ion

به مناسبت سالگرد آزادسازی سوسنگرد

سوسنگرد نماد غیرت و شجاعت

فرهنگی /
شناسه خبر: 282783

سوسنگرد از جمله اهداف اولیه عراق پس از هجوم سراسری به خاک کشورمان بود که غروب 31شهریور 1359، آن هنگام که تیپ 35 زرهی لشکرنهم ارتش عراق با عبور از تنگه چزابه وارد ایران شد تانک‌هایش را با قصد تصرف بستان و این شهر به حرکت در آورد. نیروی دشمن با سه برابر توان رزمی توانست از تنگه حساس چزابه بگذرد و خود را به پل سابله برساند.

ایران آنلاین / ارتش مهاجم عراق پس از چهار روز وقتی به این پل استراتژیک رسید و آن را منهدم شده یافت از شمال و جنوب شهر بستان به سمت ارتفاعات‌الله اکبر پیشروی کرد. پیشروی قوای دشمن ابتدا در تپه‌های‌الله اکبر سد شد و سرانجام با سقوط شهر مرزی بستان، به سمت سوسنگرد راه گشود.نیروهای ارتش دشمن با دورزدن تپه‌های‌الله اکبر مدافعانی که در این منطقه موضع گرفته بودند را با خطر محاصره و انهدام کامل مواجه کرد و آنان را ناگزیر از عقب‌نشینی و ترک مواضع خود ساخت. دشمن متجاوز نیروهای خود را از محور سابله - سوسنگرد در جنوب رود خانه کرخه کور پیش راند، در راه عناصری از هنگ ژاندارمری، تعدادی از بسیجیان بومی و نیروهای جنگ‌های نامنظم شهید چمران سعی کردند مانع پیشروی قوای دشمن به سمت سوسنگرد شوند، اما به‌دلیل استعداد چند برابری نیروهای دشمن فقط توانستند حرکت آنان را کند کنند.

سوسنگرد در 31 کیلومتری بستان و 60 کیلومتری اهواز هدف مهمی برای دشمن محسوب می‌شد لذا برای تصرف آن توان زیادی را به کار گرفت. سوسنگرد آن زمان 15 هزار نفر جمعیت داشت که اغلب عرب زبان و به کار دامداری و کشاورزی مشغول بودند. سران بعثی عراق که به خود وعده همکاری و استقبال جمعیت عرب زبان این شهر را داده بودند وقتی با مقابله جدی مواجه شدند از توان یگان‌های دیگری که از محور کوشک – طلائیه وارد خاک کشورمان شده و با عبور از کرخه تا حمیدیه پیشروی کرده بودند، استفاده کردند و برای نخستین بار در هفتمین روز جنگ این شهر را به اشغال درآوردند. هنگام تصرف بیشتر مردم هنوز در شهر بودند و عراقی‌ها نفراتی را از میان اهالی به‌عنوان مسئولان اداره شهر گماشتند.

به دستور «تالی الدوری» فرمانده لشکر 9 زرهی عراق جمعی از مردم سوسنگرد – 58 نفر - با عنوان مقاومت در برابر تجاوز دشمن وعدم همکاری با ارتش بعث عراق تیرباران شدند و فرماندار شهر به همراه همسرش در جاده سوسنگرد – اهواز به اسارت دشمن در آمدند. فرماندار-حبیب شریفی - در همان لحظات اول به شهادت رسید و همسرش خدیجه میرشکار - بعد از 400 روز اسارت آزاد و به میهن بازگشت. دشمن پس از اشغال سوسنگرد متوجه اهواز شد و نیروهای خود را به سمت این شهر گسیل داشت. فرماندهان عراقی هنگام پیشروی با عملیات متهورانه تعداد کمی از رزمندگان به فرماندهی «غیور اصلی» که از تکاوران ویژه ارتش بود و به سپاه مأمور شده بود مواجه شده و دریافتند ادامه مسیر را نمی‌توانند براحتی طی کنند و هر آن ممکن است با شبیخون مدافعان غیرتمند ایرانی روبه‌رو شوند. تک گروه 23 نفره که حداقل دستاورد آن به غنیمت گرفتن 22 تانک و نفر بر دشمن و انهدام بخش قابل توجهی از استعداد نظامی ارتش عراق در منطقه بود آنچنان شوکی به قوای دشمن وارد کرد که فرماندهانشان را وادار کرد تا به احتمال افتادن در دام نیروهای ایرانی بیاندیشند وقدم‌های بعدی را با احتیاط بردارند.

همچنین هجوم هلی کوپتر‌های هوانیروز ارتش برای شکار تانک‌های عراقی مستقر در سوسنگرد، عراقی‌ها را وادار کرد تا پس از 4 روز این شهر را ترک و بیرون آن موضع بگیرند. شهادت غیور اصلی فرمانده لایق سپاه اسلام، همچنین شهادت خلبان دلیر و از جان گذشته هوانیروز «سرهنگ وطن‌پور» لطمه بزرگی بود که در این روزها به نیروهای مدافع وارد آمد و از توان مقابله نیروهای خودی کاست. با خروج نیروهای عراقی از سوسنگرد شهر به دست رزمندگان خودی افتاد و به یکی از محورهای فعال جنگ تبدیل شد.

تصرف سوسنگرد برای دشمن از اهمیت حیاتی برخوردار بود زیرا برای ادامه پیشروی به سمت اهواز به این سرپل مهم نیاز داشت. از این‌رو باردیگر قصد تصرف سوسنگرد را کرد. روز 23 مهر 59 یگان‌هایی از لشکر 9زرهی ارتش عراق مأموریت یافتند تا باردیگرشهر را به اشغال خود درآورند و نظامیان عراقی عملیات خود را به منظور تصرف شهر آغاز کردند و شهر را از سمت شرق، جنوب وغرب به محاصره درآوردند و بتدریج تانک‌های خود را به شهر نفوذ دادند. در این روزها که نیروهای داوطلب و مدافع خود را به منطقه رسانده و در شهر مستقر شده بودند به دفاع از شهر پرداختند. عمده‌ترین نیروها افرادی از سپاه و بسیج آذربایجان بودند که به فرماندهی سردار شهید علی تجلایی از شهر دفاع می‌کردند. نیروهای مدافع که 300 نفر بیشتر نبودند، کوچه به کوچه وخانه به خانه با نیروی زرهی دشمن که این بار با برنامه‌ریزی و توان چند برابر برای اشغال شهر آمده بودند می‌جنگیدند. کار به جایی رسید که در مقابل هر رزمنده مدافع شهریک تانک عراقی قرار داشته و جنگی نابرابر درگرفت. نیروهای مدافع با محوریت افرادی از سپاه آذربایجان به فرماندهی سردار شهید علی تجلایی، جنگی عاشورایی را رقم زدند و تسلیم اراده دشمن نشدند.

وقتی کار خیلی سخت شد شهید تجلایی ضمن تماس با آیت‌الله مدنی امام جمعه پرنفوذ تبریز وضعیت دشوار و وخیم سوسنگرد را گزارش می‌دهد و برای نجات شهر از ایشان استمداد می‌طلبد. آیت‌الله مدنی بلافاصله راهی تهران شده و به حضور امام خمینی(ره) می‌رسد و امام را از وضعیت وخیم سوسنگرد باخبر می‌کند. امام(ره) فوراً به دامادشان حجت‌الاسلام شهاب‌الدین اشراقی مأموریت می‌دهند تا با رئیس جمهوری وقت - ابوالحسن بنی صدر- ملاقات و دستورات ایشان را به وی ابلاغ کند.  دستور امام خمینی(ره) خطاب به بنی صدر این بود: «تا فردا باید سوسنگرد آزاد شود» در پی فرمان امام(ره) یک گروه رزمی به استعداد چند اسکورپین وتعدادی نفربر در بامداد 26 آبان به کمک محاصره شدگان می‌شتابند. نیروهای گروه جنگ‌های نامنظم به فرماندهی دکتر چمران هم به آنان می‌پیوندند.

حمله از بیرون و مقاومت از درون شهر مؤثر واقع شده نیروهای تازه نفس راهی به درون شهر می‌گشایند و محاصره سوسنگرد شکسته می‌شود. با تقویت نیروهای مدافع شهر دشمن از تصرف سوسنگرد مأیوس و به مواضع جدیدی عقب نشینی می‌کند. بدین ترتیب ارتش عراق از تصرف یکی از اهداف استراتژیک خود برغم پای کار آوردن توان بسیار زیادی باز می‌ماند. در این عملیات 80 نفر از مدافعان شهر به شهادت رسیدند و دکتر چمران نیز از ناحیه پا مورد اصابت گلوله دشمن قرار گرفته و مجروح می‌شود. نام لشکر عاشورا ملهم از دفاع عاشورایی رزمندگان آذربایجانی در حماسه مقاومت از سوسنگرد است./ روزنامه ایران 

 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.