ion

بررسی مقایسه‌ای وضعیت داخلی و بین‌المللی ایران در دو دوره پیش و پس از برجام در گفت‌و‌گو با دیپلمات پیشین کشورمان؛

تندروها در دیپلماسی دنبال الگوی کره شمالی هستند

سیاسی /
شناسه خبر: 208248

برجام در حالی به سند اعتمادسازی دوباره میان ایران و کشورهای جهان تبدیل شد که مخالفان دولت یازدهم این روزها و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری با طرح انتظارات غیر واقع بینانه، آن را به ابزاری برای بی‌اعتماد کردن ملت به دولت تبدیل کرده‌اند.

ایران آنلاین / با وجودی که از منظر صاحبنظران، شرایط امروز کشور در صحنه بین‌المللی و تغییرات جدی در صحنه داخلی و مقایسه تفاوت موقعیت امروز با چهار سال قبل، حتی برای شهروندان عادی نیز کار سختی نیست، مخالفان همچنان دولت را آماج حملات تند و تیز خود قرار می‌دهند. نگاهی مقایسه‌ای به وضعیت کشور در دولت یازدهم و چرایی تلاش برخی جریان‌های سیاسی از سیاه نمایی وضعیت کشور محور پرسش‌هایی است که با جاوید قربان اوغلو، دیپلمات پیشین کشور در میان گذاشتیم. گفت‌و‌گویی که این صاحبنظر مسائل بین‌المللی در آن به مخاطراتی اشاره داشت که با توجه به روی کار آمدن دونالد ترامپ در صورت روی کار آمدن یک تفکر ماجراجویانه و متفاوت از گفتمان دولت یازدهم، ایران با تهدید مواجه می شود. مشروح این گفت‌و‌گو از نظر می‌گذرد؛

به انتخابات ریاست جمهوری ایران در حالی نزدیک می‌شویم که دونالد ترامپ در امریکا با پیگیری مشی مخالفت جویانه با برجام و اتخاذ تصمیم‌هایی چون تصویب تحریم‌های جدید علیه ایران و ماجراجویی در منطقه، اما و اگرهای جدی‌ای در خصوص اجرای توافق هسته‌ای و نحوه تعامل با ایران به وجود آورده است. با توجه به چنین فضایی بفرمایید که دولت بعدی در ایران باید در مواجهه با این شرایط چه مختصاتی داشته باشد؟
همانطور که در گزارش اخیر وزارت خارجه به مجلس درباره برجام اشاره شده بود، رئیس جمهوری جدید امریکا تمایل و اهتمام جدی برای اجرای برجام نشان نمی‌دهد و این در حالی است که تحلیلگران، دشواری‌های اجرای برجام را در دوره ترامپ پیش‌بینی کرده بودند. به این معنا که اگرچه ترامپ مطابق وعده‌ای که داده بود برجام را پاره نمی‌کند اما اجرای آن را با دست اندازهای جدی مواجه می‌کند. خوشبختانه کارنامه پایبندی ایران به تعهدات برجامی‌اش در برابر افکار عمومی جهان، سازمان‌های بین‌الملل و بخصوص آژانس بین‌المللی انرژی اتمی روشن است و با توجه به این موضوع، امریکا در درگیری‌هایی که با ایران دارد، وضعیت مناسبی ندارد و کشور ما در موضع مستحکم‌تری قرار دارد. اما نگرانی‌هایی در این باره وجود دارد. چنانچه در انتخابات پیش رو تفکری مشابه تفکر آقای روحانی روی کار نیاید، دیگر تنها مانع تراشی بر سر اجرای برجام مطرح نیست و در آن صورت کشور وارد یکسری گودال‌های عمیق و جدی و به عبارتی وارد میدان مین می‌شود که هر لحظه ممکن است هر یک از مین‌ها یا بر اثر غفلت یا تعمد یا بر اثر بی‌توجهی منفجر شود و تمام دستاوردهای توافق هسته‌ای را از بین ببرد. بنابراین معتقدم علاوه بر اینکه باید با پدیده ترامپ مدارا کرد، در کنار آن باید با دیپلماسی هوشمندانه و رایزنی‌های ممتد با کشورهایی که درگیر این موضوع بودند و همچنین دیپلماسی عمومی فعال سعی کنیم تیم بشدت خطرناک و امنیتی ترامپ را از دست زدن به اقداماتی که ممکن است برجام را دچار مخاطره کند بازداریم. از طرف دیگر معتقدم ایران باید با بردباری و صبوری برخورد کند و حتی در برابر برخی از اقدامات تحریک‌آمیز مانند افزودن برخی از تحریم‌ها به بهانه مسائل غیرهسته‌ای به جای اقدامات تحریک‌آمیز یا برخوردهای واکنشی به رایزنی‌های دیپلماتیک بپردازد تا بتواند از این مرحله عبور کند.
مواجهه آقای روحانی در برابر اقدامات تحریک‌آمیز امریکایی‌ها را تاکنون چگونه ارزیابی می‌کنید؟
برخورد ایران تاکنون عاقلانه و هوشمندانه بوده و بهانه‌ای به طرف مقابل نداده است و اگر چنانچه در دام‌هایی که آنها با تحریک ایران گسترده بودند می‌افتاد، فضا از اکنون تیره‌تر بود. من فکر می‌کنم ارزیابی کارنامه دولت یازدهم به انضمام دیپلماسی در جهت برخورد خردمندانه بوده که توانسته در مواجهه با این آتش افروزی‌ها یا تنش آفرینی‌های طرف مقابل که آماده چنین کاری است مانع ایجاد کند و نگذارد این اتفاق بیفتد. البته سوی دیگر این مسأله به تعدیل سیاست‌های ترامپ بازمی‌گردد. به نظر می‌رسد که ترامپ با ورود عملی به صحنه سیاست با واقع‌گرایی به درک جدیدی رسیده است و با مواضع جدید با مسائل برخورد می‌کند.
سوای دشواری‌هایی که از سوی تندروهای امریکایی بر سر اجرای برجام قابل پیش‌بینی است، برجام در معرض انتقاد و حمله برخی از جریان‌ها و گروه‌های مخالف دولت قرار گرفته است. منتقدانی که در عین حمله به برجام هیچ آلترناتیوی را برای آن در نظر ندارند...
یکی از دلایل اقبال مردم به آقای روحانی رویکرد شفاف، آگاهانه و خردمندانه‌اش در حوزه سیاست خارجی بود چرا که ایران در همین عرصه تحت تأثیر تنش هسته‌ای، سال‌ها درگیر تقابل با سایر کشورهای جهان بود. ذهن افلاطونی نمی‌خواهد که کشف کند اگر به شرایط قبل انتخابات 92 و چالش هسته‌ای بازگردیم، چه عواقبی برای ایران رقم می‌خورد. در حوزه داخلی، اقتصاد کشور کاملاً با بن‌بست رو به رو شده بود و در شرایطی که بیشترین اتکای اقتصاد ایران به نفت است دیگر نمی‌توانستیم نفت بفروشیم. بنابراین چنانچه توافقی صورت نمی‌گرفت، عملاً اقتصاد قفل می‌شد و این در حالی بود که حتی امکان وصول پول 900 هزار بشکه‌ای هم که قرار بود تا پایان سال 92 تعداد آن کمتر هم بشود، وجود نداشت و آن اواخر مجبور شدیم پول فروش نفت را در کشورهایی ذخیره کنیم که در پس گرفتن آن مشقت‌های جدی وجود داشت. پول‌هایی که بعدها با رایزنی‌های جدی توانستیم آنها را پس بگیریم. در دوره تشدید تحریم‌ها کاسبان تحریم به اسم فروش نفت، کلاه بزرگی سر ملت گذاشتند و اگر برجام نبود چنانچه می‌خواستیم کالایی را با دلار از یک کشور در جهان بخریم باید با دادن مبالغ سنگین به کاسبان تحریم آن کالاهای خارج از کیفیت را با 20- 30 درصد قیمت بیشتر وارد می‌کردیم. خب معیشت مردم کاملاً در معرض مخاطره قرار گرفته بود. از طرف دیگر از منظر بین‌المللی ایران در دنیا منزوی شده بود و یک اجماع خفقان‌آوری علیه ما به وجود آمده بود.
قطعنامه‌های فصل 7 شورای امنیت سازمان ملل، ایران را به‌عنوان یک تهدید بین‌المللی شناخته بود. قطعنامه 1929 یک اعلان جنگ به ایران بود که به موجب آن تمام کشتی‌هایی که به سمت ایران می‌آمدند یا از ایران خارج می‌شدند، باید مورد بازرسی قرار می‌گرفتند. شش قطعنامه باعث شده بود هیچ کشوری با ایران کار نکند. حال آنکه اگر کشوری در عرصه بین‌المللی روابط خارجی‌اش فعال نباشد و منزوی باشد علاوه بر اینکه یک تهدید بین‌المللی به حساب می‌آید، تبعات سنگین سیاسی و اقتصادی برایش به دنبال دارد و این در حالی بود که ایران در نتیجه این انزوا همچنین درگیر مسائلی همچون شیعه هراسی و اسلام هراسی  هم شده بود. تندروها در دیپلماسی دنبال الگوی کره شمالی هستند، بنابراین از نظر آنها بهتر بود برجام نباشد و وضعیت ایران هم مانند کره شمالی باشد که الان شرایط آن گویاست. رأی مردم به روحانی و مجلس 94 نشان داد آگاه هستند و نمی‌خواهند الگوی کشوری مانند کره شمالی را داشته باشند بلکه می‌خواهند عزتمندانه با سایر کشورهای جهان تعامل داشته باشند و با رفتارهای سیاسی خود این را نشان دادند.
مسأله اینجاست بسیاری از منتقدان برجام و دولت در زمره کسانی هستند که خوشان در ایجاد این وضعیت تأثیر‌گذار بودند و حالا بیش از همه بر طبل مخالفت می‌کوبند. اینها با چه هدفی و بر چه مبنایی این انتقادات را مطرح می‌کنند؟
این دسته از منتقدان از نظر ما باعث چنین وضعیتی بودند اما خودشان این وضعیت اسفبار را که نامطلوب نمی‌دانند. اساساً همین طرز تفکر آنها باعث شد که چنین وضعیت آشفته‌ای برای ایران به وجود آید. شاید برخی این را جزو سند افتخارات خود می‌دانند. وقتی یکی از همین آقایان می‌گوید ما انقلاب نکردیم که مثل ژاپن شویم خب معلوم است که الگویش انزواست. اما مهم‌ترین دلیلی که باعث می‌شود مسببان این شرایط، خود به مدعی تبدیل شده‌اند، این است که با آشفته نشان دادن وضعیت کشور در آستانه انتخابات یک بار دیگر خود را برای رسیدن به قدرت و اهداف سیاسی‌شان آماده می‌کنند. در وادی رقابت تلاش می‌کنند تمام نقاط ضعف طرف مقابل را احصا و آن را مبنای حملات خود قرار دهند. مثلاً آقای روحانی در سال 92 و همچنین بعد از برجام وعده‌هایی برای برون رفت از وضعیت آشفته‌ای که محصول دولت قبل بوده، داده است که روند اجرایی شدن آنها با توجه به وضعیت پیچیده‌ای که ایران داشت زمانبر است. مانند مریضی سرطانی که بیماری‌اش کهنه شده و در حال احتضار است. کاری که روحانی کرد این بود که این بیمار در حال احتضار که تمام بدنش را غده سرطانی گرفته بود، معالجه کرد اما خب معالجه این بیماری زمانبر است و حالا این جریان که خود مسبب بروز این وضعیت شده‌اند در مقام طلبکار ظاهر شده‌اند و این وضعیت را به‌عنوان نقطه ضعف دولت مطرح می‌کنند، بدون اینکه متوجه باشند خودشان این باتلاق را به وجود آورده‌اند.
اما این افراد در حالی صدای خود را در اعتراض به دولت بلند کرده‌اند که دولت دستاوردهای مهمی در همین چهار سال داشته است. عادی شدن وضعیت ایران در صحنه بین‌المللی، بیش از دو برابرشدن فروش نفت، افتتاح طرح‌های مهم و بزرگ بهره‌برداری از منابع گاز و آغاز سرمایه گذاری‌های جدی با کشورهای مهم جهان از جمله این دستاوردها بود. از همه مهمتر آن بود که فضای جنگ رخت بربست. وزیر دفاع سابق امریکا در پاسخ به اینکه چرا امریکا اخیراً از مادر همه بمبها استفاده کرده است، گفته است: «این بمب در زمان مسئولیت من آماده شده و قرار بود که اگر ایران در زمینه هسته‌ای همکاری نکند از آن علیه تأسیسات هسته‌ای‌اش استفاده شود». خب ایران توانست با پیشگیری مذاکرات جدی و دستیابی به برجام سایه شوم جنگ را از سر کشور بردارد.
بنابراین با این شرایط اگر تندروها در دولت بعدی بر سر کار بیایند، کشور با چه مخاطراتی مواجه می‌شود؟
اگر گزینه‌ای غیر از تفکر اعتدالی رأی بیاورد کلیت نظام، از الان باید برنامه‌ای داشته باشد تا چنانچه اتفاقی بیفتد در سطح بالاتر از دولت، وقایع را کنترل و مدیریت کند. یعنی در این شرایط حساس منطقه و بین‌الملل اگر تفکر تهاجمی و مقابله جویانه‌ای در انتخابات پیروز شود، نباید در تصمیم گیری‌های مهم در عرصه سیاست خارجی دارای اختیار کامل باشد. چنانکه مسأله هسته‌ای هم تحت نظر رهبری و با موافقت ایشان پیگیری می‌شد اما راهبرد سازنده دولت یازدهم حصول به توافق را ممکن ساخت. حالا حفظ این دستاورد بین‌المللی با توجه به مخاطرات پیش‌بینی‌ناپذیر بودن ترامپ در امریکا بیش از پیش ضروری است. ترامپ با حمله‌ای که به سوریه انجام داد، نشان داد که تصمیم گیری‌های غیر قابل پیش‌بینی دارد و از منطق خوبی هم برای اقداماتش بهره نمی‌گیرد. او با اوباما که حضورش فرصتی طلایی برای ایران بود و آقای روحانی هم بخوبی توانست از فرصت اقبال او به رویکرد دیپلماتیک استفاده کند، تفاوت‌های جدی دارد. بنابراین اگر گفتمان و تفکری شبیه تفکر احمدی‌نژاد روی کار بیاید و رویه‌ای ماجراجویانه و هیجانی و غیر قابل کنترل داشته باشد، معلوم نیست که ترامپ با چه رویکردی برخورد کند. بنابراین پیام انتخابات ایران به جهان نباید سیاست خارجی ماجراجویانه باشد. انتخاب فردی غیر از روحانی پیامی سهمگین به دنیا خواهد داد که ما داریم دوره سیاست‌های ماجراجویانه احمدی‌نژاد را تکرار می‌کنیم./روزنامه ایران

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.