ion

افسوس و حسرت ما در رفتن دهقان فداکار

سیاسی /
شناسه خبر: 299043

دهقان فداکار،نوستالژی کلاس سوم ابتدایی همه ی مابود.مردی که درآن شب سردپاییزی،وقتی کوه ریزش کردازلباس هایش مشعلی ساخت وجان صدها مسافرقطار را نجات داد

آن تصویرنقاشی شده ازاو و قطار،درقاب خاطره هایمان ماندگارشده است.ریزعلی خواجوی نه خواب بود و نه خیال،نه افسانه بود و نه سوال.حقیقتی بود ماندگار،پاسخی بودبه پرسش روزگار.
کتاب فارسی را که ورق می زدیم،درس دهقان فداکار،نه درس که مشق عشق و ایثاربود برای فرداهایی که می آمدند.
ما بزرگتر شدیم اما افسوس،داستان کامل وشیرین دهقان فداکار از کتابها رخت بربست.
اماچه بگویم!دهقان فداکار در این سالهای آخرین می گفت:من نامم"ازبرعلی حاجوی"است ،من پیراهنم را در نیاوردم،بلکه کتم رابرچوبدستی بستم ومشعلی ساختم و اینکه من آن روز از مسافران کتک هم خوردم...شاید:
هرکه دراین دهرمقرب تراست
جام بلا بیشترش می دهند
دهقان فداکارهم رفت مثل قهرمانانی که ازکتابهاگریختند.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.