و تا روزی هم که بود و کار می‌کرد، از دست منتقدان به ظاهر سینمایی[!] آب خوش از گلویش پایین نرفت. کاری به این نداشتند که او در عرصه سینمای ملی «ایرانی‌ترین فیلمساز ایرانی» ماست و در عرصه تلویزیون، با «سلطان صاحبقران» و «هزاردستان» لت و پارشده، استانداردهای ساخت سریال‌های تلویزیونی را بالا برده بود. مشکل این منتقدان و مسأله‌شان اصولاً سینما نبود. با این بهانه که مثلاً «کجای دوره قاجار به این زیبایی است که در فیلم‌های حاتمی می‌بینیم؟» یا می‌گفتند«کجای تاریخ فلان اتفاق در فلان جا افتاده است و...؟» یا نمی‌فهمیدند یا می‌فهمیدند و خود را به تجاهل زده بودند که این روایت حاتمی از تاریخ و جهان دراماتیک اوست؛ نمی‌فهمیدند یا خود را به نفهمی زده بودند که او هنرمند است نه مورّخ! و هنر می‌تواند مطابق نعل به نعل تاریخ نباشد.
این جا که فرانسه نبود تا مثل ژان رنوار «فرانسوی‌ترین فیلمساز فرانسه» بخوانندش و حلواحلوایش کنند و اینجا و آنجا پزش را بدهند. حاتمی هنرمند بلاپیشه ایرانی بود در سینمایی بلاخیز که می‌بایست بابت سینمای ملی و ایرانی‌اش جفا می‌دید و رنج می‌کشید. آن ماه‌های آخر نیز صرفاً با سماجت خودش بود که سعی می‌کرد پروژه فیلم «تختی» را به هر شکلی که شده به سرانجام برساند که نتوانست. در آخرین سکانسی که حاتمی در فیلم «تختی» فیلمبرداری کرد، عزت‌الله انتظامی(پدر غلامرضا تختی) در صحنه‌ای کنار سقاخانه دعا می‌کند و می‌گوید :«خدایا بچه سالم به دنیا بیاید» بعد از پایان فیلمبرداری، انتظامی کمی آن‌طرف‌تر با صدایی لرزان و چشمی گریان دست به آسمان بلند می‌کند که: «خدایا علی را از ما نگیر.» که البته عمرش قد نداد و همه ما را حسرت به دل پشت سر خود باقی گذاشت./روزنامه ایران

کلمات کلیدی

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.