ion

تهران یا ایران؟

فرهنگی /
شناسه خبر: 247408

انتقاد و گله از ترکیب کابینه آقای دکتر روحانی از سوی حامیان و طرفداران ایشان مطرح است. این انتقادها را چه وارد بدانیم، چه غیرموجه، می‌خواهم در کنار اهمیت مأموریت آقای روحانی که ساختن ایران و حفاظت از آن است، به مأموریت مهم دیگری نیز اشاره کنم که معتقدم از یک منظر به دلایلی که در پی آورده‌ام، حتی اهمیت بیشتری دارد؛ نجات تهران!

ایران آنلاین / نجات تهران از یک منظر حتی مهم‌تر از مأموریت کلی آقای روحانی است؛ چون تهران شهری است که بیشترین توجه و تمرکز مسئولان در چهار دهه به آن معطوف بوده است. چه بودجه‌های هنگفتی که صرف پایتخت نشده و چه سبک‌های مدیریتی متنوعی که برای حل معضلات این شهر مورد آزمون و خطا قرار نگرفته اما نتیجه کار نه‌تنها رضایت‌بخش نیست که در بهترین وضعیت ممکن و نه در سخت‌گیرانه‌ترین حالت، معیار سنجش کارنامه مدیریت ملی در کل مملکت نیز به‌حساب می‌آید و از این لحاظ جای نگرانی جدی دارد. بنابراین مسئولیت شهردار و شورای شهر تهران و میزان حساسیت و مشارکت مردم و نهادهای اجتماعی در «ایران» را نسبت به برنامه‌ها و عملکرد مدیریت شهر تهران، معیار توفیق نظام در غلبه بر مسائل این‌جهانی مردم می‌دانم. به بیان روشن‌تر نگاهی به اوضاع و احوال شهر تهران کافی است تا بتوانیم درباره چهار دهه عملکرد مدیریت کلی کشور داوری کنیم و نمره بدهیم. اگر بخواهیم از شرح این کارنامه و جزئیات آن چشم بپوشیم تا خود و دیگران را خسته نکرده باشیم، می‌گویم تهران شهری پریشان، بی‌سامان و بی‌قواره است که شهروند فقیر و غنی آن به یک میزان اما از جهات متفاوت از آن در رنج‌ و عذاب‌اند و احساس می‌کنند گرفتار چیزی‌اند که نه میراث سنت‌های پیشین ماست و نه تحفه‌ای حاصل از الگوی شهرهای مدرن.

اگر نخواهیم پرده‌پوشی کرده باشیم، کافی است شهرمان را با شهرهای کشورهایی که شب و روز از آنها انتقاد می‌کنیم مقایسه کنیم تا تفاوت شعار و عمل خود را درک کرده باشیم. همچنین اگر بخواهیم تهران فعلی را معیار این‌جهانی خواسته‌ها و آرمان‌های چهار دهه اخیرمان در نظر آوریم، باید از خود بپرسیم آیا از سرگذشت ٤٠ساله تهران احساس خرسندی و رضایت داریم یا نگرانیم؟ هم‌اینک پیکر شهری روی دستمان قرار دارد که با حدود ٦٠ هزار میلیارد تومان بدهی برجای مانده از دوره مدیریت قبل مواجه است. اگر این رقم‌ها درست باشد یعنی هر شهروند تهرانی شش میلیون تومان بدهکار است! البته مشکل مالی گوشه کوچکی از بحران تهران است و معتقدم ابَر‌بحران، همان بحران مدیریتی است؛ یعنی فقدان علم و دانش به‌علاوه عنصر امانت‌داری که هر دو ریشه در فقر اندیشگی و فقر فرهنگی همه ما دارد.

اگر کادر مدیریت جدید شهر تهران با انگیزه پاک و امانت‌داری و با برخورداری از «علم» و دانش و تفکر جدید قادر به درک لایه‌های مشکل و بحران و یافتن روش حل مسائل باشد، و همچنین بتواند با همراه‌کردن مردم تهران به‌عنوان یک امر راهبردی در صحنه عمل، موفق به حل مسائل پیچیده شهر شود، آن‌گاه می‌توان امیدوار بود که کارنامه چهار دهه قبل، این بار نمره‌ای در حد انتظار گرفته است. این امیدواری وجود دارد که با رأی غیر‌رسمی اعضای منتخب شورای پنجم به دکتر محمدعلی نجفی و احتمال بالای انتخاب ایشان در آغاز به کار شورای پنجم در شهریور ماه، نجات شهر میسر شود. معیار آبادی تهران (آن هم فقط با هزینه شهروندان تهرانی و نه تحمیل آن به سایر شهروندان ایرانی)، می‌تواند معیاری ملموس و نوید‌بخش برای امکان آبادی کل ایران باشد تا به‌عنوان الگویی برای رفع مشکلات ریز و درشت سایر شهرهای ایران به‌کار آید و مد نظر قرار گیرد. آن‌چه در این مأموریت نیاز «اول» ما است، همان برخورداری از علم کامل و امانت‌داری است که از جنس امور نرم‌افزاری در مدیریت امور است نه سخت‌افزاری./ شرق

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.