ناگفته‌هایی درباره قاتل ستایش کوچولو / جنایت‌هایی که در فضای مجازی کلید می‌خورد

1396/1/31 |
12:31 |
شناسه خبر: 208242
ناگفته‌هایی درباره قاتل ستایش قریشی  جنایت‌هایی که در فضای مجازی کلید می‌خورد

قاضی ابراهیم اسلامی یکی از جوان‌ترین و باسابقه‌ترین قضات دادگاه کیفری در گفت‌وگویی جزئیات پرونده‌های مربوط به جنایت‌های پررمز و رازی را شرح داد که خبر هر یک از این ماجراهای شگفت‌انگیز با تیترهای درشت در صفحات روزنامه‌ها و فضای مجازی انعکاس پیدا کرده است.

ایران آنلاین / او ضمن اشاره به ناگفته‌هایی درباره پرونده قتل پرسر و صدای دختربچه شش ساله افغان به نام ستایش قریشی از توطئه پیچیده مرموز زن جوانی برای کشتن رقیب عشقی‌اش پرده برداشت.دکتر اسلامی یکی از جوان‌ترین و در عین حال باسابقه‌ترین قضات دادگاه کیفری یک استان تهران و تجدیدنظر به حساب می‌آید که به پرونده‌های متعدد جنایی رسیدگی کرده و هم اکنون عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز است.

گفت‌وگوی تسنیم با این قاضی جنایی را می‌خوانید.
نحوه کشف جرم در پرونده‌هایی که در فضای مجازی اتفاق می‌افتد یا فضای مجازی در بروز و ظهور آن جرم نقش دارد، به چه صورت است؟
منظور از قتل سایبر این نیست که افراد در فضای سایبر همدیگر را بکشند بلکه فضای سایبر ابزاری می‌شود که اشخاص با استفاده از آن خودکشی می‌کنند یا آدم می‌کشند، مثلاً در حقوق جزای بین‌الملل بحثی با عنوان جنایات بین‌المللی داریم، جنایات بین‌المللی مربوط به جرائم جنگی، نسل‌کشی و جرائم علیه انسانیت هستند؛ امروزه معتقدیم جرایم سایبری نیز خودش می‌تواند یک جنایت بین‌المللی باشد. در فضای مجازی می‌توان مثلاً نسل‌کشی راه انداخت یا می‌توان با نوشتن مطلبی همه را تحریک کرد. پرونده قتلی را برای شما مثال بزنم. این پرونده در فضای مجازی صورت گرفت و چون خیلی خوب پلیس پیگیری کرد، توانستیم راحت آن را کشف کنیم، این پرونده قتل با عنوان «قتل سایبر» معروف شد در این پرونده اعلام شد که خانمی با داروی سمی خودکشی کرده است، این خانم تا حدود دو ماه در کما بود، وقتی پرونده تشکیل شد، قاضی به پلیس گفت تحقیق کند که اولیای دم شاکی هستند یا خیر، شوهر این زن می‌گفت زن من سرطان داشت و نمی‌دانم چرا خودکشی کرد، خانواده آن خانم نیز گفتند وی سرطان داشته و شکایت نکردند.
این پرونده برای دولت هزینه زیادی داشت اما آن را انجام دادیم، موضوع از این قرار بود که وقتی وارد این پرونده شدیم، جلو می‌رفتیم و تحقیق می‌کردیم، یک روز خواهر مقتول، نزد من آمد و گفت نمی‌دانم قضیه از چه قرار بوده اما واقعیت این است که شوهر خواهرم با یک خانمی دوست بوده و با وی قرار و مدار داشته است. این چند وقت اخیر نیز همیشه اختلافات خواهر من با شوهرش سر این موضوع بود که زنی وارد زندگی‌اش شده و من خواستم شما بدانید که بحث ناموسی در میان بوده است. این مطالب که توسط خواهر مقتول عنوان شد کنجکاوی من در پرونده بیشتر شد، بیشتر تحقیق کردیم و خواهر مقتول در اظهارات بعدی‌اش گفت: خواهرم در این چند وقت اخیر بسیار روحیه‌اش عوض شده بود، داروهای جدیدی می‌خورد و می‌گفت: در فضای مجازی با یک خانمی از طریق چت آشنا شدم، او یک پزشک داروسازی ایرانی در آلمان است و برای رضای خدا به من اطلاعات می‌دهد و می‌گوید اگر قصد داری خوب شوی از این داروها استفاده کن.خواهرم می‌گفت من در حال جست‌وجو هستم که در آلمان و کشورهای پیشرفته چه داروهایی برای بیماری‌ام خوب است.در پرونده جنایی و قتل قاضی وقتی می‌تواند موفق شود و قتل را کشف کند که همیشه در این مواقع خود را جای قاتل قرار دهد، به این فکر کند که چه اتفاقی ممکن است سبب قتل شود. به ذهنم القا شد که مثلاً سرنخی ارتباطی باشد که بتوانم قاتل را بیابم.
در این پرونده نیز یک چیزی به ذهنم تداعی شد که این خانم (مقتول) دائم در فضای مجازی است، دارو مصرف می‌کند و یک نفر به او خط و خطوطی می‌دهد و این اتفاق معمولی نیست. (مقتول) خودش فوق‌لیسانس و تحصیلکرده بوده، آدم نادانی نبوده که بخواهد یک داروی ترکیبی درست کند، بخورد چون خواهر وی از قتل خواهرش می‌گفت این دکتری که با وی آشنا شده بود، صحبت از داروی ترکیبی می‌کرد و می‌گفت که اگر آن دارو را استفاده کنی سرطانت بهبود پیدا می‌کند.به سرعت به ذهنم القا شد که احتمال خیلی زیاد این اتفاق یک دام و روشی برای از بین بردن رقیب عشقی بوده است و این قتل باید هدایت شده باشد.
افراد در برخورد با موضوعات عاطفی دو حالت دارند، یا روابط جنسی است که اگر فردی بخواهد با یک نفر رابطه جنسی داشته باشد لازم نیست وقت بگذارد، «فرد مورد نظر» راحت خودش را واگذار می‌کند اما زمانی می‌بیند پای عشق در وسط است و وقتی عشق و دوست داشتن وسط بیاید مطمئناً یک درگیری عاطفی پیش می‌آید.
ردیابی ناشناس در جنایت
در ادامه رسیدگی به این پرونده پلیس تلفن همراه شوهر مقتول را بررسی کرد و پی برد شوهر مقتول با آن خانم (فردی که خودش را به مقتول داروساز معرفی کرده بود) با یکدیگر ارتباط داشته است. آنها ابتدا منکر آشنایی شدند اما بعد فهمیدیم خانم در همان شرکت کار می‌کند بعد از هر دو تحقیق کردیم که تحقیقات گسترده شد و آن دو گفتند که محرم همدیگر هستیم و در حال انجام کار هستیم اما مسأله ازدواج مطرح نبوده است.زمانی که پیامک‌های آنها را بررسی کردیم متوجه ارتباط گسترده بین شوهر مقتول و آن زن شدیم. آن خانم شوهر نداشت و بیوه بود. می‌خواستیم بدانیم کسی که به مقتول دارو معرفی کرده چه کسی بوده است. در ادامه تحقیقات را از طریق فضای مجازی پیگیری کردیم و متوجه شخصی شدیم که از خطوط ارتباطی کشور آلمان وارد فضای مجازی کشورمان شده و با مقتول در ارتباط بوده است.
من به پلیس گفتم باید به هویت شخصی پی ببریم که با مقتول در ارتباط بوده است، پلیس آگاهی گفت ردیابی این موضوع هزینه زیادی دارد باید با دولت، پلیس و مخابرات آلمان ارتباط برقرار کنیم و این کار عملاً غیرممکن است. از آن طرف نیز زمانی که به شوهر مقتول می‌گفتیم به کسی ظنین هستی، می‌گفت خیر، همسرم خودش را کشته است. اولیای دم نیز اعتقاد داشتند که دخترشان خودکشی کرده و عملاً پرونده بسته می‌شد اما چون ذهن من درگیر شده بود، دست‌بردار پرونده نبودم. چون بحث مرگ انسانی مطرح بود و به نظر می‌رسید بحث قتل در میان است و قتل نیز با آن داروساز مرتبط باشد از پلیس خواستم موضوع را از هر طریقی پیگیری کند. از این طریق روشن شد کار، کار همان زن بیوه در شرکت بوده و فهمیدیم از طریق خطوط ارتباطی آلمان وارد فضای مجازی کشورمان شده بعد شوهر مقتول نیز تمام اطلاعات دارویی همسرش (مقتول) را در اختیار بیوه همکارش در شرکت قرار می‌داد و این زن نیز اطلاعات را به مقتول می‌داد چون می‌دانست او سرطان دارد و باید دارو مصرف کند.
مقتول از آن خانم می‌پرسید شما در آلمان چه داروهایی استفاده می‌کنید که وی داروهایی را معرفی می‌کرد و از این طریق توانسته بود داروی کشنده را با همدستی شوهر مقتول در اختیار او قرار دهد و این زن بیمار هم داروی ترکیبی را که یک داروی سمی و مرگبار بود می‌گرفت و مصرف می‌کرد تا منجر به قتلش شد.
چه حکمی برای این زن و مرد متهم صادر شد؟
در دادگاه هر دو به خاطر مشارکت در قتل مجرم شناخته شدند.

عامل اصلی شوهرکشی
از قاضی اسلامی درباره انگیزه‌های شوهرکشی سؤال شد که در جواب گفت: علت عمده مربوط نارسایی قانون مربوط به جدایی و طلاق است. زن نمی‌تواند از شوهرش طلاق بگیرد و اگر بخواهد طلاق بگیرد باید مهریه، حق و حقوق و تمام دارایی‌های مالی را بدهد و حتی از فرزندش نیز بگذرد. لذا زمانی که یک زن متوجه شود شوهرش با دختر یا زن دیگری دوست شده یا به هر دلیل دیگر بخواهد از زندگی‌اش خارج شود، به شوهرش می‌گوید من چند سال در زندگی تو بوده‌ام و از دارایی‌ات سهم دارم اما مرد سهم و حق و حقوق وی را نمی‌دهد.مگر اینکه زن دلیل قانونی داشته باشد، مثلاً بتواند اعتیاد شوهرش یا «عسر و حرج» را ثابت کند، ثانیاً اگر زن بتواند حق و حقوق را از شوهرش بگیرد که او را نمی‌کشد و به دنبال کارش می‌رود.

آشنایی‌ها در فضای مجازی
یکی از موارد مطرح شده در پرونده قاتل ستایش قریشی فضای مجازی است؛ به نظر جنابعالی آیا فضای مجازی در ارتکاب به این جنایت هولناک تأثیر گذاشته بود؟
قسمت عمده از وقوع این جرم به خاطر عدم نظارت یا عدم توجه والدین بود. به نظرم فضای مجازی درخصوص نوع جرمی که اتفاق افتاد زیاد تأثیری نداشت. به باور من علت وقوع این جرم به خاطر عدم نظارت یا عدم توجه والدین بود، چه در مورد ستایش که پدر و مادرش او را رها کرده و به خانه همسایه می‌فرستادند؛ قطعاً ستایش هر روز به خانه قاتل می‌رفت و آنجا بازی می‌کرد. پدر و مادرش باید می‌دانستند ممکن است حتی یک درصد دخترشان مورد سوءاستفاده و تعرض قرار بگیرد؛ در مورد این موضوع از لحاظ جامعه‌شناسی می‌گوییم خود خانواده ستایش یک نوع بزه‌دیدگی بالقوه را فراهم کرده‌اند. قاتل ستایش، جوان 16، 17 ساله‌ای است، دوست‌دختری داشته و او را از دست داده بود و به مشروب روی می‌آورد.وی پس از مشروب‌خواری سیگار می‌کشد و بعد نیز خودش اذعان می‌کرد در آن منطقه با زن‌های بیوه رابطه جنسی آزاد نیز داشته و در آن روز و در آن شرایط می‌خواست با ستایش نیز رابطه برقرار کند.قاتل ستایش می‌گفت درحالی که مشروب خورده بودم و حالت عادی نداشتم ستایش را کشتم که ما در جلسه دادگاه قتل را تحت تأثیر مشروب رد کردیم چون فکر قاتل ستایش کار می‌کرد و قبل از وقوع جرم ستایش را با بهانه‌ای (نشان دادن جوجه به ستایش) به طبقه بالای منزلشان کشانده بود.زمانی که به قاتل ستایش گفتیم چرا ستایش را در آشپزخانه کشتی؟ گفت: «اتاق خواب فرش بود، من ستایش را به آشپزخانه بردم که کف آن سرامیک بود که اگر خون ریخت، بتوانم راحت بشویم.» بنابر این فکر قاتل ستایش کار می‌کرده و این طور نبوده که نفهمد چه می‌کند.یک طبقه مستقل دراختیار این پسر قرار داده بودند و او هرکاری که دلش می‌خواست، می‌کرد؛ وی بعد از کشتن ستایش، جسد را داخل باکس اکو گذاشت، در آن را بست و تا صبح با جسد آن دختر آنجا خوابید و فردای قتل، اسید تهیه کرد تا جسد را نابود کند اما پدر و مادر قاتل ستایش به او نگفته بودند که تو چه می‌کنی؟ این سر و صداها چیست و چه اتفاقی افتاده؟ وی بعد که دید نمی‌تواند جسد را به خارج از خانه منتقل کند، جسد را آتش زد و بعد اسپند دود کرد، در این مقطع بود که مادر قاتل ستایش از پسرش پرسید چه بویی می‌آید؟ او گفت بوی اکو است. بعد به این موضوع می‌رسیم که چرا مشروب و مواد مخدر در جامعه زیاد است؟ به هرحال بحثی که پرونده ستایش را بسیار معروف کرد، فضای مجازی بود و مسأله‌ای که باعث شد این پرونده بیش از حد در رسانه‌ها مطرح شود و افکار را حساس کند، فضای مجازی بود، چون این خبر مدام در تمام کانال‌ها پخش می‌شد و به عنوان آخرین، خبرسازترین و فجیع‌ترین خبر مطرح بود.در مورد پرونده قتل نظام آباد، یک پسر بیست و یکی دو ساله که حالش هم بد بود (مواد مصرف کرده بود) در خیابانی در نظام‌آباد در حال عبور به داخل قصابی رفت، چاقو را از دست قصاب گرفت، به پیاده‌رو برگشت، 13، 14 نفر را زخمی کرد و یک نفر را هم کشت؛ اما این موضوع را روزنامه‌ها و سایت‌ها کار نکردند، اگر هم کار کردند در قالب یک خبر بود و افکار عمومی را حساس نکرد.
اما پرونده ستایش آنقدر در فضای مجازی مطرح شد و گسترش پیدا کرد که حتی پسرم که نوجوان است، مدام سؤال می‌کرد بابا امیر حسین چه شد و چه می‌شود؟/روزنامه ایران

نظرات | 0 نظر
captcha